تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 7/6/80

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : دکتر محمود کتابي

نام و نام خانوادگي : فريبا پسندي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر محمدجواد صافيان

تفكر سياسي نيچه

چكيده

فريدريش نيچه فيلسوف و متفكر بزرگ اواخر قرن نوزدهم آلمان است كه از جنبه هاي مختلف در مورد او تحقيقاتي انجام گرفته است اما متأسفانه تفكر سياسي او اغلب ناديده گرفته شده و به عنوان يك متفكر سياسي كمتر مورد توجه قرار گرفته است.در حاليكه تفكر سياسي نيچه جنبة كليدي و مهمي را در كل فلسفه او دارد و سوالهاي هستي شناسانة او را نمي توان از فهم او از سياست جدا كرد.

بنابر اين، اين تحقيق مي كوشد مسير منطقي تفكرات سياسي نيچه را با تأمل در آثارش، آثاري همچون زايش تراژدي، چنين گفت زرتشت، فراسوي نيك و بد، تبارشناسي اخلاق و ارادة به قدرت و … آشكار كند و نشان دهد كه نيچه واقعاً فيلسوفي است كه همواره به فكر سرنوشت سياست در دنياي مدرن است.

آري، او بيش از هر چيز يك متفكر سياسي است، متفكري كه در پايان قرن نوزدهم قرني كه مدرنيته همه را سرمست كرده بود، نخستين نشانه هاي فراموشي ارزشها و علائم بيماري فكري و روحي اروپا را احساس كرد وبه نقد سياست كاذب روزگار خويش پرداخت. اما بايد دانست كه نيچه ناقد هر سياستي نبود،‌زيرا هنگامي كه نيچه به تحقير سياست پرداخت از اهميت آن غافل نبود و به لزوم آن اعتقاد داشت. نيچه تنها ناقد سياست جديد و رهبران غافل بود. او ناقد بت نوين و و سردترين هيولاي سرد و تمام ارزشهاي كاذب بود كه همگي از ديدگاه او به ارزيابي مجدد نياز داشت.

در اينجاست كه نيچه سخن از سياست بزرگ مي گويد، سياست و دولتي اصيل كه براي رسيدن به هدفي بزرگ است، هدفي كه همان حكومت بشر كامل است، بشر كاملي كه تنها با كوشش و تلاش خود ما تحقق مي يابد و بس.