تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : -/6/80

رشته و گرايش : زبان انگليسي-آموزش زبان انگليسي

استاد مشاور : دکتر اکبر افقري

نام و نام خانوادگي : رضا بيريا

دانشکده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر محمدحسن تحريريان

مشخصات يك مدل واقعي براي پردازش و سازماندهي واژگان زبان دوم

چکيده

در ربع قرن گذشته ، نظريه هاي زبانشناسي همواره به دستور زبان معطوف بوده است . برخي از صاحب نظران معتقدند كه پيچيدگي ساختارهاي نحوي تنها جنبه ارزشمندي است كه در خور توجه و بررسي مي باشد (ر.ك چامسكي 1995 و 2000 ).

اما متخصصاني مانند مييرا ( 1992 ) ، لوفر ( 1992 ) ، لوفر ونيشن ( 1995 ) ، و لوئيس ( 1997 ) مدعي هستند كه واقعيتهاي آموزش زبانهاي خارجي و پاسخ مثبت زبان آموزان به اهميت و نقش واژگان در روند يادگيري زبان دوم ايجاب مي كند تا وضعيت كنوني نظام واژگاني مورد ارزيابي مجدد قرار گيرد.

اين تحول نظري باعث شده است تا متخصصان مدلهايي را براي نمايش چگونگي پردازش و سازماندهي واژگان ارائه نمايند كه عمدتاً دو هدف اساسي را دنبال مي كند ( لولت ، 1989 و 1993 – كرول و استوارت ، 1994 و گرين 1998 ):

الف – توضيح و تبيين نقش محوري واژه در يادگيري زبان دوم

ب – به تصوير كشيدن پيچيدگي هاي ظريفي كه در اين جنبه مهم زباني وجود دارد . متأسفانه ، صرفنظر از فوايد اين مدلها و كمك مؤثر آنها به رشد و توسعه نظريه هاي زباني ، هنوز بين فرضيه هاي زيربنايي آنها و نتايجي كه ارائه كرده اند فاصله وسيعي وجو دارد ( ر.ك.تايلور 1998 ) . دليل اصلي اين فاصله آن است كه جنبه هاي ساختاري و نمادين واژه گان در روند يادگيري بطور مستمر بر اثر گذر زمان تغيير مي كند و اين تغييرات نتيجه تقابل و تعامل محيط بر سيستمهاي عصبي و زيست شناختي زبان آموز مي باشد ( ر.ك.گريك ، 1996 ) . از اين منظر ، زبان آموز يك ارگانيزم زيست شناختي تصور مي شود كه از درون فعال است و دائماً با محيط خود در كنش و واكنش مي باشد ( موئير 1996 ).

هدف اوليه رساله حاضر ارائه يك مدل واقعي است كه بتواند واقعيات مربوط به پردازش واژه ها و سازماندهي آنها را شبيه سازي نمايد . در اين الگوي جديد ، يادگيري واژه در ارتباط با عملكرد ابعاد مختلف حيطه هاي شناختي ملاحظه مي شود . اين حيطه ها نقش انكار ناپذيري در كنترل و هدايت جريان يادگيري واژه هاي زبن دوم بر عهده دارد . ارزيابي تجربي فرضيه هاي نظري اين مدل پيشنهادي اثبات نمود كه نظام واژگاني – معنايي فرد ماهيتي پويا و چندگانه دارد و از قسمتها مختلف مغز همچون زبان ، ادراك ، فعاليتهاي روان حركتي و مراكز توجه ذهني تأثير مي پذيرد ( ر.ك.اليس و همفري 1996).