تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 29/10/80

رشته و گرايش : تاريخ-اسلام

استاد مشاور : دکتر محمدعلي چلونگر

نام و نام خانوادگي : مريم پروينيان

دانشکده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر اصغر منتظرالقائم

اوضاع سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و مذهبي اصفهان از فتح اصفهان تا سال 322 هـ

چکيده

موضوع اين رساله اوضاع سياسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و مذهبي اصفهان از فتح اصفهان توسط مسلمانان تا سال 322 هـ است.

از نظر سياسي اين دوران بسيار حساس بوده است و جزو امپراطوري اسلامي بوده است. و در مدت اين سه قرن توسط خلفا اداره مي شده است. آنچه در اين بخش به آن پي برده شد اشتباهي بود كه در مورد فاتح اصفهان شده بود و به اين نتيجه رسيديم كه فاتح اصفهان عبدا... بن بديل است نه عبدا... بن عتبان.

در بعد اجتماعي قوم تازه وارد تاثير شگرفي در زندگي اجتماعي مردم گذاشت. مردم تا پيش از ورود اسلام كارهاي خود را تحت نظارت روحانيون زردشتي و طبق آيين زردشتي انجام مي دادند اما اينك نايبان و فقها كه از طرف خليفه انتخاب مي شدند اين امر را انجام مي دادند. با ورود اين قوم تازه وارد شهر گسترش بيشتري پيدا كرد و محلات جديدي بر آن افزوده شد.

در بعد اقتصادي غير از موارد تهاجمي كه باعث توقف فعاليت اقتصادي مردم مي شده است اقتصادي پر رونق و شكوفا داشته است. تنوع بيش از حد ميوه ها و محصولات و شبكه هايي كه براي حمل و نقل اين مواد به مراكز مصرف داشت اين سخن را ثابت مي كند و دليل اين رونق اقتصادي 1) موقعيت جغرافيايي 2) رودخانه زاينده رود و جوي هاي منشعب از آن 3) شبكه حمل و نقل كالا 4) بارندگي به ميزان متوسط.

در زمينه صنعت نيز اصفهان در دو صنعت قفل سازي وسفال گري و همچنين زينت آلات داراي شهرت بوده است.

در بعد فرهنگي تغييرات بسياري رخ داد و علم آموزي از انحصار طبقه دبيران خارج شد و در اختيار همه قرار گرفت. دررشته قرائت قرآن اصفهان يكي از بهترين و برترين نمونه ها را داشت كه او نافع بن عبدالرحمان بود. در زمينه حديث فعاليت گسترده اي صورت گرفت و در زمينه كلام و فلسفه نيز افراد صاحب نظر وجود داشتند از جمله ابن راوندي كه با تمام مذاهب به جدال و مناظره برخاست. در زمينه رياضي فردي به نام محمد بن لره حاسب بوده است كه كتابي به نام الجامع في الحساب دارد. و علي بن داود كه از منجمان برجسته بود. در زمينه تاريخ و جغرافيا نيز فعاليت هايي صورت گرفت. افرادي مثل حمزه اصفهاني، ابوالفرج اصفهاني، يعقوبي، ابن رسته از جمله سرآمدان اين رشته ها در شهر اصفهان بوده اند. حتي در زمينه ادبيات و داستان سرايي و شعر و سپس در زمينه ترجمه نيز فعاليت هايي انجام داده اند كه بسيار چشمگير است.

در بعد مذهبي نيز تغييرات وسيع و گسترده صورت گرفت. با فتح اصفهان به وسيله اعراب و با ورود اسلام به اين شهر مردم اصفهان به تدريج و به آرامي به اسلام روي آوردند. در اواخر قرن سوم جدال هاي مذهبي بغداد به اصفهان راه پيدا كرد. مردم اين شهر در مورد معاويه بسيار متعصب بودند و برخي حتي وي را پيامبر اولوالعزم مي دانستند و غلو ابلهانه اي در مورد معاويه داشتند كه اين ناشي از تبليغات امويان و نايبان آنها بر اين شهر بودند. اما از منابع روشن مي شود كه هر چند مذهب حنبلي بر شهر مسلط بود اما تشيع در كنار ديگر مذاهب سني به حيات موثر خود ادامه مي داده است ولي به خاطر اختناق شديد نمي توانسته است عقايد و آيين خود را آشكار كند. همچنين فرقه ظاهريه توسط يك اصفهاني به نام داود بن علي رواج پيدا كرد و همچنين فرقه عيسويه نيز توسط يك اصفهاني پايه ريزي شد همچنين اسماعيليان و معتزله و مزدكيان نيز در اين خطه رواج پيدا كردند و مدتي فعاليت هايي ترتيب مي دادند و اصفهان از جمله پايگاه هاي آنان بود و به طور كلي بايد گفت يك نوع تساهل مذهبي وجود داشته است.