تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 4/12/81

رشته و گرايش : زمين شناسي-چينه شناسي و فسيل شناسي

استاد مشاور : دکتر محمد داستانپور

نام و نام خانوادگي : محمدرضا کبريائي زاده

دانشكده : علوم

استاد راهنما : دکتر محمدعلي جعفريان-دکتر علي همداني

بيواستراتيگرافي رسوبات دونين پسين (فرازنين) در ايران مرکزي (کرمان، اصفهان، طبس) بر اساس بازوپايان

چكيده

بازو پايان دونين پسين (فرازنين) در شش مقطع (برش) از سه منطقه مهم فسيلي ايران مرکزي، يعني اصفهان (مقاطع چاهريسه، باقرآباد)، کرمان (هجدک) و طبس (مقاطع حوض دوراه، نياز، چشمه شير) مورد مطالعه قرار گرفتند که منجر به شناسايي 23 جنس، 46 گونه و 3 زيرگونه گرديد. سن اين بازوپايان فرازنين مياني تا پسين مي باشد و برابر با بيوزون هاي استاندارد 8، 7، 6 Brice (1977)در افغانستان می باشد. هم چنين در اين تحقيق يک گونه جديد بازوپا بنام Lateralatirostrum esfehensis Brice & Kebria-ee (2000) با سن فرازنين مياني تا پسين از مقطع چاهريسه (شمال شرق اصفهان) شناسايي و معرفي گرديد.

تمامي بازوپايان مطالعه شده متعلق به زير شاخه بازوپايان مفصل دار يعني Rhynchonelliformea بودند و در بين اين پايان راسته هاي Rhynchonellida, Spiriferida, Athyridida و Atrypida در اکثريت قرار داشتند. در تمامي مقاطع مورد مطالعه يک يا دو افق بايوسترومي وجود دارد که اکثريت بازوپايان مورد بررسي نيز در محل اين بايوستروم ها تجمع داشتند. سن اين بايوستروم ها فرازنين مياني (بر اساس فوناي بازوپايان و کنودونت ها) مي باشد. پس مي توان آنها را بعنوان افق هاي شاخص فرازنين ايران مرکزي در نظر گرفت.

بر اساس اين تحقيق مشخص شد که با توجه به دامنه سني کوتاه و گسترش جغرافيايي وسيع بازوپايان راسته رينکونليدا، پس آنها ابزار مناسب تري (نسبت به ديگر راسته هاي مطالعه شده) براي مطالعات بيواستراتيگرافي دونين پسين ايران مرکزي مي باشند.

از نظر پالئواکولوژي و بيوفاسيس، کليه بازوپايان شناسايي شده متعلق به جوامع بنتيک شماره 4، 3، 2 Bouct (1975) هستند که بيانگر محيط هاي لاگون، ريف و منطقه جلوي ريف بطرف درياي باز مي باشد.

اين بازوپايان از نظر پالئوبيوژئوگرافي نيز مورد بررسي قرار گرفتند که سطوح تشابه بالائي را با سرزمين هاي حاشيه شمالي گندوانا (افغانستان، پاکستان، ارمنستان) داشتند و اين تعلق ايران مرکزي را در دونين پسين (فرازنين) به حاشيه شمالي گندوانا تائيد مي کند. هم چنين سطوح تشابه بين فوناي بازوپايان ايران مرکزي و افغانستان بيش از ساير سرزمين هاي شمال گندوانا بود که اين احتمال وجود کوچک قاره ايران-افغان را در آن مدت زمان مي دهد.

علاوه بر اين، با توجه به وجود فوناي بازوپاي مشترک بين ايران مرکزي (حاشيه شمالي گندوانا) و سرزمين هاي حاشيه جنوبي يورامريکا (انگلستان، آلمان، لهستان و ...)، احتمال وجود يک اقيانوس باريک بين اين دو ابر قاره بيش از يک اقيانوس وسيع است.