تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : مجيد شريعتي فر

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مرتضي حاج حسيني

تاريخ دفاع : 24/12/82

رشته و گرايش : فلسفه-منطق

استاد مشاور : -

ترجمه و تحقيق در كتاب «تاريخ منطق صوري»

چكيده

«تاريخ منطق صوري» بررسي سير تحول منطق قديم از آغاز فلسفة يوناني (قرن ششم قبل از ميلاد) تا پايان عهد باستان (اوايل قرن ششم ميلادي) است. اين دورة طولاني را مي‌توان به سه بخش تقسيم نمود:

1ـ دورة ماقبل ارسطويي ؛ از آغاز تا «جدل» ارسطو : در طول اين دوره هيچ تحقيقي دربارة قواعد يا قوانين صوري انجام نمي‌گرفت. افلاطون ـ مهمترين متفكر اين دوره ـ سعي كرد منطقي درست كند ، اما ناموفق ماند.2ـ دورة ابداعي ؛ از «جدل» ارسطو تا مرگ خروسيپوس : در طول اين دوره ، منطق بنا نهاده شد و بسيار توسعه يافت.3ـ دورة شارحان و حكماي مدرسي ؛ از مرگ خروسيپوس تا پايان عهد باستان : در اين دوره هيچ كار بديعي انجام نشده است و به نظر مي‌رسد انحطاطي نيز در منطق صوري رخ داده باشد. بوئثيوس و سيمپليكيوس آخرين منطق دانان قديم هستند.بنابراين از ميان اين يازده قرن ، فقط در حدود150 سال از اهميت واقعي برخوردار است. در حقيقت ، آن سال‌ها در زمرة بهترين سال‌هاي منطق در تمام طول تاريخ بشري هستند.در دورة ماقبل ارسطويي ، نحوشناسي و بعدها معناشناسي بيش از خود منطق توسعه يافت. در واقع ، قبل از ارسطو هيچ اصل منطقي صحيحي كه في نفسه بيان و بررسي شده باشد نمي‌شناسيم. اما بعضي از قواعد منطقي ، آگاهانه مورد استفاده قرار مي‌گرفت.ارسطو براي اولين بار قوانين و قواعد منطقي را بيان نمود و اين كار را به گونه‌اي انجام داد كه به صورت كاري عظيم و فوق‌العاده نمايان شد. اين نكته گفته شده كه هيچ مقوله عام ذهني پس از ارسطو كشف نشده است. اين مطلب احتمالاً در مورد منطق صوري نيز گفته شده است ، البته ارسطو همة منطق صوري را كشف نكرده ، اما به خاطر بيشترين ايده‌هاي اساسي مديون او هستيم. مهمترين شاگرد ارسطو و اولين رئيس مدرسة مشائي بعد از مرگ ارسطو ، ثئوفراستوس است. وي به طور قابل ملاحظه‌اي در شكل‌گيري و تكوين «منطق كلاسيك» مؤثر بود و شايد راهي به منطق رواقي ـ مگاري گشود. گسترش منطق صوري در دوران باستان در آثار متفكران متعلق به مكاتب مگاري و رواقي به اوج خودش رسيد. در ميان مگاريون و رواقيون منطق دانان بسيار بزرگي وجود داشتند و سطح كلي دقت صوري به دست آمده توسط آن مكاتب قابل توجه بود. ابداع و تبيين منطق گزاره‌ها در قالب سيستم اصل موضوعي ، ابداع جدول‌هاي ارزش و بحث‌هاي دقيق از معناي استلزام ، نظريات معناشناسي دقيق شامل تمايزي مشخص بين قوانين منطقي و قواعد فرامنطقي استنتاج و تمايز آشكار بين مفهوم و مصداق از كشفيات آنهاست. سرانجام ، به آخرين دوره منطق قديم مي‌رسيم كه هيچ دورة ابداعي نيست ، اما به نظر مي‌رسد منطق زياد مورد تحقيق و شرح قرار گرفته و نوعي از نظريات قابل قبول مشترك ، مركب از بقاياي نسبتاً ناچيز نظريات ارسطويي و نيز نظريات رواقي ـ مگاري شكل گرفته است.