تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : بهرام بهراميان

دانشكده : علوم

استاد راهنما : دکتر ولي اله ميرخاني

تاريخ دفاع : 14/12/84

رشته و گرايش : شيمي-معدني

استاد مشاور : دکتر شهرام تنگستاني نژاد

اكسايش شبه حياتي تركيبات آلي با استفاده ازكمپلكسهاي بازشيف محلول درآب وكمپلكسهاي بازشيف قرارگرفته برروي نگهدارنده ها

چكيده

اخيراً تحقيقات وسيعي پيرامون نقش كاتاليزوري كمپلكس هاي باز شيف به منظور تقليد نمودن از نقش آنزيمي آنها و همچنين درك بيشتر واكنش هاي شبه حياتي آنزيم هاي سيتوكروم P-450 صورت گرفته است. اكثر اين تحقيقات مربوط به اپوكسايش اولفين ها و هيدروكسيله كردن آلكان ها ميباشد.

يكي از مشكلات سيستم هاي معرفي شده, پايداري كم آنها است كه براي رفع اين مشكل راه هاي مختلفي پيشنهاد شده است . يكي از راه هاي پيشنهادي استفاده از كاتاليزورها ي با استخلاف حجيم مي باشد كه به اين منظور از كمپلكس باز شيف با گروه هاي حجيم قرار گرفته در موقعيتهاي 3و5 از ليگاند سالن در اپوكسايش الكن ها و هيدروكسيله كردن آلكان ها استفاده شد. نتايج بدست آمده مطلوب بود و خيلي بهتر از سيستم بدون استخلاف مي باشد؛ ولي براي دستيابي به نتايج بهتر و مطلوب تر, از قرار دادن كاتاليزورها روي نگهدارنده ها استفاده شد كه در اين زمينه كمپلكس باز شيف محلول در آب با گروه هاي فسفين قرار گرفته بر روي ليگاند در اپوكسايش اولفين ها و هيدروكسيله كردن آلكان ها به كار گرفته شد. اين سيستم كاتاليزوري به عنوان كاتاليزور همگن داراي مزاياي ويژه اي است كه عبارتند از:

1- زمان واكنش هاي اپوكسايش الكن ها و هيدروكسيله كردن آلكان ها بسيار كوتاه است.

2- كارايي بالاي اين سيستم كاتاليزوري براي اپوكسايش اولفين ها و هيدروكسيله كردن آلكان ها مشهود است.

3- تهيه بسيار آسان كاتاليزور از مزاياي ديگر اين سيستم است.

در اين سيستم, حدواسط متالوكسن به روش UV-Vis مشاهده شد كه تأييدي بر مدل شبه حياتي بودن اين سيستم است.

همچنين, كمپلكس بازشيف محلول در آب بر روي رزينهاي تعويض كاتيوني و مونت موريلونيت (نوعي خاك رس) تثبيت شد و به وسيله تكنيك هاي FT-IR , UV-Vis, XRD , TGA-DTA, SEM مورد شناسايي قرار گرفتند. قرار گرفتن كمپلكس بر روي اين نگهدارنده ها ، بازيابي كاتاليزور و جداسازي محصولات را آسان تر مي سازد. اين سيستم هاي كاتاليزوري ناهمگن در اپوكسايش اولفين ها و هيدروكسيله كردن آلكان ها به كار گرفته شد.در اين بررسي، مشخص گرديد كه ليگاند محوري در اين سيستم تأثير بسزايي دارد. منبع تأمين كننده اكسيژن جهت اكسيداسيون سديم پريدات در سيستم يك فازي آب – استونيتريل مي باشد. اين سيستم ها داراي كارآيي و انتخابگري بسيار بالايي هستند و كاتاليزورهايي با پايداري بالايي مي باشند.

در بخش ديگري از تحقيق, منگنزسالوفن از طريق ليگاند محوري ايميدازول به پلي استايرن و سيليكا متصل گرديد و توسط تكنيك هاي اسپكتروسكوپي ذكر شده در مورد سيستم هاي قبلي مورد شناسايي قرار گرفتند. اين سيستم ها در اپوكسايش آلكن ها و هيدروكسيله كردن آلكان ها به عنوان كاتاليزور به كار گرفته شدند. در اين بررسي, نياز به اضافه كردن ليگاند محوري نبود و اين سيستم ها نيز كارايي و انتخابگري بالايي را نشان دادند و از پايداري بالايي برخوردار بودند. اکسيژن دهنده هاي مختلف در اپوكسيده نمودن سيكلواكتن بررسي گرديد و بهترين اکسيژن دهنده سديم پريدات شناخته شد. نتايج حاصل از واكنش كاتاليزورهاي بازيابي شده حاكي از حفظ كارآيي اين كاتاليزورها براي استفاده مجدد در واكنش هاي متوالي و متعدد است. همچنين, اين كاتاليزورها در طول واكنش از سطح نگهدارنده ها جدا نمي شوند.