تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : مهدي بهنيافر

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر محمدعلي اژه اي

تاريخ دفاع : 25/11/83

رشته و گرايش : فلسفه-منطق

استاد مشاور : -

ترجمه و شرح نيمه دوم كتاب "مقدمه اي بر منطق و روش شناسي علوم قياسي" اثر آلفرد تارسكي

چكيده

هدف از اين پژوهش، بررسي دقيق نظريات آلفرد تارسكي در باب ”متدولوژي علوم قياسي” است. افكار هر متفكر حتي اگر دچار تغييرات و دگرگونيهاي اساسي هم بشود، اما در هر حال زنجيره اي را مي سازد كه داراي حلقه هايي متصل به يكديگر است. تارسكي هم از اين گفته مستثني نيست. مسلماً نظريات تارسكي در باب روش شناسي علوم قياسي در پرتو نظريات او راجع به مسئله “صدق” قابل فهم است. به همين جهت كوشيده ام تا در ابتدا تصويري كلي و خلاصه اي از صدق پژوهي تارسكي ارائه دهم. پس از بيان گزارشي از صدق پژوهي تارسكي، مفهوم برعان را در كار وي نشان داده ام و نقاط تمايز نظر تارسكي را در باب مفهوم برهان، نسبت به ديگران نشان داده ام. در ادامه ربط ميان مفهوم “برهان” و مفهوم “صدق” را از ديدگاه او مورد بررسي قرار داده ام. پس از اين، ملاحظاتي انتقادي را نسبت به انديشه هاي او طرح كرده و سپس در بخش دوم كار، نيمه دوم كتاب”مقدمه اي بر منطق و روش شناسي علوم قياسي” را به زبان فارسي برگردانده ام.

همه مواردي كه در بخش اول كار آمده است، اعم از نظريه صدق تارسكي، مفهوم برهان نزد تارسكي، مصاديق خود را از نظر تارسكي در بخش دوم (ترجمه) خواهند يافت. چرا كه تارسكي به خصوص در بخشهاي بعدي كتاب كوشيده است تا نظريات خود را درباره روش شناسي علوم قياسي و نيز خود روش قياسي، با مثالهايي ملموس از علوم قياسي توضيح دهد.

روش به كار گرفته شده در اين پژوهش را مي توان انتقادي – توصيفي نام نهاد. رويكرد نقادانه پژوهش حاضر، حاوي “نقد”، به معناي واقعي كلمه است. يعني در پي آن است تا همه جوانب موضوع را مورد كاوش قرار دهد. در سايه تبيين نظريات تارسكي، در جاهايي، سخن از نظرات نظير هم به ميان آمده است.

شايد براي كسي كه دقيقاً نظريات تارسكي را در حوزه روش شناسي مورد كاوش قرار نداده باشد، اين نظريات در حوزه تئوري هاي اصل موضوعي، چندان هم جديد به نظر نرسند. اما كار مهم تارسكي در اين باب، شاخصه هايي دار دكه با قاطعيت مي توان سخن از رويكرد جديد او به ميان آورد. يكي از اين شاخصه هاي مهم همان طور كه در بخش شرح و توضيح هم خواهد آمد، “برهان صوري” است. اين وجه تمايز و ساير وجوهي از اين دست هستند كه باعث مي شوند اساساً رويكرد تارسكي در زمينه روش شناسي كاملاً جديد باشد.