تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : امراله ابراهيمي

دانشکده : علوم تربيتي و روانشناسي

استاد راهنما : دکتر حميدطاهر نشاط دوست- دکتر مهرداد کلانتري

تاريخ دفاع : 15/12/86

رشته و گرايش : روانشناسي عمومي

استاد مشاور : دکتر حسين مولوي- دکتر قربانعلي اسدالهي

مقايسه اثربخشي روان درماني يكپارچه گراي ديني، درمان شناختي – رفتاري و دارويي بر ميزان افسردگي و نگرش‌هاي ناكارآمد بيماران مبتلا به افسرده خويي

چکيده

اختلال افسرده خويي يكي از اختلالات شايع روان پزشكي است كه هزينه هاي هنگفتي را به طور مستقيم و غيرمستقيم برخانواده و جامعه تحميل مي كند. از جمله درمان‌هاي رايج آن، درمان هاي دارويي و شناختي – رفتاري است. با توجه به مزمن بودن اختلال و عدم پاسخ كافي به درمان، اخيراً گرايش روزافزوني به تقويت الگو‌هاي روان درماني با توانمندي‌هاي فرهنگي و معنوي به وجود آمده است. هدف از اين پژوهش مقايسه اثربخشي روان درماني يكپارچه‌گراي ديني، درمان شناختي – رفتاري و دارو درماني برشدت علائم افسردگي و نگرش‌هاي ناكارآمد بيماران مبتلا به افسرده‌خويي بود. طرح پژوهش،  يك مطالعه تجربي تصادفي دوسوكور با گروه كنترل بود. بدين منظور 62 بيمار مبتلا به اختلال افسرده خويي برمبناي ملاك‌هاي متن تجديد نظر شده راهنماي تشخيصي وآماري اختلالات رواني(انجمن روان پزشكي آمريكا) از مراكز مختلف بهداشتي – درماني و آموزشي توسط فراخوان از پزشكان و اطلاعيه عمومي طي دو مرحله غربالگري اوليه و مصاحبه باليني ساختار يافته انتخاب شدند. آزمودني‌ها به صورت تصادفي به سه گروه آزمايش و يك گروه كنترل (ليست انتظار) اختصاص يافتند. گروه درمان دارويي توسط متخصص روان پزشكي تحت درمان با داروهاي ضد افسردگي استاندارد قرار گرفت و گروه روان درماني يكپارچه‌گراي ديني 8 جلسه روان درماني با استفاده از مدل روان درماني كه طي مطالعه كيفي (تئوري پايه) تدوين شده بود را دريافت كردند. همچنين 8 جلسه درمان شناختي – رفتاري ويژه اختلال افسرده‌خويي، براي گروه شناختي – رفتاري ارائه مي گرديد. آزمودني ها قبل از مداخله، 4 هفته بعد از شروع، پايان مداخله و 3 ماه پس از پايان (پيگيري ) توسط مقياس‌هاي افسردگي بك، مقياس درجه بندي افسردگي هاميلتون، و مقياس نگرش‌هاي ناكارآمد ارزيابي شدند. داده توسط آزمون مانكوا تحليل گرديد. نتايج نشان داد در سه مرحله بين درمان، پايان و مرحله پيگيري هر سه گروه آزمايش نسبت به گروه كنترل تفاوت معني داري داشتند. در پايان دوره مداخله، روان درماني يكپارچه‌گراي ديني نسبت به درمان دارويي براساس هر سه شاخص اندازه گيري اثربخشي بيشتري را نشان داد (01/0>P) ولي نسبت به درمان شناختي – رفتاري برمبناي مقياس‌هاي سنجش افسردگي تفاوتي نداشت. روان درماني يكپارچه‌گراي ديني نسبت به درمان دارويي وشناختي-رفتاري اثربخشي بيشتري بركاهش نگرش‌هاي ناكارآمد داشت (05/0>P). در حالي كه سرعت پاسخ به درمان طي يك ماه در هر سه گروه برابر بود، روان درماني يكپارچه‌گراي ديني و درمان شناختي – رفتاري اثربخشي پايدارتري نسبت به درمان دارويي در طي سه ماه پيگيري نشان داد (01/0>P). يافته‌هاي اين پژوهش از تقويت اثربخشي روان درماني با ظرفيت هاي فرهنگي و آموزه‌هاي ديني حمايت مي كند.

واژه هاي کليدي: روان درماني يكپارچه‌گراي ديني، درمان شناختي -رفتاري، دارو درماني، اختلال افسرده خويي.