تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : عباس عباسي

دانشکده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر مهدي ابزري

تاريخ دفاع : 12/8/87

رشته و گرايش : مديريت بازرگاني- رفتار سازماني و مديريت منابع انساني

استاد مشاور : دکتر محمداسماعيل انصاري- دكتر اصغر حق شناس

بررسي تاثير تناسب فرد-سازمان بر نگرش و رفتار اعضاي هيات علمي دانشگاه هاي منتخب در ايران

چکيده

اين تحقيق با اضافه نمودن سه معيارِ سازگاري اهداف، سازگاري محيط كاري و سازگاري KSAs به معيارهاي مورد استفاده در مدل ASA، مدلي را ارائه دهد كه در آن درجه تناسب فرد-سازمان و روابط ميان متغيرهاي پيامدي آن با استفاده از معيار هاي پنجگانه مورد بررسي قرار مي گيرند. لذا جهت بررسي نحوه تاثيرگذاري ميزان درجه تناسب فرد-سازمان بر متغيرهاي نگرشي و رفتاري افراد در سازمان ها به مطالعه دانشگاه هاي منتخب پرداخته است. بر اين اساس، سعي شده است تا شيوه تاثير گذاري معيارهاي پنجگانه تناسب فرد-سازمان بر نگرش و رفتار سازماني افراد را در محيط هاي دانشگاهي كشور، به عنوان نهادي استراتژيك كه به پرورش نيروهاي متخصص مورد نياز جامعه و سازمان ها مي پردازد، مورد آزمون قرار داد. سوال اساسي اين است که ميزان تناسب(عدم تناسب) ميان اعضاي هيات علمي و دانشگاه تا چه حد مي تواند بر ميزان نگرش و رفتار سازماني آنها در راستاي پرورش نيروي هاي انساني مورد نياز تاثير داشته باشد؟ اين تحقيق، از روش تحقيق توصيفي- پيمايشي و ابزار پرسشنامه باز و بسته، جهت بررسي متغيرها و پاسخگويي به اين سوال، استفاده نموده است. جامعه آماري اين مطالعه، 1895 نفر شامل کلية اعضاي هيات علمي تمام وقت دانشگاه هاي منتخب ايران شامل دانشگاه هاي اصفهان، شيراز، شهيد باهنر كرمان، واحدهاي دانشگاه هاي آزاد اسلامي شيراز و كرمان در سال 1385 بوده که بر اساس مطالعه مقدماتي و با استفاده از روش نمونه گيري طبقه اي، تعداد 988 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه انتخاب گرديدند. تعداد نمونه انتخابي در هر دانشگاه به تفكيك و بر اساس سهم نسبي آنها از جامعه آماري مشخص شده است. در اين تحقيق، بر اساس مطالعات انجام گرفته براي سنجش درجه تناسب فرد-سازمان از پنج معيار سازگاري ارزش، سازگاري اهداف، سازگاري شخصيت، سازگاري محيط كاري و سازگاري مهارت،توانايي و دانش (KSAs) استفاده شده است. از متغيرهاي رضايت شغلي و تعهد سازماني براي سنجش نگرش سازماني و از متغيرهاي رفتار شهروندي سازماني و تمايل به ماندگاري اعضاي هيات علمي نيز براي سنجش رفتار سازماني استفاده شده است. همچنين، تاثير نوع فرهنگ سازماني غالب به عنوان متغير تعديل كننده و متغيرهايي مانند جنسيت، سن، مرتبه علمي، وضعيت استخدام و ميزان سابقه نيز به عنوان متغيرهاي كنترل مورد بررسي قرار گرفته است.نتايج حاصله، حاكي از وجود سطح قابل قبولي از درجه تناسب فرد-سازمان، ميزان نگرش هاي سازماني(رضايت شغلي، تعهد سازماني)، و رفتارهاي سازماني(تابعيت سازماني و تمايل به خروج) در كليه دانشگاه هاي مورد بررسي مي باشد. به طور کلي تاثير تناسب فرد-سازمان بر نگرش ها و رفتارهاي اعضاي هيات علمي مورد تاييد قرار گرفته اند و رابطه ميان نوع فرهنگ سازماني و تناسب فرد-سازمان نيز، مستقيم و تا حدي قوي نشان داده شده است. روابط بدست آمده از حل معادله هاي ساختاري و نتايجي كه از محاسبات مربوط به اثرهاي كلي متغيرها بر يكديگر بدست آمد پاسخ مناسبي را براي سوال محوري تحقيق فراهم نموده است. در نتيجه، تئوري و معيارهاي پنجگانه تناسب فرد-سازمان با درنظر گرفتن شيوه تاثيرگذاري ساير متغيرهاي مشخص شده در مدل هاي نهايي تحقيق، مي تواند به عنوان ابزار مناسبي در جهت ظهور و بروز رفتارهاي سودمند سازماني مطرح گردد.

واژه هاي کليدي: تناسب فرد-سازمان، نگرش سازماني، رفتار سازماني، اعضاي هيات علمي.