تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : فاطمه نکوئي شهرکي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مهدي دهباشي

تاريخ دفاع : 28/6/83

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : -

رابطه نفس و بدن از نظر عقل گرايان

چكيده

از ابتداي تاريخ فلسفه مسأله رابطه نفس و بدن در ديدگاههاي مختلف فلسفي مطرح بوده و تحريرهاي مختلفي بنا بر مكاتب مختلف را به دنبال داشته است.

نظر به اينكه اين موضوع در فلسفه جديد نيز مورد بحث بوده ، ما تنها به بررسي نظرات عقل گراياني همچون دكارت ، مالبرانش ، اسپينوزا ، لايب نيتس مي پردازيم .

همچنان بعد از بررسي اين موضوع متوجه مي شويم كه اين مسأله براي فيلسوفاني كه به نحو و آليستي مي انديشند،به عنوان معضل باقي مانده است وكساني كه بين نفس وبدن تبايني قائل نيستند،‌اين مشكل راندارند.

همچون ملاصدرا كه وحدت وجودي است.

مسأله ثنويت جسم و نفس كه با افلاطون آغاز و فلسفه مسيحي بيشتر به دلايل ديني آن را پرورانده است ، در فلسفه دكارت به حد كمال مي رسد . همين مسأله باعث شد ، فيلسوفان بزرگ بعد از دكارت يعني مالبرانش ، اسپينوزا ،‌لايب نيتس در برابر مسأله نفس و بدن قرار گيرند و هر كدام سعي كرده اند به نحوي اين مسأله را حل كنند.

دكـــارت سعي كرد رابطه نفس و بدن را با غدة صنوبري توجيه كند بدين سان كه غده صنوبري باعث مي شود ادراكات در وجدان ظاهر شوند و تصميم ارادي باعث حركت غدة صنوبري مي شود.

مالبرانش رابطه بين نفس و بدن را با علل موقعي جل كرد و معتقد بود كه خدا علت حقيقي است و از هر چيز جز خدا نفي اثر و تأثير كرد.

اسپينوزا معتقد بود كه در عالم تنها يك جوهر وجود دارد و همان خداست ، فكر و بعد دو صفت اين جوهر يگانه هستند كه بنا بر فلسفه وحدت گراي او امور نفساني و جسماني دو جنبه جوهر يگانه اند كه از دو وجه ظهور يافته اند و ميان نوعه موازنه و مقارنه برقرار است ، بدين نحو كه برابر با هر حالتي از بعد حالتي از فكر وجود دارد.

لايب نيتس هم براي تبيين مسأله نفس و بدن فرضيه تطابق منادها كه قاعده هماهنگي پيشين بنياد است را مطرح كرده است.

باتوجه به اين كه هر هركدام از دكارتيان راه حلي براي اين مسأله مطرح كرده اند ولي هركدام به نحوي مورد نقد واقع شده اند . اما اين مسأله همچون براي تحقيق باز و در مكاتب مختلف فلسفي قابل بررسي است.