تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : رضا اسماعيلي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر رسول رباني خوراسگاني- دکتر صمد کلانتري

تاريخ دفاع : 5/12/85

رشته و گرايش : جامعه شناسي

استاد مشاور : دکتر وحيد قاسمي- دکتر فروغ السادات عريضي

بررسي شاخص هاي توسعه اجتماعي و سطح بندي آن در شهرستانهاي استان اصفهان

چكيده

جامعه در حال تغيير است و توسعه يكي از گونه هاي مهم تغيير به شمار مي رود كه از پيش انديشده شده است. در حال حاضر توسعه به عنوان يكي از انواع حقوق بشر محسوب شده وبايد از صفاتي چون پايداري ، توازن برخوردار بوده و هدفش رشد استعدادهاي انساني باشد .

امروزه دركي كه از مفهوم توسعه در ميان صاحب نظران و حتي مردم عادي وجود دارد اتفاق نظر بر سر مطلوبيت توسعه يافتگي است . گرچه نوع مطلوبيت ، جنبه ها و چگونگي رسيدن به آن نزد سياستگذاران ، برنامه ريزان و انديشمندان حوزه هاي گوناگون علمي در دوره هاي زماني متفاوت بوده است . در بحث مطلوبيت ، اقتصاددانان بر بهبود و رفاه و افزايش سطح مادي و معيشتي افراد تاكيد كرده و جامعه شناسان بر گسترش شبكه ها و روابط اجتماعي ، فرهنگ شناسان بر عمق بخشي به معنا ها و زندگي و دسترسي بيشتر به كالا ها و خدمات فرهنگي، سياستمداران بر توزيع عادلانه تر قدرت و افزايش مشاركت سياسي شهروندان ، روان شناسان به رشد اجتماعي ، رواني و جسماني ، جغرافيدانان به تسلط بر محيط و سازگاري با فضا و بهره برداري از آن و ... تاكيد كرده اند.

توسعه را مي توان نوعي فرايند مشاركت مردمي عام گرا دانست كه در جهت به حداكثر رساندن انرژي به منظور پاسخگويي به نيازهاي جسماني ، رواني و اجتماعي مردم با هدف دستيابي به رفاه و عدالت اجتماعي سازماندهي مي شود. شرط لازم توسعه وجود مازادانرژي در جامعه ، طرح ايده ها و شيوه هاي نو توسط مبتكران ، وجود اشتياق جمعي به منظور رفتن به سطح بالاتر و سازماندهي است .

خاستگاه مباحث توسعه در وهله نخست اقتصادي بوده است كه در فرايند آن صاحب نظران توسعه بر رشد اقتصادي، افزايش در آمد ملي ، تغيير ساختار توليد و صنعتي شدن تاكيد كرده اند . . پس از جنگ جهاني دوم و كسب تجارب متعدد ، كارگزاران توسعه توجه خود را به لايه سياست معطوف كردند . نقش نظام سياسي در توسعه ويژگي هاي دولت توسعه گرا و شيوه هاي توسعه سياسي از عمده ترين مباحث ارتباط بين سياست و توسعه بوده است .

تجارب ناموفق سرمايه گذاري هاي اقتصادي در فرايند نوسازي ويافتن علت هاي آن ، ذهن صاحب نظران و مديران توسعه را به مقوله فرهنگ و توسعه معطوف نمود . زمينه ها و عوامل فرهنگي موثر بر توسعه و تعميق اين بحث موجب شد كه توسعه فرهنگي با هدف افزايش دسترسي مردم به كالا ها و خدمات فرهنگي ، مشاركت در فرهنگ و حفظ هويت فرهنگي در دهه 1980 مورد عنايت قرار گيرد.

توسعه اجتماعي جزء آخرين لايه اي بود كه در فرآيند توسعه در دهه پاياني قرن بيستم در سطح جهاني به آن توجه شد . شكست برنامه هاي توسعه آمرانه ، دولت محور ، اقتصادگرا و فن سالار بدون حضور و مشاركت مردم و پيامدهاي ناخوشايند جهاني سازي و سياست هاي تعديل اقتصادي پيشنهاد شده توسط صندوق بين المللي پول و خصوصي سازي اقتصادي بدون تقويت جامعه مدني منجر به طرح مبحث توسعه اجتماعي در سطح جهاني بوده است.

توسعه اجتماعي فرآيندي است كه طي آن قابليت هاي بافت اجتماعي جهت مشاركت آگاهانه شهروندان با هدف افزايش كيفيت زندگي و برابري اجتماعي جهت مشاركت آگاهانه شهروندان با هدف افزايش كيفيت زندگي و برابري اجتماعي آنان ارتقا يافته و در آن ساختارهاي لازم براي تحقق اين هدف تدارك ديده مي شود .

توسعه اجتماعي برستون هاي شهروندي ، مشاركت اجتماعي ، رفاه اجتماعي و سرمايه اجتماعي بنا شده است . در اين پژوهش و براي سنجش توسعه اجتماعي مولفه هاي سرمايه اجتماعي و رفاه اجتماعي شاخص سازي شده اند . هدف اصلي پژوهش كنوني سنجش درجه توسعه يافتگي اجتماعي شهرستانهاي استان اصفهان بوده است . روش پيمايش و تحليل ثانويه روش هاي اصلي بررسي موضوع بوده است . سرمايه اجتماعي با استفاده از 12 معرف شاخص سازي شده است.

براي سنجش سرمايه اجتماعي و رتبه بندي آن در شهرستانهاي استان 2536 نفر به عنوان جمعيت نمونه مورد مطالعه قرار گرفتند . نوع نمونه گيري استفاده شده سهميه اي متناسب با سن و جنس بوده است .

ساكنين 16 سال و بالاتر شهرستانهاي استان اصفهان جامعه آماري اين پژوهش بوده اند . براي سنجش مولفه رفاه به اطلاعات و اسناد سازمانها و موسسات مراجعه شده است . مولفه رفاه اجتماعي از 6 معرف و 43 متغير شاخص سازي شده است . يافته هاي اين مطالعه حاكي از آن است كه رتبه شهرستانهاي مورد مطالعه در شاخص توسعه اجتماعي به ترتيب 1- اصفهان 2- كاشان 3- نائين 4- زرين شهر 5- شاهين شهر 6- شهرضا 7- خميني شهر 8- گلپايگان 9- داران 10- سميرم بوده است . يافته مهم ديگر اين مطالعه آن است كه بين سرمايه اجتماعي و رفاه اجتماعي به عنوان مولفه هاي توسعه اجتماعي در شهرستانهاي استان اصفهان همبستگي معكوس وجود دارد . به طوري كه شهرستان اصفهان با كسب رتبه اول در رفاه اجتماعي ، رتبه آخر سرمايه اجتماعي را كسب كرده است . يافته هاي پژوهش نشانگر آن است كه توسعه اجتماعي در شهرستانهاي استان اصفهان مردم محور نبوده و فاقد صفت توازن است . در فرآيند توسعه اجتماعي ، شهرستانهاي استان از عدالت توزيعي در بهره مندي از خدمات و امكانات رفاهي برخوردار نبوده اند . در فرايند توسعه اجتماعي سرمايه اجتماعي سنتي جامعه تخريب شده و سرمايه اجتماعي جديد جايگزين نشده است .

سطح توسعه اجتماعي در استان اصفهان از طريق طراحي سياست ها و برنامه هاي اجتماعي و يا بازنگري در آنها قابل افزايش است . سياست هاي اجتماعي مورد نظر بايد بر اصولي چون عدالت توزيعي ، حفظ و تقويت سرمايه هاي اجتماعي مشاركت همه جانبه و برابر در فرآيند توسعه ، وحدت و انسجام اجتماعي ، تامين اجتماعي ، عدالت اجتماعي ، شهروند مداري ، واقع نگري و آرمانگرايي بنا شود.

واژه هاي كليدي : توسعه (development)، حق توسعه (development right) توسعه اقتصادي(economical development)،توسعه سياسي(political development) ، توسعه فرهنگيcultural) development)، توسعه اجتماعي(social development) ، رفاه اجتماعي(social) سرمايه اجتماعي (social capital)، اصفهان (Isfahan)