تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 26/6/81

رشته و گرايش : علوم اقتصادي-اقتصاد بين الملل

استاد مشاور : دکتر سيد کميل طيبي

نام و نام خانوادگي : خديجه نصراللهي

دانشکده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر هوشنگ شجري

درجه آشفتگي (انحراف از مسير تعادلي بلند مدت) نرخ ارز در ايران و اثرات آن بر متغيرهاي کلان اقتصادي

چکيده

با توجه‌ به‌ اهميت‌ نرخ‌ ارز به‌ عنوان‌ يك‌ متغير‌ كليدي‌ در يك‌ اقتصاد باز، تعجب‌ برانگيز نيست‌ كه‌ بررسي‌هاي‌ گسترده‌ در مورد نرخ‌ ارز و مسائل‌ مربوط‌ به‌ بازار ارز يكي‌ از زمينه‌هاي‌ وسيع‌ تحقيقاتي‌ در سال هاي اخير بوده است. اين‌ نرخ‌، بسياري‌ از سياست‌ گذاريهاي‌ دولت‌ و تصميم‌ گيريهاي‌ اقتصادي‌ را تحت‌ تأثير قرار مي‌دهد. بدين‌ جهت‌ هدف‌ تعيين‌ صحيح‌ نرخ‌ ارز در حال‌ حاضر يكي‌ از اهداف‌ اساسي‌ هر دولتي به‌ شمار مي‌آيد.

نگاهي‌ گذرا به‌ وضعيت‌ ايران‌ در صحنه‌ اقتصاد بين‌المللي‌ حاكي‌ از اهميت‌ سياست‌هاي‌ اتخاذ شده‌ در اين‌ دوران‌ مي‌باشد. اكنون‌ شرايط‌ به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ ديگر معلوم‌ نيست‌ اقتصاد ايران‌ بتواند بار هزينه‌هاي‌ تخصيصي‌ و توزيعي‌ سياست‌ گذاري‌هاي‌ اشتباه‌ را تحمل‌ كند. از طرف‌ ديگر افزايش‌ رقابت‌ در صحنة‌ تجارت‌ بين‌ الملل‌ با توجه‌ به‌ حضور رقباي‌ قدري‌ همچون‌ كشورهاي‌ شرق‌ آسيا، فضا را براي‌ حضور مؤثر در صحنة‌ تجارت‌ بين‌الملل‌ تنگ‌تر كرده‌ است‌. مجموعه‌ موارد فوق‌ لزوم‌ شناخت‌ روابط‌ متقابل‌ اثر تغييرات‌ نرخ‌ ارز بر متغيرهاي‌ اقتصادي‌ ايران‌ و اثر تغييرات‌ متغيرهاي‌ بنيادي‌ كلان‌ بر تغييرات‌ نرخ‌ ارز و تراز داخلي‌ و خارجي‌ را دو چندان‌ مي‌سازد.

از اينرو در اين رساله ضمن مشخص نمودن مفهوم نرخ واقعي ارزو معرفي انواع شاخص هاي آن به رابطه‌ نظري‌ و تجربي‌ بين‌ نرخ‌ واقعي‌ خارجي ارز و نرخ‌ واقعي‌ داخلي‌ ارز دو كالايي و سه کالائي پرداخته شد. سپس بر اساس نظريه هاي موجود ، عوامل تعيين کننده نرخ واقعي ارز در ايران بررسي و با استفاده از تکنيک هاي مختلف اقتصاد سنجي از جمله ادبيات همگرائي نرخ واقعي بلند مدت ارز برآورد و با توجه به آمار و اطلاعات موجود ميزان انحراف از مسير تعادلي بلند مدت نرخ ارز در ايران محاسبه و رهنمود هاي سياست گذاري و مديريت بازار ارز از آن استخراج شد.

کليد واژه هايي که در جريان تهيه اين رساله به کار گرفته شد، عبارتند از:

نرخ واقعي خارجي ارز (دو جانبه و چند جانبه)، نرخ واقعي داخلي ارز دو و سه کالايي، نرخ واقعي تعادلي بلند مدت، همگرايي بلند مدت و مدل ساختاري.

تحليل هاي تجربي مشخص مي کند که اقتصاد ايران تابع دامنه گسترده اي از نرخ هاي ارز مي باشد،که منعکس کننده دامنه وسيع تغيير عوامل داخلي شامل کسر بودجه و تورم و عوامل خارجي يعني قيمت واقعي نفت و رابطه مبادله مي باشد. در عين حال ايران بدليل کاهش قدرت خريد درآمدهاي نفتي، نيازمند گسترش صادرات غير نفتي است و اين هدف را نمي توان صرفا از طريق متغيرهاي پولي به آن دسترسي پيدا کرد.

در ايران نتيجه گيري اين است که به دليل غالب بودن اقتصاد دولتي انعطاف ناپذيرهاي قيمت و دستمزد بيشتر است و از اين رو سياست هاي تنزل نرخ اسمي ارز که جهت تعديل اقتصادي به کار گرفته مي شود در کوتاه مدت مؤثر نيست در بلند مدت نيز به دليل سرعت بسيار پايين نرخ تعديل خيلي به کندي تاثيرگذار است.