تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 11/8/79

رشته و گرايش : علوم اقتصادي-اقتصاد بين الملل

استاد مشاور : دکتر سيد کميل طيبي-دکتر کريم آذربايجاني

نام و نام خانوادگي : الله مراد سيف

دانشکده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر اکبر توکلي-دکتر حسين پيراسته

روش شناسي و کاربردهاي تحليل هزينه منابع داخلي ( DRC ) : ارزيابي يک رهيافت جديد

چکيده

مبحث مزيت نسبي همواره يكي از مباحث كليدي و مهم در نظرية تجارت بين‏الملل بوده است . معيارهاي كلاسيك مزيت نسبي مانند مزيت نسبي آشكار شده (RCA) تاكنون در بسياري از كشورها بكار گرفته شده است.

يكي از معيارهايي كه در شرايط فراگير بودن تحريف‏هاي قيمتي و غير قيمتي در اقتصاد ،‌ براي تشخيص مزيت‏هاي نسبي و نيز در ارزشيابي اجتماعي فعاليت‏ها مورد استفادة بسياري از محققان در كشورهاي مختلف بوده است ،‌ معيار هزينة منابع داخلي (DRC) است . سابقه نسبتاً طولاني و كاربرد وسيع اين معيار در اقتصاد بين‏الملل خود دليل روشني بر جذابيت آن مي‏باشد.

با اين وجود ،‌ به دليل الزامات اطلاعاتي دشوار معيار DRC بكار بستن آن در عمل چندان آسان نيست . دشواري محاسبة اين معيار در اصل به اتكاي آن بر ضرايب فني جداول داده – ستانده و عدم وجود اين ضرايب به صورتي بهنگام در كشورهاي در حال توسعه مربوط مي‏شود . محدوديت كاربرد آن براي استفاده در سطح كالايي در كشورهاي مذكور كه جداول داده – ستاده را اساساً به صورت بخشي تهيه مي‏كنند نيز دليلي مضاعف بر محدوديت بكارگيري آن در اين كشورها است . اين دشواري‏ها همواره موجب شده است كه اين معيار مفيد تنها در پايان نامه‏هاي دانشگاهي مورد توجه قرار گرفته و از دسترس ساير كاربران ، ماند مديران واحدهاي توليدي ، بدو باشد.

هدف اساسي اين رساله عملياتي كردن محاسبة معيار DRC مي‏باشد . بر اين اساس تلاش گرديده تا ضمن مطالعه جامع روش شناختي DRC و پي بردن به محدوديت‏هاي بكارگيري و نيز قابليت‏هاي اساسي آن ، رهيافت محاسباتي جديدي براي اين معيار ، مبتني بر اطلاعات موجود در سيستم حسابداري صنعتي – كه اغلب واحدهاي توليدي از آن در هزينه‏يابي محصولات خود استفاده مي‏كنند – ارائه شود . آنگاه تعميم اين رهيافت عملياتي به معيارهاي هم خانواده با DRC يعني معيار سودآوري خالص اجتماعي (NSP) و معيار نسبت هزينه – منفعت اجتماعي (SCB) مورد توجه قرار گرفته است . براساس رهيافت جديد پيشنهادي و براي نشان دادن قابليت عملي آ“ ،‌با استفاده از اطلاعات مربوط به برخي از واحدهاي صنعتي مهم كشور ايران مانند شركت ملي ذوب آهن اصفهان ،‌مجتمع فولاد مباركه ، شركت دي ام تي ، شركت پلي اكريل ، شركت سيمان اصفهان ، شركت ايرانيت و برخي ديگر واحدها ،‌ مقادير DRC،‌ NSP و SCB براي همه محصولات توليدي آنها ، در دورة76 – 1371 محاسبه و سپس مورد تحليل واقع شده‏اند.

پس از اين ، براي يافتن ضريب اعتبار فرمول معرفي شده ، ابتدا اقدام به انجام تحليل حساسيت كامل براي DRC نسبت به تك تك متغيرهاي مربوطه و يافتن ضريب كشش DRC نسبت به هر يك از آنها كرده‏ايم . آنگاه با محاسبة ضرايب همبستگي بين زماني اطلاعات بدست آمده از سيستم حسابداري صنعتي براي متغيرهاي مذكور ، درصد احتمال خطا در اندازه‏گيري هر متغير از طريق سيستم مذكور اندازه گيري شده است . در نهايت با استفاده از نتايج تحليل حساسيت و ضرايب همبستگي و از طريق محاسبه اميد رياضي حداكثر خطا نشان داده‏ايم كه در بدترين شرايط ضريب اعتبار رهيافت پيشنهادي در محاسبة DRC برابر 80 درصد است.

در پايان با توجه به نتايج حاصله ،‌به تحليل علل و عوامل مؤثر بر مزيت نسبي پويا در ميان واحدهاي صنعتي منتخب ايران پرداخته شده است.