تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 11/3/84

رشته و گرايش : علوم اقتصادي

استاد مشاور : دکتر مهدي جمشيديان-دکتر غلامعلي رئيسي

نام و نام خانوادگي : اصغر حق شناس

دانشکده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر کريم آذربايجاني-دکتر سيد کميل طيبي

بررسي تجارت درون‌صنعتي و رابطه آن با يكپارچگي‌هاي تجاري-منطقه‌اي: ايران با بلوك‌هاي منتخب

چکيده

جهاني شدن به صورت تحولات همه جانبه مرتبط با هم اقتصادي، سياسي و فرهنگي رخ داده است. جهاني شدن اقتصاد مهم ترين و بارزترين وجه تمايز اقتصاد ديروز و امروز جهان مي باشد و به معناي گشوده شدن مرزها، توسعه تجارت، گسترش روزافزون سازمانها و اتحاديه هاي اقتصادي و سرعت بخشيدن به تحولات تکنولوژيکي است. از نظر تجارت بين الملل، کاهش موانع تجاري، نقش اصلي را در ادغام اقتصاد جهاني دارد. معيارهاي مختلفي براي برآورد پتانسيل تجاري کشورهاي مختلف وجود دارد.

تجارت درون صنعتي، صادرات و واردات همزمان محصولات مربوط به يک صنعت يكسان در دو كشور شريك تجاري است، به‌طوري كه اندازه‌گيري آن، جريان تجاري در بخش‌هاي اقتصادي دو كشور و ميزان ارتباط بين آن‌ها را نشان مي‌دهد. پديده تجارت درون صنعتي براي کشورهاي در حال توسعه موضوع مهمي است كه لزوم توجه به آن در راستاي شناخت پتانسيل تجاري اين كشورها از يك طرف و رابطه تجاري آن‌ها با يكديگر و با كشورهاي توسعه يافته با تأکيد بر جهاني شدن از طرف ديگر احساس مي‌شود. در اين مطالعه سهم تجارت درون صنعتي متقابل ايران با ساير كشورهاي جهان طي دوره 2002-1998 با استفاده از شاخص گروبل- لويد اندازه‌گيري و محاسبه شده‌ است.

اندازه‌گيري تجارت درون صنعتي متقابل ايران با ساير كشورها براساس گروه کالايي با کد پنج رقمي استاندارد SITC محاسبه شده است. مقادير بدست آمده نشان مي‌دهد كه متوسط تجارت درون صنعتي ايران در سال‌هاي 1998 و 2002 به ترتيب 14/17 و 82/27 درصد بوده است. همچنين تجارت درون صنعتي بر اساس گروه كالايي با کد تعرفه‌اي شش رقمي HS محاسبه گرديده که نشان مي‌دهد متوسط آن در ايران در سال‌هاي 1998 و 2002 به ترتيب 45/10 و 86/14 درصد بوده است. مقايسه نتايج دو سيستم كدبندي, پاسخ به اين پرسش است که استفاده از گروه كالايي با كد جزئي تر مناسب تر است و با ممانعت از اريب تجميعي، تجارت درون صنعتي را به صورت خالص تر نشان مي‌دهد. سهم تجارت درون صنعتي با استاندارد HS به ميزان ثابتي پائين‌تر از سهم تجارت درون صنعتي با استاندارد SITC است ولي هر دو داراي روند تغييرات مشابهي هستند. مقادير داده‌هاي هر دو سيستم سطح تجارت درون صنعتي ايران را کمتر از کشورهاي توسعه يافته نشان مي‌دهد و ليکن روند رو به رشد و فزاينده‌اي دارد.

به منظور ارزيابي دقيق‌تر جريان تجاري ايران به لحاظ اهميت مکاني و منطقه‌اي، شاخص تجارت درون صنعتي در چارچوب بلوک‌هاي منتخب اقتصادي- تجاري محاسبه گرديده است، به‌طوري كه نتايج گوياي اين واقعيت است كه سهم تجارت درون صنعتي ايران بيشترين شباهت و همگرايي را در بين بلوك‌هاي منتخب به ترتيب با سازمان كنفرانس اسلامي (OIC) در راستاي تحقق بازار مشترك اسلامي و سازمان توسعه و همكاري‌هاي اقتصادي OECD دارد.

با بررسي تجارت درون صنعتي در سطح گروه هاي اصلي كالايي ملاحظه شد كه كالاهاي مشابه بين ايران و ساير كشورهاي جهان بيشتر از نوع گروه كالايي مواد معدني، كالاهاي پزشكي و صنعتي بوده است.

عوامل مؤثر بر تجارت درون صنعتي شناسايي و با استفاده از تئوري هاي جاذبه تجاري مدل سازي شد. براي بررسي دقيق تر و كسب نتايج قابل اطمينان، از روش برآورد داده هاي تابلويي (Panel Data) براي تعيين عوامل خاص كشوري مؤثر بر تجارت درون صنعتي در دوره زماني2002-1998 استفاده گرديده است. براساس نتايج اين مطالعه، اندازه بازار دو كشور، جهت تجاري موجب تقويت تجارت درون صنعتي متقابل آنها مي شود. از طرف ديگر تفاوت در سطوح درآمدي، تفاوت در اندازه بازار و عدم توازن تجاري دو كشور، تجارت درون صنعتي را محدود مي سازد، مسافت بين دو كشور بر تجارت درون صنعتي اثر منفي و ناچيزي دارد. نرخ ارز، بحران‌هاي نظامي و اقتصادي، تشابهات فرهنگي، مجاورت زميني و آبي چندان تأثيري بر تجارت درون صنعتي ندارند.

ارتباط عضويت در يكپارچگي هاي اقتصادي و ترتيبات تجاري – منطقه اي و نگاه به بعد جهاني كشورهاي غير عضو بلوك با سهم تجارت درون صنعتي در راستاي پديده جهاني شدن در مدل ارائه شده، مورد بررسي قرار گرفته است. از بين بلوك هاي منتخب، مناسب ترين بلوك ها OIC و OECD مي باشد كه عضويت در آنها موجب افزايش سهم تجارت درون صنعتي ايران خواهد شد.