تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : -/2/77

رشته و گرايش : جغرافياي طبيعي-اقليم شناسي

استاد مشاور : دکتر محمدرضا کاوياني

نام و نام خانوادگي : سيد ابوالفضل مسعوديان

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر حسنعلي غيور-دکتر محمدحسين رامشت

بررسي نظام تغييرات زماني-مکاني بارش در ايران زمين

چكيده

مهمترين نتايج و دستاوردهاي اين پژوهش را مي‏توان به شرح زير خلاصه كرد :

1ـ ميانگين بارش سالانة (1993-1957) با اطمينان 95 درصد بين 240 تا 278 ميلي‏متر است.

2ـ ميانگين نقطه‏اي بارش سالانه ايران زمين (1993ـ1957 ) نزديك 260 ميلي‏متر است.

3ـ توالي مقادير ميانگين بارش سالانه ايران زمين تصادفي است.

4ـ بارش سالانة نقطه‏اي در ايران زمين از توزيع نرمال لگاريتمي سه پارامتري پيروي مي‏كند.

X (P) = EXP [5.724 + 0.695 t ] – 34.36

5ـ ميانگين تغييرپذيري مكاني بارش سالانه ايران زمين (1993ـ 1957 ) نزديك 70 درصد است.

6ـ در گستردة ايران زمين رابطة تغييرپذيري مكاني بارش با ميانگين بارش سالانه خطي است و از رابطة زير پيروي مي‏كند.

CV = 131.1 – 0.184 P

7ـ ميانگين مكاني تغييرپذيري زماني بارش سالانه ايران زمين (1993ـ1957 ) نزديك 48 درصد است.

8ـ منحني ميانگين بارش نسبت به گستره از رابطه زير پيروي مي‏كند.

9ـ منحني فراز نماي بارش سالانه ايران زمين از رابطه زير پيروي مي‏كند.

10ـ ميانگين مكاني چولگي بارش در گستره ايران زمين حدود يك است. مفهوم اقليمي اين چولگي آن است كه بارش در بخش‏هاي بزرگي از ايران زمين ناچيز است.

11ـ در ايران زمين 3 گونه رژيم بارش اصلي وجود دارد. رژيم بارش آذري در شمال غرب ايران زمين كه بارش آن بهاره است ،رژيم بارش خزري در كرانه‏هاي خزر كه بارش آن پاييزه است، رژيم بارش كردي، پارسي، بلوچي و اراكي كه بارش آنها زمستانه است اما درصد تمركز بارش در ماههاي زمستاني آنهابا يكديگر متفاوت است.

12ـ توزيع زماني بارش در ايران زمين نيمه متمركز است و با حركت از شمال به جنوب مقدار شاخص سكنواختي توزيع زماني بارش كاهش مي‏يابد.

13ـ ميانگين شاخص سكنواختي بارش ايران زمين 57 درصد است.

14ـ روابط بارش – ارتفاع تنها در مكانهاي جغرافيايي مشخص معتبرند.

15- رابطه عمومي بارش ارتفاع در ايران رابطه‏اي خطي است.

16- رابطه بارش – ارتفاع در كرانه‏هاي خزر تا ارتفاع حدود 1500 متري معكوس قوي است.

17- رابطه بارش – ارتفاع در دامنه‏هاي غربي زاگرس مستقيم قوي است.

18- رابطه بارش – ارتفاع در ايران مركزي ضعيف است.

19- بيشينة بارش بر چكاد كوهها منطبق نيست.

20- رشته كوه زاگرس را از لحاظ رابطه بارش – ارتفاع مي‏توان به سه بخش پيش باد ؛ پس چكاد و پشت باد تقسيم كرد.

21- حدود پنجاه درصد تغييرات ميانگين بارش سالانه هر نقطه در گسترة ايران زمين را مي‏توان با طول و مربع عرض جغرافيايي آن محل توضيح داد.

(P=exp[5.9-0.006X+3.064*10-5Y2])

22- دوره‏هاي ترسالي و خشكسالي در همه جاي ايران زمين همزمان نيست.

23- گسترة پهنه‏هاي دچار خسكسالي تابعي خطي از ميانگين مجموع بارش سالانه است.

24- سال 1957 مرطوب ترين و سال 1973 خشك‏ترين در دورة اقليمي مورد بررسي ( 1993 – 1957) بوده است . در سال 1957 حدود 11 درصد و در سال 1973 حدود 95 درصد ايران زمين دچار خشكسالي بوده است.

25- خشكسالي‏هاي شديد روي گستره‏هاي كوچك و با دوره‏هاي بازگشت بلند روي مي‏دهند.

26- فراهم آوردن اطلس همبارش ايران زمين كه شامل بيش از چهل نقشه رقومي است از دستاوردهاي مهم اين پژوهش بوده است.

27- از محصولات اين پژوهش فراهم آوردن اطلس خشكساليهاي ايران زمين بوده است كه شامل 37 نقشه خشكسالي است.

28- فراهم آوردن نرم‏افزار RainEst براي برآورد سري بارش سالانه 37 ساله (1993 – 1957) ايران زمين.

29- فراهم آوردن نرم افزار Gradient براي برآورد بارش – ارتفاع در قلمرو ايران زمين.

30- فراهم آوردن نرم افزار RP براي تجزيه و تحليل داده‏هاي اقليمي ماهانه و چندين نرم افزار ديگر براي انجام تجزيه و تحليلهاي آماري.