تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 28/7/79

رشته و گرايش : تربيت بدني و علوم ورزشي

استاد مشاور : دکتر مهدي نمازي زاده

نام و نام خانوادگي : سعيد انصاري

دانشکده : تربيت بدني و علوم ورزشي

استاد راهنما : دکتر وحيد ذوالاکتاف

شيوع، علل و پيامدهاي آسيب‏هاي جسماني در بين جوانان كشتي گير نخبه فرنگي

چکيده

هدف از تحقيق حاضر بررسي شيوع ،‌علل و پيامدهاي آسيب‏هاي جسماني در بين جوانان گشتي گير نخبه فرنگي است . آزمودنيهاي تحقيق عبارت بودند از كليه شركت كنندگان در اردوي تيم ملي در بهار 1379 كه مجموعاً 50 نفر بودند . روش جمع‏آوري اطلاعات از طريق پرسشنامه مصاحبه‏اي و تحقيق از نوع بررسي گذشته نگر است . تعداد 50 آزمودني تحقيق ( سن 2/1 ±4/18) مجموعاً 4783 مورد جراحت را براي 4/5 سال سابقه گشتي گزارش نمودند.

توزيع اندامي آسيب ها عبارت بود از ، سر و صورت 32% اندام فوقاني 29% ،‌تنه و ستون فقرات 19% ،‌اندام تحتاني 15% و اندام هاي داخلي 5% . توزيع بافتي آسيب‏ها به اين قرار بود ،‌بافت نرم 65% عضلاني 20% ،‌مفصلي 6% .‌ارگانهاي داخلي 5% و استخواني 4% ،‌64% از آسيب‏ها حين تمرين فنون ، 20% در زمان مسابقه ، 8% حين گرم كردن و 7% در زمان بدن سازي و كار با وزنه حادث شده است . در بررسي دقيقتر آسيب‏هاي زمان مسابقه مشخص گرديد كه 52% از اين آسيب‏ها مربوط به مسابقات ملي ، 44% مربوط به مسابقات بين‏المللي منطقه‏اي،‌2% مسابقه اساسي و 2% مسابقات جهاني بده است . عناويت كسب شده ازمدنيها 10% در سطح جهاني 14 % در سطح آسيايي ،‌42% در سطح بين‏المللي منطقه‏اي و 34% در سطح ملي بود . آزمون تحليل واريانس در مورد در مورد ميزان آسيب‏ديدگي در سطوح مختلف قهرماني تفاوت معني داري را نشان نداد . توزيع علل آسيب ديدگي در 9 عامل به قرار ذيل شناسايي گرديد : خطاي تكنيكي حريف 17% استفاده از وسايل غير استاندارد 16% تمرين بيشن از حد 12% اجراي غلط تكنيك و 11% مسائل رواني و روحي 11% فقدان آمادگي جسماني 10% ،‌ تمرين نامنظم 9% آسيب ديدگي قبلي7% وسايل مربوط به كاهش وزن 7% و در 92% از مواقع آسيب ديدگي هيچ نوع خدمات اورژانسي موجود نبود و 94% از آسيب‏ها به گروههاي پزشكي ارجاع نگرديده است. 93% از آسيب‏ها كمتر از يك هفته محروميت ورزشي ايجاد نموده و در 5 % محروميت بيش از سه هفته بوده است . بهر حال در 97% از موارد آسيب‏ها در ظرف كمتر از 3 ماه بهبود كامل يافته و 2% آسيب‏ها بطور مزمن ماندگار شده است.

نگاهي به فهرست علل آسيب‏ها نشان مي‏دهد كه با ايجاد نظم در تمرين ،‌افزايش آمادگي جسماني ،‌ بهبود وسائل،‌تعيين و كاهش وزن به روش علمي و تمرين اصولي مي‏توان تا بيش از 50% از آسيبها را كنترل نمود . آسيبهاي غير قابل كنترل حداكثر 28% از آسيبها بوده و به خطاهاي تكنيكي حريف و يا اجراي غلط مهارت بر مي‏گردد . بررسي روند كمك رساني نشان مي‏دهد كه وضعيت اين نوع خدمات بسيار نامناسب است و در بيش از 90% از مواقع هيچ خدمات اورژانسي وجود ندارد ،‌بايستي توجه داشت كه بهرحال بيش از 5%از مواقع آسيبها محروميت ورزشي بيش از سه هفته را به دنبال داشته و در 2% آسيبها بطور مزمن تا آخر با ورزشكار همراه بوده است . عدم ارجاع بيش از 94% از آسيبها به متخصص نيز گزارش تكان دهنده‏اي است . اين نوع ارجاع بخصوص در آسيب اندام داخلي ، استخواني ، مفصلي و عضلاني كه مجموعاً 35%از آسيبها را تشكيل مي‏داده‏اند ضرورت تام دارد . ترتيب فراواني آسيبها كه به ترتيب در سر و صورت ، اندام فوقاني ،‌تنه و اندام تحتاني كاهش مي‏يابد نكته جالبي است كه نشان مي‏دهد در كشتي فرنگي كه فنون پرتابي دارد امكان آسيب ديدگي اندامهاي بالاتر نيز افزايش يافته است.

معنادار نبودن تفاوتهاي مشاهده شده آسيبي در سطوح مختلف قهرماني نشان مي‏دهد كه شركت در مسابقات جهاني احتمال آسيب ديدگي را افزايش نمي‏دهد. دليل اين امر مي‏تواند كم بودن تعداد اين مسابقات ،‌بالا بودن سطح وسايل و تسهيلات اين مسابقات ، پشتوانه مربيگري علمي ،‌بدنسازي و پزشكي در اين مسابقات و تمرين منظم و امثالهم در اردوهاي آمادگي باشد . بطور كلي مي‏توان از تحقيق حاضر نتيجه گرفت كه با توجه به شيوع بالاي آسيب‏ها در كشتي فرنگي بالا بردن دانش كمك رساني اوليه براي مربيان اين رشته ضرورت تام و تمام دارد.