تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 31/6/81

رشته و گرايش : علوم اقتصادي-اقتصاد توسعه و منابع طبيعي

استاد مشاور : دکتر رحيم دلالي اصفهاني-دکتر مرتضي سامتي

نام و نام خانوادگي : ابوالفضل يحيي آبادي

دانشکده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر صادق بختياري

تحليل نظري و تجربي تغييرات ساختاري و تأثير آن بر اشتغال در ايران

چکيده

بيكاري يكي از نامطلوبترين پديده هاي اقتصادي اجتماعي است كه پيامدهايي منفي و ناگوار در زمينه هاي مختلف بدنبال دارد. در سالهاي اخير و به خصوص در حال حاضر اقتصاد ايران به شكلي بحراني گريبانگير اين معضل مي باشد. به همين علت مبارزه با بيكاري و حل مشكل اشتغال در رأس برنامه هاي كشور قرار گرفته است.

در اين رساله به موضوعاتي از جمله عواملي كه منجر به ايجاد تغييرات ساختاري در اشتغال مي شود به اندازه گيري تغييرات ساختاري در اشتغال بخش ها، چگونگي انتقال و جذب نيروي كار بين بخش هاي مختلف اقتصاد و تحليل اشتغالزايي بخش ها در چارچوب مباحث نظري و تجربي و باتوجه به واقعيات اقتصاد ايران پرداخته شده است.

هدف اصلي تحقيق حاضر عبارت است از بررسي تأثير تغييرات ساختاري بر اشتغال و تعيين اين مطلب كه چه نوع تغييرات ساختاري مي تواند اشتغال را افزايش دهد. تغييرات ساختاري عبارت است از تغيير در اهميت نسبي بخش هاي مختلف اقتصاد، بر حسب توليد و عوامل مورد استفاده در توليد كه از طريق تغييرات سازماني و نهادي، چه بطور مستقيم و چه بطور غير مستقيم باعث رشد اقتصادي مي شود. تغييرات ساختاري به لحاظ كمي از طريق اهميت نسبي بخش هاي مختلف اقتصاد، در ارتباط با سهم ارزش افزودة بخشي، سهم عوامل توليد (مشخصاً در ارتباط با نيروي كار، سهم نسبي اشتغال بخشي)، تغييرات بهره وري و مشاركت بخش ها در رشد اقتصادي، با استفاده از شاخص هاي مربوطه ، قابل محاسبه مي باشد.

به منظور بررسي و تجزيه و تحليل تأثير تغييرات ساختاري بر اشتغال، براي اقتصاد ايران، مدل ها و شاخص هايي انتخاب و نسبت به برآورد و محاسبة آنها اقدام گرديد. علت انتخاب مدل ها و شاخص هاي مذكور، از يك طرف به دليل تناسب آنها با پذيرشي كه از نظريةتغييرات ساختاري براي اقتصاد ايران صورت گرفت (يعني همان تعريف تغييرات ساختاري در فوق) و از طرف ديگر يافتن پاسخ هاي مناسب براي سؤالات مطرح شده در تحقيق بوده است. بعد از انجام تحليل هاي لازم در قالب شاخص ها و الگوهاي مربوطه نتايج زير حاصل گرديد:

- طي دورة 75 – 1345 تغييرات ساختاري صورت گرفته در اشتغال بخش هاي كشاورزي و صنعت كشور بسيار اندك بوده اما مقايسة روند تغييرات ساختاري صورت گرفته در اشتغال دو بخش مذكور حاكي از اين واقعيت بود كه تغيير ساختاري صورت گرفته در اشتغال بخش صنعت در مقايسه با بخش كشاورزي بيشتر بوده است.

- همانگونه كه مطابق با مباحث تجربي انتظار مي رفت، طي دورة مورد بررسي بخش هاي با نسبت كشش محصول به رشد بهره وري بخشي (r/e)بزرگتر، توان بالاتري در جذب نيروي كار نسبت به بخش هاي با نسبت (r/e) كوچكتر در كشور داشته اند. همچنين نظر به اينكه به هنگام افزايش درآمد سرانه، تقاضا براي كالاهاي توليدي بخش صنعت، بيشتر از تقاضا براي توليدات بخش كشاورزي افزايش مي يابد، بنابر اين سهم نسبي شاغلين بخش صنعت افزايش خواهد يافت.

- با توجه به مطالعات و بررسي هاي انجام شده درمورد اقتصاد ايران، بخش صنعت در مقايسه با بخش كشاورزي ، مشاركت (سهم) بيشتري در رشد اقتصادي داشته است.

- در دورة مورد بررسي افزايش نرخ رشد جمعيت يكي از عوامل اصلي در افزايش نرخ بيكاري در ايران بوده است. همچنين برخلاف انتظار رشد اشتغال بخش صنعت قادر نبوده است نرخ بيكاري را كاهش دهد. اما رشد اشتغال بخش خدمات بطور معني داري منجر به كاهش نرخ بيكاري در كشور گرديده است. از سوي ديگر افزايش در ارزش افزودة بخش صنعت نتوانسته است نرخ بيكاري را كاهش دهد در حاليكه افزايش در ارزش افزودة بخش خدمات توانسته است نرخ بيكاري در كشور را كاهش دهد . سرانجام اينكه افزايش بهره وري عامل نيروي كار همانطور كه مورد انتظار بود اثر منفي بر رشد اشتغال كشور داشته است.