تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : ايناس شذيفات

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر سيد مرتضي هاشمي- دکتر محسن محمدي فشارکي

تاريخ دفاع : 30/7/86

رشته و گرايش : زبان فارسي-ادبيات

استاد مشاور : دکتر سيد محمدرضا ابن الرسول

سيماي مصر و بلاد شام در متون فارسي تا قرن هشتم هجري

چكيده

شعر و ادب همچون ظرفي است كه از سويي تخيل و احساس شاعر و از ديگر سو بسياري از معارف و دانش‌ها و واقعيت‌هاي ملموس زندگي بشر را در خود جاي مي‌دهد. نگرش ويژه اديبان كهن پارسي گوي و پارسي نويس به مقوله شعر و ادب، باعث گرديده سرايندگان و اديبان دري به دانش جغرافيا توجهي خاص را مبذول دارند و اسامي امكنه جغرافيايي را به عنوان يكي از عناصر و مواد اصلي براي خلق مضمونهاي ادبي در شعر و نثر خود به كار برند. از اين رهگذر، مطالب و اطلاعاتي در خور و گاه بسيار ارزشمند در خصوص بلاد و سرزمينهاي گوناگون در متون ادب فارسي درج گرديده است. در اين پژوهش سعي ما بر آنست كه دانسته‌ها و توصيفاتي كه شاعران و نويسندگان پارسي درباره مصر و شام ـ خواه به صورت بيان و گزارش حقايق جغرافيايي و تاريخي و خواه توصيفات صرف شاعرانه ـ در آثار خود آورده‌اند نقل و تحليل و بررسي نمائيم. اين پژوهش در دو بخش و هر بخش در برگيرنده چند فصل، تدوين و تنظيم گرديده است. در بخش اول سرزمين شام مشتمل بر كشورهاي مستقل كنوني آن يعني سوريه، اردن، فلسطين، لبنان در فصول جداگانه مورد بررسي و پژوهش قرار گرفته است. در بخش دوم نيز سيماي تاريخي و ادبي مصر، بلاد آن و نيز رود نيل در سه فصل مجزا به نگارش درآمده است.

دو سرزمين مصر و شام كه تبلور آنها بر پيشگاه آثار ادبي از نظم و نثر هويدا و فارغ از بيان است. ديگرگاهي است تا لقلقة مضمون سازي شعرا و نويسندگان فارسي زبان است. چه آنها كه به مشاهده مستقيم قائل به موجوديت عيني مي‌گردند و چه شعرايي كه به صورت غير مستقيم قول به محور موجوديت ذهني دارند. يعني حتي شعرا و نويسندگاني هم كه گاهاً خود به ديدن سرزمين‌هاي مزبور تأمل نگشته‌اند به تأثر از ديگران به مضمون‌سازي زده‌اند و اين از جهت اهميتي كه وجود دو سرزمين به قصد پردازش درونمايه‌هاي لطيف و غالباً از گونة امثله براي آن بزرگان داشته بسيار قابل توجه است.

در واقع چيزي كه وجهة همت نقد مقلوب و مغشوش حاضر گشته اين است كه، به چه قصد و چه ميزان از امكنة جغرافيايي و نام و اعلام بلاد و سرزمين‌ها در دواوين و متون ياد شده و از چه روي دانستن اين آمار براي پژوهشگران، از هر قسم اهميت دارد.

ضمناً پس از بيان و ذكر هر مدخل به عنوان منسوبات جغرافيايي علاوه بر ذكر شاهد مثال از دواوين شعرا و متون نويسندگان هر كجا ضرورت يافته و تفهيم معني ابتر مي‌مانده به تناسب شعر يا عبارت به توضيحي مختصر و در خور روشن گشته تا بعضاً وجه و صحّت برخي انتسابها نموده شود و از پس حجاب غمض مهجور و مستور نمانده باشد.

در هر دو بخشي كه از كليّت تحقيق مايه مي‌گيرد يعني؛ مصر و شام و سرزمين‌هاي متعلقه ترتيب موضوعي يا معنايي منسوبات رعايت گرديده و سعي بر آن شده كه دو گونه از يك دست آمده باشد.

در اين تحقيق، ذيل هر مدخل (مثلاً: شام) نخست مطالب مرتبط با موضوع كه از متون نظم و نثر استخراج شده، نقل و تحليل و بررسي شده است. پس از آن، در چند عنوان فرعي از قبيل: تركيبات، تشبيه، اضافه تشبيهي، مضاف و منسوب، همايي (هم‌آيي)، ارسال مثل و حكمت، صنايع ادبي و... كه بيشتر ناظر بر جنبه‌هاي ادبي و زيبايي شناختي واژه جغرافيايي مورد نظر و نحوه انعكاس آن در ادبيات فارسي است، بحث در زمينه مورد نظر تداوم و گسترش يافته است.

روش تحقيق در اين پژوهش اسنادي و تحليل محتواست. علاوه بر جمع‌آوري و طبقه‌بندي و تحليل مطالبي معتنابه و متنوع در شناخت سيماي مصر و شام در ادب پارسي، در پايان به برخي نتايج اين پژوهش اشاره مي‌نمائيم: در متون نظم فارسي، سرزمين مصر غالباً بر اساس مضامين مذهبي (يوسف مصري و...) مورد توجه قرار گرفته است. مفصل‌ترين شرح درباره مصر و شام به زبان فارسي در كتاب «سفرنامه» ناصرخسرو آمده است.در مضمون سازي ادبي «مصر» افزونتر از «شام» مد نظر شاعران بوده است. منابع قديم جغرافيايي فارسي همچون حدودالعالم به ذكر مطالبي موجز در مباحث مورد نظر بسنده نموده‌اند.

كليد واژه ها: مصر، شام، اردن، فلسطين، سوريه، لبنان، همايي جغرافيايي، تركيبات ، متون نظم و نثر فارسي