تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : جهانشاه محمدزاده

دانشکده : علوم تربيتي و روانشناسي

استاد راهنما : دکتر حميدرضا عريضي- دکتر حسين مولوي

تاريخ دفاع : 2/8/86

رشته و گرايش : روانشناسي عمومي

استاد مشاور : دکتر مختار ملک پور- دکتر احمد يارمحمديان

هنجاريابي آزمون ساختار هوش ميکر و بررسي تاثير مداخله آموزشي مبتني بر اين آزمون روي توانايي هاي شناختي

چکيده

هدف از اين پژوهش هنجاريابي آزمون ساختار هوش ـ توانايي‌هاي يادگيري ميكر و بررسي تاثير مداخلات آموزشي مبتني بر اين آزمون روي تواناييهاي شناختي دانش‌آموزان پايه هاي سوم تا پنجم ابتدايي شهر اصفهان بود. نمونه پژوهش 292 نفر بودند. از هر پايه سوم و چهارم 97 نفر و از پايه پنجم 98 نفر دانش آموز انتخاب شدند كه نيمي از آنها در هر پايه پسر و نيمي ديگر دختر بودند. ابزار مورد استفاده در اين پژوهش آزمون ميكر بود كه داراي 26 خرده آزمون است. اين پژوهش در دو مرحله انجام گرفت. در مرحله اول اين آزمون براي اولين بار در ايران هنجاريابي گرديد. جهت محاسبه پايايي آزمون ضريب آلفاي کرونباخ و ضريب بازآزمايي در گروه کنترل مورد استفاده قرار گرفت. ضريب آلفاي كرونباخ از 77/0 تا 79/0متغير بود. ضريب آلفاي كل آزمون 88/0 بود. ضرايب بازآزمايي از 70 /0 تا 99/0 متغير بود. براي محاسبه اعتبار آزمون از روش اعتبار همزمان و تحليل عوامل استفاده شد. نتايج اعتبار همزمان نشان داد که بين نمرات بسياري ازخرده آزمونهاي ميکر و ارزيابي معلم از دانش آموز رابطه معني داري وجود دارد (001/0>p). همچنين نتيجه تحليل عامل بيانگر تأييد ساختار عاملي آزمون ساختار هوش بود. يافته‌هاي حاصل از نمودار ستوني خرده آزمونهاي ميکر حاكي از اين بود كه در بسياري از خرده آزمونها توزيع نمرات طبيعي است، در عين حال توزيع نمرات بعضي از خرده آزمونها داراي کجي مثبت و کشيدگي است. نتايج رتبه درصدي خرده آزمونها و نمرات نه بخشي محاسبه گرديد. سپس در مرحله بعد جهت بررسي تاثير مداخله آموزشي بر عملكرد شناختي دانش‌آموزان تعداد 60 دانش آموز پسر و دختر كه در پيش آزمون، نمره كمتري در خرده‌آزمونها كسب كرده بودند انتخاب و بطور تصادفي در دو گروه آزمايشي و كنترل جايگزين شدند. متغير مستقل در اين مرحله آموزش شناختي به روش ميكر بود كه بصورت گروهي روي آنها اعمال گرديد. براي سنجش نمرات بهبود در توانايي هاي شناختي از ده خرده آزمون ميكر استفاده شد. نتايج ده تحليل كواريانس جداگانه نشان داد كه تفاوت معني داري بين ده گروه آزمايشي و كنترل در ده خرده آزمون مربوطه وجود دارد (001/0>p). اين ده خرده آزمون عبارت بودند از: 1- شناخت واحدهاي تصويري (CFU)ء2- شناخت واحدهاي معنايي (CMU)ء3- شناخت نظامهاي معنايي (CMS)ء4- توليد همگراي واحدهاي تصويري (NFU)ء5- ارزشيابي طبقات نمادي (ESC)ء6- شناخت نظامهاي نمادي (CSS)ء7- شناخت طبقات تصويري (CFC)ء8- شناخت تبديلات تصويري (CFT)ء9- شناخت نظامهاي تصويري (CFS)ء10- شناخت روابط معنايي (CMR). اين يافته‌ها نشان داد كه متغير آموزشي در ده مداخله مؤثر است. به كمك آزمون ساختار هوش ميكر مي‌توان نقاط ضعف و قوت دانش‌آموزان را در دوره ابتدايي شناسايي كرد و برنامه هاي مناسبي را جهت افزايش عملكرد شناختي آنها طرح ريزي نمود كه امروزه يك نياز اساسي در آموزش و پرورش است و تدوين و كاربرد ابزارهايي مانند آزمون ساختار هوش را ضروري مي‌سازد.

کليدواژه‌ها: 1- ساختار هوش 2- توانايي هاي شناختي ميکر 3- هنجاريابي آزمون ميکر 4- الگوي سه بعدي هوش گيلفورد 5- مداخله آموزشي