تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 27/2/83

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : دکتر سعيد بيناي مطلق

نام و نام خانوادگي : مهديه محمدي توغري

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر يوسف شاقول

جايگاه دين در فلسفه كانت

چكيده

ايمانوئل كانت (1804-1724) يكي از فيلسوفان مهم عصر روشنگري در تفكر فلسفي خود جايگاه قابل توجه اي را به موضوع دين اختصاص داده كه در سه رسالة عمدة خود (نقد عقل محض ، نقد عقل عملي و دين در محدودة عقل تنها) اين موضوع را با تفصيل بيشتري بررسي كرده است. او با دو نگاه سلبي و ايجابي به مسئله پرداخته است.

در نقد عقل محض توجه اش به مولفه هاي ديني بويژه ايدة خدا سلبي است وبا رد مهمترين براهين الهيات عقلي نشان مي دهد كه قوة شناسايي ما قادر به اثبات وانكار خدا به عنوان امري فرا تجربي نيست، و اين نتيجة طبيعيِ بررسي دين شناختي در حوزة معرفتي اوست.

ولي كانت بنا به تربيت ديني اش اين فعاليت خود را به جنبة سلبي محدود نمي كند وخود را ملزم مي داند به اينكه در حوزه اي ديگر اصول و مباني دين شناختي ايجابي خويش را شرح و بسط دهد.

در نقد عقل عملي دليل اخلاقي اثبات وجود خداوند را بر اساس غايت نهاييِ آن يعني خير اعلي تشريح مي كند. او در استدلال خود دو مولفة خدا و جاودانگي نفس را بر پاية سعادت و فضيلت اثبات و بر اين اساس دين را بر اخلاق مبتني مي سازد و معتقد است كه قوانين اخلاقي با توجه به خير اعلي به سمت دين هدايت مي شوند ، يعني به حوزه اي كه در آن همة وظايف انسان در عين حال كه قوانين ذاتيِ هر ارادة آزاد هستند ، به عنوان فرامين الهي نيز لحاظ مي شوند.

كانت در كتاب دين در محدودة عقل تنها نيز بر اساس طبيعت بشر به تشريح دين مي پردازد. دوگانگي طبيعت بشر از لوازم موضع ديني اوست و اخلاق او را به سمت دين هدايت مي كند. در واقع نظام دينيِ او در جهت اصلاح انسان و مكمل نظام اخلاقيِ اوست.

در اين رساله بعد از بررسي طبيعت بشر حاكميت اصل خير را مطرح مي كند. بهترين نوع حكومت را جامعة مشترك المنافع اخلاقي و در ارزيابي خود از دين ، دين اخلاقي را بهترين نوع دين معرفي مي كند. ديني كه قانونگذار آن بر اساس قوانين اخلاقي امر مي كند و انسان هم با شناخت قوانين اخلاقي و غايت نهايي آن به الوهيت مي رسد. دين اخلاقي مبتني بر خصلت اخلاقيِ انسان و دروني است.

دين بايد در چار چوب عقل سنجيده شود دين را واجد محتوايي اخلاقي مي داند.در واقع او به دنبال احياء دين بر مبناي ايمان اخلاقي و توجيه عقلاني دين و مسيحيت بود نه انكار و نسخ آن.