تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : نسرين سهرابي

دانشكده : علوم

استاد راهنما : دکتر عبدالخالق بردبار

تاريخ دفاع : 20/7/84

رشته و گرايش : شيمي-شيمي فيزيک

استاد مشاور : دکتر شهرام تنگستاني نژاد

مطالعه پيوند شدن برخي داروهاي ضدسرطان با پروتئين آلبومين سرم و توسعه مباني نظري پيوند شدن ليگاند به بيوماکروملکول براساس مفهوم ظرفيت پيوندي

چكيده

در بخش اول پژوهش حاضر خواص فيزيكوشيميايي چهار داروي ضدسرطان شامل: پتاسيم دو دكا تنگستاتو كبالتات سه آبه (PDC )، نمك سديم كبالت فتالوسيانين تتراسولفونه، مزوتتراكيس(2،3، 5،6 - تترا فلوئورو- N، N، N -تري متيل آمونيم فنيل پورفيناتو) نيكل (II) استات ،، مزوتتراكيس(2،3، 5،6 - تترا فلوئورو- ، N، N ،N- تري متيل آمونيم فنيل پورفيناتو)منگنز(III) استات ، در محيطهاي شيميايي مختلف از قبيل قدرت يوني و غلظت و چگونگي برهمكنش آنها با پروتئين آلبومين سرم به طور جامع با استفاده از روشهاي طيف سنجي Uv/Vis، فلورسانس و پخش نور تشديديافته موردمطالعه قرار گرفته است. نتايج حاكي از آن است كه:

PDC تركيب پايداري است و در pH هاي بالاتر از 9/6 داراي چگالي بار منفي بيشتري است. با توجه به منفي بودن بار PDCو BSA در 2/7= pH نيروي الكتروستاتيك در برهمكنش اين دو تركيب نمي‎تواند نقش عمده‎اي داشته و نيروهاي هيدروژني در ايجاد برهمكنش مؤثرترند. با افزايش قدرت يوني، ميزان فشردگي BSA و ساختار آن تحت تأثير قرار گرفته به گونه اي كه تمايل اتصال را در قدرت يوني 1/0 حداقل مي‎كند.

كبالت فتالوسيانين تتراسولفونه با افزايش غلظت تمايل به تشكيل تجمع دارد. بدليل آنكه اين تركيب فاقد پروتون اسيدي است، تغيير pH تأثيري روي حالت تجمع يا القاء آن ندارد. افزايش قدرت يوني در اين تركيب تشكيل ديمر يا خودانبوهش نوع H را القاء مي‎كند، ولي بدليل عدم جفت شدن كروموفورها اين تأثير در طيف RLS به خوبي مشهود نيست. افزايش BSA به كبالت فتالوسيانين تتراسولفونه باعث القاء تجمع نوع H مي‎گردد.به دليل منفي بودن بار دو گونه  BSAو  و بدليل ساختار آنها نيروي الكتروستاتيك در برهمكنش آنها نقش نداشته و عامل عمده نيروهاي آبگريز و هيدروژني بين دنباله هاي BSA و تركيب فتالوسيانيني است. ثابت اتصال حاصل از تجزيه و تحليل داده هاي طيف سنجي برابرM-1 09/3±103× 76/6 تخمين زده شد.

، با وجود انحراف منفي از قانون بير حتي در غلظتهاي بالاتر تمايلي به تشكيل تجمع نداشته و عامل انحراف از بير عاملي غير از تجمع مي‎باشد. با افزايش قدرت يوني تمايل اين تركيب به تشكيل خودانبوهش نوع H افزايش مي‎يابد. افزايش HSA به اين تركيب و برهمكنش با آن موجب تشديد تشكيل تجمع نمي‎گردد. با افزايش قدرت يوني به ميزان برهمكنش افزوده شده كه نشان دهنده كم اهميت بودن نيروهاي الكتروستاتيك در بر همكنش و اهميت بيشتر نيروهاي آبگريز و هيدروژني در اين برهمكنش است. اين موضوع را با توجه به وجود گروه هاي آريل فلوئوردار روي تركيب تأئيد مي‎شود. ، حتي در غلظتهاي بالا تمايل به تشكيل تجمع ندارد و حتي افزايش قدرت يوني نيز اين تمايل را بيشتر نمي‎كند. افزايش HSA به اين پورفيرين كمپلكس 1:1 مي‎كند ولي تجمعي را در القائ نميكند. افزايش قدرت يوني موجب كاهش برهمكنش مي‎گردد بنابراين مي‎توان گفت كه عامل مؤثر در برهمكنش و HSA نيروهاي الكتروستاتيك ، آبگريز و هيدروژني است. با توجه به تمايل منگنز به كئورديناسيون هشت‎وجهي برهمكنش آن بهتر از نيكل صورت مي‎گيرد. ثابت اتصال حاصل از تجزيه وتحليل داده هاي طيف سنجي برابر M-103/1±104× 17/6 تخمين زده شد.

در بخش دوم منحنيهاي ظرفيت پيوندي در سيستمهاي مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و يك روش جديد جهت تجزيه و تحليل مجموعه جايگاههاي پيوندي و خصوصيات آنها ارائه گرديد. سپس از اين روش جهت بررسي يك سري سيستم شناخته شده استفاده گشته و نتايج با روشهاي قبلي مقايسه شد. نتايج حاكي از آن است كه روش پيشنهادي يكي از بهترين روشها براي تجزيه و تحليل اطلاعات ظرفيت پيوندي و تعيين استيوكيومتري پيوند است. اين روش قادر به تعيين تعداد دسته جايگاههاي پيوندي و ماهيت آنهاست. در مرحله بعدي داده هاي تجربي اتصال ماده فعال سطحي كاتيوني ستيل تري متيل آمونيم بروميد(CTAB) با آلبومين سرم انساني(HSA) كه توسط روش پتانسيومتري بدست آمده در دو قدرت يوني مختلف بر اساس روش معرفي شده مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتايج حاكي از وجود دو و سه دسته جايگاه پيوندي مستقل براي CTAB در روي HSA به ترتيب در قدرت يوني هاي 3-10 و 4-10 مولار NaBr مي‎باشد. مقادير پارامترهاي هيل بر اساس جداسازي دسته جايگاهها و روش گرافيكي پيشنهادي تعيين گرديده از آنها جهت تخمين انرژي آزاد ذاتي اتصال استفاده گرديد. نتايج حاصل بر اساس ساختار سه بعدي HSA و مقدار بارهاي موجود بر روي سطح آن مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.