تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : علي قرباني

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر فتحعلي اکبري

تاريخ دفاع : 31/3/83

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : -

شناخت روشمند خطا در عصر روشنگري

چكيده

عصر روشنگري را تاريخ نويسان قرن هجدهم مي دانند .دراين عصر خرد مي كوشد تاخود را از همه قيود رها سازد.

دكارت اول بار حدود وظايف عقل را روشن ساخت . هرچند كه پيش از او بيكن به مسئله خطا وبتهاي ذهني پرداخته بود واز همين هنگام بود كه مسئله معرفت شناسي به طور جدي مد نظر فيلسوفان قرارگرفت و جهت فلسفه ازوجود به معرفت تغيير يافت . كشف حقيقت مطلق ازميان رفت ونسبيّت به جاي آن نشست. در عصر روشنگري نقش ادراك كننده در ادراك برجسته مي شود .بيكن اين نقش را در بتهاي ذهني مي بيند (بت طايفه ,غار,بازار ونمايشخانه) كه در همه فعاليتهاي ذهن حضور دارندوشناخت آنها باعث حذف آنها از ذهن مي شود دكارت با دستيابي به خداوند نيك از خطا وشك خلاصي مي يابد وهمين خدا در نظام معرفتي پس از دكارت وفلسفه دكارتيان ادامه مي يابد . اما در عصر روشنگري تشنگي انديشه تنها براي شناخت عالم خاج نيست بلكه براي شناخت حدود انديشه است . تصوير كلاسيكي جهان در عصر روشنگري فرو مي ريزد ديگر زمين مركز سيارات نيست . در اين عصر به دليل توجه به نقش ادراك كننده در ادراك نسبي بودن موضوع محوري مي شود . دراين دوره همه چيز به بسيط ترين اجزا ء سازنده اش تجزيه مي شود وسپس مجدداً كار ساختن آغازمي شود . عصر روشنگري بر آن است كه نبايد اصل هر چيزرا در بيرون از آن جستجو كرد چرا كه راه به جايي نمي برد, بلكه اين عصر معنويت الهي را هيولايي سر راه علم مي بيند . آن چيزي به ادراك ما مي آيد كه بتوان علت آن را دريافت. براي شناخت هر چيزي بايد بتوانيم آن را خود بيافرينيم. كانت ميگويد در جهاني كه در آن زندگي مي كنيم ,انسان است كه فرمانش رواست واوست دنياي واقع خود را ميسازد . ولذا براي كانت تصورات ما نسخه هاي ثاني واقعيت نيست كه هر دو به يك صورت باشند. آنچه كه در ماست آميخته با امور ذهني است . تصورات هستي , عليت و جوهر از اين مقوله هستند وشالوده اين تصورات در ذهن قرار دارد . ولذا براي كانت تصور نسبت ونسبيّت امري اساسي است .از ديدگاه او بين انسان وعالم خارج همواره فاصله وجود دارد.