تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 17/11/83

رشته و گرايش : علوم اقتصادي-اقتصاد پولي

استاد مشاور : دکتر هوشنگ شجري

نام و نام خانوادگي : رسول بخشي دستجردي

دانشکده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر سيد کميل طيبي

بررسي آثار و ريشه ها نرخ بهره باتأکيد بر نظريه بهره حياتي پل ساموئلسن درچارچوب الگوي نسل هاي تداخلي

چکيده

اين رساله به بررسي آثار و ريشه هاي نرخ بهره اختصاص دارد. درآغاز به آثار وجود نرخ بهره برفعاليت هاي اقتصادي، با تأکيد بر نظرات کينز و توبين، اشاره شده است. آموزه بااهميت حاصل از مطالعات مذکور، پيجوئي دلايلي براي بروز رکود تورمي است، گرچه اقتصاد کينزي، يک اقتصاد کاملا" رکودگراست و تنها وضعيت عادي اقتصاد را اشتغال ناقص مي داند، ولي اين اشتباه سياستگذار است که ممکن است تورم را نيز به فهرست رکود بيافزايد. اينکه کل پس اندازها مجددا" به سيستم بازگردد، لازمه ديگري نيز درکنار نرخ بهره صفر مي طلبد که بستگي تام به توزيع سني جمعيت دارد. اين آموزه اي است که ازمطالعه کروگمن حاصل مي شود.

همچنين بخش ديگري از اين مطالعه، به ريشه هاي نرخ بهره اختصاص دارد. نتيجه حاصل از بررسي هاي اين رساله نشان مي دهد، هيچکدام ازريشه هاي ذهني بهره نمي توانند موجبات برقراري يک نرخ بهره مثبت را فراهم آورند..

تنها ريشه اي که باقي مي ماند، ريشه عيني( بهره وري نهفته در کالاهاي سرمايه اي) است. به نظر مي آيد معتبرترين ريشه براي پيدايش يک نرخ بهره مثبت، همين ريشه باشد. ولي يک مشکل، حل نشده باقي مي ماند و آن، عدم توان بازار رقابت کامل براي اعمال اين ريشه مي باشد.

آثار تورمي ناشي از وجود ارجحيت زماني درساختار سلايق مصرفي نيز بااستفاده از يک مدل رياضي به نمايش گذاشته شده است.

نرخ بهره حياتي، ازنظر ساموئلسن، ريشه عيني ديگري است که بايد به فهرست ريشه هاي سه گانه قبلي، افزود. گرچه اين ادعا ازنظر لرنر معتبر نيست چون ريشه حياتي بهره، تعبير ديگري از ريشه سوم بهره بوم باورک است. زيرا چنانچه جمعيت رشد کند ولي توليد رشد نکند، هيچ نرخ بهره مثبتي اعمال نخواهد شد.

بااين وجود، ازنظرساموئلسن، بازار رقابت کامل قادر نيست بهينگي حياتي مورد نظر او را که ازجمعيت ريشه مي گيرد، نمايش دهد. ازاينرو بايد يک قرارداد اجتماعي مبني بر ثبات حجم اسمي پول وضع کنيم تا بازار رقابت کامل را به بهينگي حياتي سوق دهد.

ولي به نظر مي رسد، پروفسور ساموئلسن در ترسيم دستگاه نظري خود دچار لغزش شده است. زيرا ايشان تابع هدف بين زماني خود را با استفاده از يک قيد درون زماني حداکثر مي کند. با اين عمل، او ناخواسته خود را درگير ارجحيت زماني کرده است. پول هم،با آن ويژگي که برايش تعريف مي کند، نخواهد توانست بهينگي مورد نظرش را برقرار نمايد. مدل ساموئلسن در يک الگوي رشد به تناقض مي رسد. تنها در يک اقتصاد ساکن است که پاسخ بهينگي بين زماني درست برابر با پاسخ بهينگي درون زماني مي شود.چنانچه روابط مصرف در اقتصاد رشد براساس بهينگي ساموئلسن، تنظيم شود، لازم است هر نسل بخشي از توليد خود را اتلاف نمايد.

دراقتصاد رشد، تنها گزينه براي تخصيص مصرف، بهينگي بين نسلي با اعتماد بر انتخاب عمومي و از طريق سيستم تأمين اجتماعي است. نتيجه هنگامي شگفت انگيزتر مي شود که فرض کنيم کالاها با دوام باشند. تنها با گزينه انتخاب عمومي است که مي توان موهبت الهي فزوني مصرف کل بر توليد کل براي همه نسل ها و همه زمانها، ناشي از رشد اقتصادي را به عيان مشاهده کرد!