تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : مجيد منتظري

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر سيد ابوالفضل مسعوديان-دکتر حسنعلي غيور

تاريخ دفاع : 9/7/84

رشته و گرايش : جغرافياي طبيعي-اقليم شناسي

استاد مشاور : دکتر محمدرضا کاوياني

تحليل زماني- مکاني دماي ايران در نيم سده گذشته

چكيده

در اين پژوهش داده هاي سه عنصر دماي روزانه(بيشينه) شبانه(کمينه) شبانروزي(متوسط) بصورت ماهانه از ژانويه 1951 تا دسامبر 2000 بصورت پهنه اي مورد استفاده قرار گرفته است. با اعمال تحليل مؤلفه هاي اصلي بر روي ماتريس هاي همبستگي و همپراش براي هر سه عنصر دمائي، مشخص شد که با سه مؤلفه مي توان بيش از 99 درصد پراش داده هاي دمائي را تبيين کرد. مؤلفه هاي اول روش همبستگي و همپراش براي هر سه عنصر دمائي بين 92 تا 96 درصد پراش را بيان مي کنند. مقايسه نتايج حاصل از روش همبستگي وهمپراش نشان داد که تفاوت چشمگيري بين اين دو روش در بيان الگوهاي زماني و مکاني دماي کشورمشاهده نمي شود. با اعمال تحليل خوشه اي بر روي ماتريس نمرات مؤلفه ها، از لحاظ رژيم دمائي سه قلمرو، و از لحاظ مقادير دما، چهار قلمرو مشخص گرديد. بکارگيري روش تحليل عاملي بدون چرخش نشان دادکه با سه عامل بيش از 99 درصد تغييرات دما تبيين مي شود. مي توان گفت روش تحليل عاملي بدون چرخش با روش هاي همبستگي و همپراش، در بيان کليت تغييرات دمائي کشور، همسوئي و همگرائي دارند.

با استفاده از تحليل خوشه اي فصل بندي مناطق دمائي ايران انجام شد نمودارهاي خوشه اي چهار قلمرو دمائی نشان داد که، هر قلمرو به لحاظ زماني از دو فصل دمائي نسبتاً متمايز تشکيل شده و هر فصل دمائي در حدود پنج ماه به طول
مي انجامد. تحليل روند دما نشان داد که در نيم سده گذشته دماي شبانه، روزانه و شبانه روزي ايران به ترتيب با آهنگ حدود سه، يک و دو درجه در هر صد سال افزايش داشته است.

با اعمال تحليل مؤلفه اصلي بر روي ماتريس داده هاي وزش دمائي سالهاي سرد و گرم که بطور جداگانه انجام گرفت، مشخص شد که با پانزده مؤلفه مي توان بيش از 93 درصد تغييرات داده ها را تبيين کرد. الگوهاي مکاني بارهاي مؤلفه هاي سالهاي گرم، تقريباً مشابه الگوهاي سالهاي سرد است با اين اختلاف که شدت و ضعف گسترش الگوها متفاوت است. بطوريکه در سالهاي سرد وزش هاي سرد تاعمق بيشتري در کشور نفوذ کرده و گستره بيشتري را فرا مي گيرند در حاليکه در سالهاي گرم همان الگوها حاکميت داشته با اين تفاوت که شدت نفوذ آنها کمتر بوده و مساحت کمتري از کشور را در بر مي گيرند. بنظر مي رسد که وزش هاي گرم نسبت به وزش هاي سرد از شدت هاي کمتري برخوردارند و بر همين اساس بيشتر حالت تعديل کنندگي داشته اند بخصوص با توجه به اينکه دو سوم وزشهاي سالهاي گرم نيز در ماههاي غير تابستاني رخ داده اند. در مجموع مي توان گفت که وزشهاي دمائي در فصل سرد سال بيشتر حادث مي شوند زيرا تابعي از الگوهاي فشار بوده و اين الگوها در فصل سرد قويتر و فراوانترند و علاوه بر آن تا عرض هاي جغرافيائي پائين تر نيز گسترش مي يابند.