تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 10/12/83

رشته و گرايش : جغرافياي طبيعي-اقليم شناسي

استاد مشاور : دکتر محمدرضا کاوياني

نام و نام خانوادگي : هوشمند عطايي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر ابوالفضل مسعوديان-دکتر حسنعلي غيور

پهنه بندي آماري نواحي بارشي ايران

چكيده

يكي از مهمترين عوامل اساسي تشخيص نواحي طبيعي كره زمين اقليم است ،‌در بين عناصر اقليمي بارش از اهميت بسيار زيادي بر خوردار است . با بررسي نواحي بارشي ايران مي توان ، پتانسيل هاي منابع آبي كشور را مورد شناسايي قرار داد ،‌به اين ترتيب ، پيش بيني متغيرهاي وابسته به بارش امكان پذير خواهد بود و نتايج حاصل از آن را مي توان مطالعات زير بنايي در تعيين خط مشي هاي كلان توسعه اي كشور مورد استفاده قرار داد.

هدف اصلي اين تحقيق پهنه بندي نواحي بارشي ايران با استفاده از روشهاي تحليل عاملي ، تحليل مؤلفه هاي مبنا و افزار بندي فازي است . در اين ارتباط به مقايسه نتايج حاصل از روشهاي مختلف خواهيم پرداخت . شناسايي ارتباط با نواحي بارشي به كمك تحليل خوشه اي ،‌روند بارش ،‌پهنه بندي فصول بارشي ايران بررسي ارتباط ميان بارش سالانه (‌در سالهاي كم بارش و پر بارش ) با الگوهاي گردشي لايه مياني جو نيز جزو اهداف ويژه تحقيق است . با اجراي روشهاي آماري مذكور بر روي داده هاي بارش 49 ساله ايستگاههاي سينوپتيك ،‌كليماتولوژي و باران سنجي نتايج زير حاصل شده است:

راهكارهاي همبستگي ، همپراشي و تحليل عاملي ( با فرض پذيرش اصل تبيين بيش از يك در صد پراش ) دوازده مؤلفه و عامل را براي تحليل بارش ايران ارايه مي دهئد ، بنابر اين روشهاي مذكور در اين جهت هم سويي دارند . هر دو روش با راهكارهاي ويژه خود ، به ياري تحليل خوشه اي ”‌وارد“ هفت پهنه بارشي را از يكديگر متمايز كرده اند . اما پراكندگي مكاني مؤلفه ها و عاملها ،‌بخصوص توزيع زماني ميانگين بارگويه هاي آنها متفاوت مي باشد ،‌حتي پهنه هايي كه اشتراك مكاني زيادي با يكديگر دارند ،‌از نظر اشتراك زماني و شدت بار بر روي ماهها متفاوت مي باشند . در مجموع راهكارهاي همبستگي و همپراشي از نظر تعداد پهنه ها تشابه بسيار زيادي دارند ولي قادر نيستند ،‌پهنه هاي كاملاً مشابه را از يكديگر متمايز كنند . ادغام برخي از نواحي بارشي مانند مركزي ، شرقي و ايجاد خرده نواحي بارشي ، بخصوص در كرانه هاي مياني و غربي درياي خزر جزو نتايج بدست آمده از روش تحليل عاملي است.

در اين تحقيق ،‌توابع عضويت فازي به شيوه هاي جبري و احتمالي بر روي داده هاي بارش اعمال گرديد و هر بار نقشه ها ي مربوطه ترسيم گرديد ،نتايج حاصله نشان مي دهد كه افراز بندي فازي كه بر منطق نسبي گرايي استوار است با داده هايي كه در ماهيت خود مرز نسبي ندارند ، سنخيت ندارد و گذشته از اين نتايج حاصله با شواهد جغرافيايي انطباق بسيار كمي رانشان مي دهد.

از نظر فصول بارشي در ايران پنج ناحيه بارشي متمايز از يكديگر وجود دارد ، برخي از نواحي ماهيت دو فصلي و بعضي ديگر ماهيت سه فصلي دارند . تحليل روند بارش طي حدود نيم قرن نشان مي دهد كه با گذشت زمان سهم بارش هاي اواخر زمستان در رژيم بارشي ايران در حال افزايش ،‌در حاليكه بطور نسبي طي ماههاي تابستان و اويل پاييز روند بارش كرانه هاي خزر روبه كاهش است.

بررسي داده هاي روزانه ارتفاع ژئو پتانسيل تراز 500 هكتو پاسكال در سالهاي پربارش و كم بارش ايران نشان مي دهد كه با سيزده مؤلفه مي توان الگو هاي گردشي مؤثر بر بارش ايران را تبيين كرد ، بعضي از مؤلفه ها رفتار دو فصلي قوي و برخي ديگر رفتار فصلي قوي از خود نشان مي دهند ،‌براي تعيين الگو هاي گردشي ، تحليل خوشه اي ”‌وارد”‌ ‌بر روي ماتريس نمرات مؤلفه ها اعمال گرديد ، كه حاصل آن شناسايي هفت الگوي گردشي بود . نقشه هاي حاصله بيانگر حاكميت الگو هاي كم ارتفاع ( معمولاً همراه با فرود عميق در شرق مديترانه )‌در سالهاي پر بارش و استقرار الگو هاي پر ارتفاع بر روي ايران در سالهاي كم بارش مي باشد .