تحصيلات تكميلي

تاريخ دفاع : 26/12/75

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : دكتر فتحعلي‌ اكبري

نام و نام خانوادگي : همايون آقائي‌‌‌‌‌‌‌

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دكتر مهدي‌ دهباشي‌

نقد و بررسي‌ مباني‌ انسان‌ محوري‌ در فلسفة‌ غرب‌

(قرن‌ نوزده‌ و بيست)

چكيده

انسان‌ محوري‌ نام‌ مكتب‌ خاصي‌ كه‌ يك‌ يا چند ايدئولوگ‌ مشخص‌ در فاصله‌ زماني‌ مشخص‌ آنرا وضع‌ كرده‌ باشند، نيست‌ بلكه‌ نامي‌ است‌ كه‌ به‌ جريان‌ فكري‌ اطلاق‌ مي‌گردد كه‌ ديدگاههاي‌ مختلف‌ و حتي‌ متضاد را در بارة‌ انسان‌ درخود جاي‌ داده‌ است‌ با عنايت‌ به‌ اين‌ مطلب‌ و با توجه‌ به‌ نقاط‌ مشترك‌ اينگونه‌ تفكرات‌ مي‌توان‌ گفت‌ : انسان‌ محوري‌عبارت‌ است‌ از اعتقادي‌ كه‌ ميزان‌ ملاك‌ و مبناي‌ زندگي‌ و تفكرات‌ انساني‌ را خود انسان‌ مي‌داند

با اين‌ اوصاف‌ پايان‌نامه‌ ، متضمن‌ بيان‌ زمينه‌ها و ريشه‌هاي‌ چنين‌ اعتقادي‌ است‌ و به‌ نقد آن‌ مي‌پردازد . موضوع‌ بانگرشي‌ ارزشي‌ و به‌ منظور تعيين‌ جايگاه‌ انسان‌ از يونان‌ باستان‌ با طرح‌ عقايد سوفسطاييان‌ و سقراط‌ شروع‌ مي‌شود وپس‌ از طي‌ دوران‌ قرون‌ وسطي‌ ، رنسانس‌ عصر خرد و عصر روشنگري‌ به‌ قرن‌ نوزده‌ و بيست‌ مي‌رسد و در آنجا بااگزيستانسياليسم‌ به‌ پايان‌ مي‌رسد

پايان‌نامه‌ در بخش‌ آخر به‌ نقد اين‌ ديدگاه‌ مي‌پردازد و اذعان‌ مي‌نمايد كه‌ ضمن‌ اينكه‌ مي‌بايست‌ به‌ انسان‌ و شخصيت‌فردي‌ او تواناييها نيازها و ويژگيهاي‌ اساسي‌ او همچون‌ تفكر ، اراده‌ و قدرت‌ انتخاب‌ توجه‌ نمود مي‌بايست‌ رهيافتي‌باشد تا او ضمن‌ حفظ‌ تمامي‌ اين‌ ويژگيها خود را در برابر موجود مطلقي‌ مسئول‌ سازد