تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : علي اکبر جعفري

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر لقمان دهقان نيري- دکتر اصغر منتظرالقائم

تاريخ دفاع : 3/11/86

رشته و گرايش : تاريخ- ايران دوره اسلامي

استاد مشاور : دکتر سيد اصغر محمودآبادي

بررسي و تحليل بحران هاي تأثيرگذار اجتماعي و اقتصادي در ايران از سقوط صفويه تا برآمدن قاجار (1210-1135ه.ق/ 1797-1723م)

چكيده

سقوط دولت صفوي كه در پي حملات غلزايي هاي قندهار و مسائل بعد از آن تا تشكيل شوراي دشت مغان رخ داد، حادثه مهمي در تاريخ تحولات ايران محسوب مي شود. اين واقعه مهم به دليل تأثيراتي كه در مسائل اجتماعي و اقتصادي ايران در شصت و پنج سال پاياني قرن دوازدهم هجري/ هيجدهم ميلادي داشت، موجب شد تا علاوه بر سقوط دولت صفوي، هيچ گاه دولت متمركز و قدرتمندي در آن سال ها در ايران تشكيل نشود. حكومت هاي كم دوام و گريزپايي كه در اين مدت تشكيل شدند، به دليل نداشتن مشروعيّت و به دليل رقباي متعددي كه داشتند كه نتيجه آن، درگيري و جنگ و ناامني بود، نتوانستند امنيّت و ثبات را براي مردم فراهم نمايند. همين ناتواني موجب بروز بحران هاي تأثيرگذار مهمي در مسائل اجتماعي و اقتصادي ايران شد كه پيامد آن، از دست رفتن موقعيت مهمّي بود كه ايران در مسائل جهاني داشت. بحران هاي پديد آمده موجب مشكلات مهمّي در مسائل داخلي ايران شد كه عقب افتادگي و بازماندن از توسعه و پيشرفت و تعطيلي و كاهش محسوس مراكز علمي و افت شديد فعاليت هاي اقتصادي و تجاري داخلي و خارجي از نتايج آن مي باشد.

اين موضوع با وجود اهميتي كه در بررسي مسائل تاريخي ايران دارد، به دليل كوتاهي زمان اين دوره، كمبود منابع و نبود اسناد و حاكم بودن روحيه نظامي گري و لشگرآرايي بر اين دوره، از نظر مسائل اجتماعي و اقتصادي كمتر مورد توجه قرار گرفته است. بر اين اساس، هدف اصلي اين پژوهش، بررسي و تحليل بحران هاي تأثيرگذار اجتماعي و اقتصادي ايجاد شده در اين دوره است. برخي از نتايج حاصله از اين پژوهش عبارت است از:

- بحران هاي اجتماعي و اقتصادي ايران در شصت و پنج سال پاياني قرن دوازدهم هجري/ هيجدهم ميلادي، ريشه در دوران پادشاهي شاه سلطان حسين دارد. به ويژه غفلت در عمل و مديريت نادرست كارگزاران صفوي و به سراپرده رفتن شاه و غوطه ور شدن در لذت هاي نفساني و هوس هاي شهواني، اين بحران ها را جرقه زد.

- فقدان مشروعيت، ضعف بنيه نظامي و محدوديت نيروها، بي توجهي و ناكامي در تأمين امنيّت و ضعف تشكيلات اداري غلزايي ها، علل اصلي ناكامي آنها در ايران بود.

- طايفه گرايي و پيدا شدن مدعيان جديد با كم ترين زمينه مشروعيت پذيري در اين دروه، طوفان سياسي را در ايران برپا نمود كه پيامد آن، بحران هايي بود كه واگرايي ملي و تخريب بنيان هاي اقتصادي را در پي داشت.

- بحران هاي ايجاد شده در زمان غلزايي ها و تشديد آنها در زمان پادشاهي نادر و جانشينانش وكريم خان و بازماندگانش و ايجاد بحران هاي جديد در زمان اين دو حكومت موجب شد تا در ايران، نهادهاي اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي كه عامل اساسي توسعه محسوب مي شوند، از بين رفته و ايران با شرايطي ضعيف پا به قرن نوزدهم ميلادي گذارد.

واژه هاي كليدي: بحران، بحران اجتماعي، بحران اقتصادي، صفويه، غلزايي ها، افشاريه، زنديه، قاجاريه.