تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 27/1/82

رشته و گرايش : علوم اقتصادي-اقتصاد منابع طبيعي و سير انديشه هاي اقتصادي

استاد مشاور : دکتر سيد کميل طيبي-دکتر علي مراد شريفي

نام و نام خانوادگي : کيومرث آقايي

دانشکده : علوم اداري و اقتصاد

استاد راهنما : دکتر حسين پيراسته-دکتر الماس حشمتي

اندازه گيري بهره وري و كارآيي توليد فولاد: مورد صنعت ايران و سوئد

چکيده

اندازه گيري جديد كارآيي براساس شناسه هاي كارآيي نئوكلاسيك شامل كارآيي فني، كارآيي تخصيص و كارآيي اقتصادي است. فارل (1957، Farrell) كه از اين پيشتازان اين جرگه مي باشد، كارآيي يك واحد توليد را به دو مؤلفه تفكيك نمود: كارايي فني، كه توانايي بنگاه در رسيدن به حداكثر توليد از يك مجموعه نهاده مفروض را نشان مي دهد و كارآيي تخصيص، كه نشان از استفاده متناسب بهينه از نهاده ها را در صورت داشتن قيمت ها و فن آوري توليد دارد. وفتي يك بنگاه كارآيي دارد، حداكثر ستانده از تركيب نهاده ها حاصل شده است.

واحد توليدي كه كارآيي تخصيص دارد بايد كمترين هزينه را براي تركيب نهاده ها بكار برد. پس، كارآيي فني بيانگر مقايسه ستانده واقعي و مقدار حداكثر آن مي باشد، در حالي كه، كارآيي تخصيص رابطه بين حداقل هزينه و هزينه واقعي را نشان مي دهد و محدوده اي را تعيين مي كند كه هزينه براي آن مقدار ستانده بايد كاهش يابد. با تركيب اين دو معيار، معيار كارآيي كلي اقتصادي (و يا كارآيي كلي) بدست مي آيد.

معيار مهم ديگري از كارآيي واحد توليد، شاخص بهره وري كلي عوامل 1(TFP) مي باشد، كه سهم كل ستانده از بهبود كارآيي و پيشرفت فني را نشان مي دهد. يك نمونه از اندازه TFP شاخص حسابداري رشد (مانده سولو)2 مي باشد كه تغيير TFP را بين دو نقطه با محاسبه، نسبت به فن آوري متعارف مي سنجد. مقدار TFP به دو جزء، پيشرفت فن آوري و كارآيي فني تجزيه مي شود. كارآيي فني و شاخص TFP طي 40 سال گذشته به صورت هاي مختلفي برآورد شده است. دو روش قانون مند كه بطور گسترده بكار رفته، يكي تحليل پوش داده 3(DEA) و ديگري برآورد تابع توليد مرزي تصادفي است. روش اول از برنامه ريزي رياضي غير پارامتري استفاده مي كند و روش دوم با بكارگيري روش هاي اقتصاد سنجي برآورد تابع توليد را پي گيرد.

در اين بررسي پس از ادبيات نظري در ارتباط با بنياد اقتصاد توليد و روش هايي كه تا كنون در برآورد كارآيي فني عرضه شده، به اندازه گيري شاخص هاي بهره وري جزيي در صنعت فولاد ايران مي پردازيم تا نشان دهيم پويايي اين صنعت پس از انقلاب با چه تنگناهايي مواجه شده است. سپس به عنوان نمونه از داده هاي صنعت فولاد در كشور سوئد طي دوره (2000-1997 ميلادي) استفاده كرد و بوسيله داده هاي تلفيقي4 مدل هايي از تابع توليد مرزي تصادفي را نشان مي دهيم.

يافته هاي حاصل از تحقيق نشان مي دهد كه در صنعت فولاد ايران با وجود تلاش هاي انجام شده، بهره وري كلي عوامل با متوسط رشد 40 درصد روبرو بوده و عامل نيروي انساني و انرژي توجيه اقتصادي نداشته است. تأثير عوامل مديريت با وجود بهبودهاي نسبي با مشكلات نهادي مواجه است، به گونه اي كه به روشني راهبرد صنعتي در اين بخش ضروري مي باشد.

بررسي مدل توليد مرزي تصادفي در صنعت فولاد سوئد نشان مي دهد كه بكارگيري عوامل به علت رقابت جهاني در اين صنعت و استفاده از معيارهاي اقتصادي با كارآيي فني 82 درصد توانسته جذب بازار جهاني گردد.

1.Total factor productivity                             2.Solow Residual

3.Data Envelopment analysis                         4. Panel Data