تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 12/12/81

رشته و گرايش : زبان شناسي همگاني

استاد مشاور : دکتر ساسان سپنتا

نام و نام خانوادگي : والي رضائي

دانشكده : زبانهاي خارجي

استاد راهنما : دکتر سيد محمدتقي طيب

بررسي ساخت نحوي جمله هاي ساده درزبان فارسي بر اساس نظريه دستوري نقش وارجاع (آر.آر.جي)

چكيده

هدف اين رساله بررسي ساخت نحوي جمله هاي ساده در زبان فارسي درچارچوب نظريه دستوري نقش وارجاع (Role and Reference Grammar) مي باشد. اين تحقيق به دنبال يافتن پاسخ براي دو پرسش اساسي زير است.

1-آيا نظريه دستوري نقش و ارجاع قادر است كه به عنوان يك نظريه نقشگرا - ساختگرا مسائل دستوري زبان فارسي را از ديدگاهي جديد تبيين وتحليل نمايد؟

2-آيا زبان فارسي مباني نظري دستور نقش و ارجاع را به عنوان يك نظريه جهاني مورد تاييد قرار ميدهد يا خير؟

پايان نامه حاضر شامل 7 فصل است . فصل اول به بيان اهداف و محدوده اين بررسي اختصاص يافته است . مقدمه اي كوتاه درباره پيدايش اين نظريه دستوري و ويژگي هاي كلي آن ارائه ميگردد و همچنين به برخي ويژگي هاي دستوري ورده شناختي زبان فارسي اشاره اي ميشود.

درفصل دوم ساخت نحوي جمله هاي ساده مورد مطالعه قرا رميگيرد. با معرفي ساخت لايه اي بند (Layered Structure of the Clause) دردستور نقش وارجاع، ساخت لايه اي بند درزبان فارسي و ويژگي هاي جهاني ومنحصر به فرد آن مورد بررسي قرار ميگيرد . به علاوه ، ساخت لايه اي گروه هاي اسمي وحرف اضافه اي نيز مطالعه ميشود ونشان داده خواهد شد كه نظريه نقش وارجاع به خوبي از عهده تبيين ساخت هاي نحوي زبان فارسي برمي آيد.

فصل سوم به بررسي ساخت معنايي جمله هاي ساده با استفاده از تئوري طبقه بندي افعال (Verb Classification) اين نظريه دستوري مي پردازد .آنگاه آزمونهاي نحوي ومعنايي متعددي جهت متمايز كردن طبقه هاي فعلي چهار گانه در زبان فارسي مطرح ميشود ونمونه هايي از افعال هر طبقه معرفي مي گردند. درادامه روابط معنايي و روابط معنايي تعميم يافته (Generalized semantic roles) يعني اكتر (Actor) و اندرگور (Undergoer) مورد مطالعه قرار ميگيرد ونشان داده ميشود كه روابط معنايي تعميم يافته نقش بسيار اساسي در تجزيه وتحليل ساخت جمله ها دارند. يكي از مهمترين كاربردهاي روابط معنايي تعميم يافته تبيين مساله تعدي (Transitivity) درزبان ميباشد . بابررسي فعلهاي كنشي دو جايگاهي (Two-place activity predicates) درزبان فارسي نشان خواهيم داد كه لازم يا متعدي بودن افعال تنها با موضوع هاي نحوي (Syntactic arguments) تعيين نميشود بلكه تعداد روابط معنايي تعميم يافته تعيين كننده اين مساله ميباشد.

درفصل چهارم تحليل جديدي از مقولات دستوري نظير نمود، زمان، نفي و … درزبان فارسي بر اساس تئوري نظام عامل (Operator System) دراين نظريه دستوري ارائه ميگردد. دراين فصل برخي از مقولات دستوري نظير جهت (Directionality) و Evidentiality كه در ديگر مطالعات دستوري ناديده گرفته شده اند معرفي ميشوند. درواقع بررسي انجام شده درفصل چهارم نشان ميدهد كه زبان فارسي ازنظريه نظام عامل دستور نقش ارجاع تبعيت ميكند.

درفصل پنجم ساختار اطلاع مورد مطالعه قرار ميگيرد . پس از معرفي نظريه لامبركت در مورد ساختار اطلاع ، انواع ساخت هاي كانوني (Focus Structure) در زبان فارسي ارائه خواهد گرديد . مهمترين مبحث فصل پنجم يا فتن تاثير متقابل ساخت كانوني وساخت نحوي جمله ها ميباشد وبدين منظور ترتيب كلمات (Word order)درجمله هاي ساده لازم ومتعدي تحت انواع مختلف ساخت كانوني موردبررسي قرار ميگيرد ونشان داده ميشود كه آرايش سازه هاي جمله در زبان فارسي- بر خلاف آنچه تاكنون مطرح بوده است – چندان آزاد نيست وساخت كانوني محدوديت هائي را براي ترتيب كلمات ايجاد ميكند. به طور خلاصه ، فصل پنجم اهميت ساخت اطلاع ونقش بسيار مهم آن را در تعامل ميان نحو، معنا شناسي و كاربرد شناسي مشخص مينمايد.

فصل ششم به بحث روابط دستوري (Grammatical relation) اختصاص يافته است . پس از معرفي ديدگاه اين نظريه دستوري در ارتباط با روابط دستوري نشان داده خواهد شد كه موضوع اساسي در جمله هاي زبان فارسي نهاد (Subject)ميباشد .درادامه اين فصل تحليل جديدي ازساخت مجهول درزبان فارسي بر اساس فرضيات نظريه دستوري نقش وار جاع ارائه ميشود. بررسي انجام شده دراين فصل نشان ميدهد كه درزبان فارسي دو نوع ساخت مجهول قابل شناسايي است. ساخت اول به عنوان مجهول اصلي وساخت دوم به عنوان مجهول غير شخصي ناميده ميشود.

درفصل هفتم خلاصه و نتيجه اين بررسي ارائه شده است .مطالعه حاضر نشان ميدهد كه نظريه دستوري نقش وارجاع ما را به شناخت بهتري از زبان فارسي رهنمون ميسازد وزبان فارسي نيز اين نظريه دستوري وجهاني بودن آن را تاييد مينمايد. درنتيجه پاسخ دو سوال تحقيق ما مثبت خواهد بود.