تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 8/10/80

رشته و گرايش : تاريخ-ايران دوره اسلامي

استاد مشاور : دکتر مهدي مهرعليزاده

نام و نام خانوادگي : رضا قنبري

دانشکده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مرتضي دهقان نژاد

نقش احمد قوام السلطنه در سياست خارجي ايران(1275 تا 30 تير1331ش)

چکيده

از نيمه دوم قرن نوزدهم كه دامنه رقابت دولت هاي قدرتمند اروپائي گسترش يافت ، ايران نيز ناخواسته عرصة تاخت و تاز ميان روس و انگليس گرديد . به همين دليل برخي از دولت مردان قاجار چارة كار را در ايجاد اتحاد و دوستي با ديگر قدرت هاي اروپائي دانستند . تا به اين طريق از نفوذ رو به افزايش دو همسايه سلطه طلب بكاهند ، كه البته اين تلاش ناكام ماند.

در راستاي تحقق بخشيدن به اين سياست بود كه از اوايل قرن بيستم ، ايالات متحده آمريكا بسياري از سياستمداران ايراني را به سوي خود مجذوب كرد . از جمله اين شخصيت ها احمد قوام السلطنه را مي توان نام برد كه از خاندان اشرافي كهن ايراني بود . وي از چهره هاي برجسته تاريخ معاصر و يكي از مقتدرترين نخست وزيران ايران است كه در فاصله سال هاي 1300 تا 1331 ش (1921 - 1952 م) پنج بار در بحراني ترين شرايط به زمامداري رسيد و از آغاز تا پايان حيات سياسي خود تلاش كرد تا با درگير كردن كشور جوان و قدرتمند آمريكا در امور سياسي ، نظامي و اقتصادي ايران ، حمايت آن كشور را بدست آورده و نفوذ روس و انگليس را خنثي كند.

دكترين سياست خارجي قوام به عنوان سياستمداري «عمل گرا» همواره بر محور «موازنه مثبت» و تحقق «نيروي سوم» استوار بود . اين سياست در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم با حضور همه جانبة و رو به افزايش آمريكا شكل جدي و عملي به خود گرفت و ايران به يكي از مهمترين پايگاه ها راهبردي و حافظ منافع آمريكا در خاورميانه تبديل شد . قوام در عرصه تحولات داخلي نيز زمينه ساز شكل گيري و گسترش جريان سياسي جديدي به نام «يانكوفيل ها» شد . بي ترديد او از برجسته ترين پيشگامان توسعه حضور آمريكا در ايران ، تا قبل از كودتاي 1332 ش / 1953 م بشمار مي رود.

فرآيند انديشه و عملكرد سياسي قوام در زمينه روابط خارجي و جايگزيني آمريكا ، هر چند تا حدودي اهداف سياست خارجي ايران را ، در زمينة رهائي از باتلاق اسارت بار سلطة روس و انگليس برآورد ساخت ، امّا هرگز به نفي سلطه بيگانگان منتهي نشد و فقط توانست به يك جا به جائي قدرت بينجامد.

پيروي از اين رويه نه تنها تامين كننده منافع ملي و منطبق با نيازهاي اجتماعي كشور نبود ، بلكه زمينه ساز گسترش سلطه و نفوذ همه جانبه آمريكا و وابستگي پيچيده و فزايندة سياسي اقتصادي ، فرهنگي نظامي ايران به آن كشور گرديد ، كه اين روند تا آستانه پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357ش همچنان تداوم يافت.