تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : رضا كورنگ بهشتي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر محمود بيناي مطلق- دکتر سعيد بيناي مطلق

تاريخ دفاع : 27/6/87

رشته و گرايش : فلسفه- غرب

استاد مشاور : -

زبان از نظر افلاطون

چكيده

زبان و حقيقت آن از مسائل اساسي در انديشه‌ي افلاطون است. وي از چشم اندازي فلسفي متافيزيكي به بررسي چيستي و ماهيت زبان مي پردازد. به عبارت ديگر، افلاطون پرسش از زبان را با پرسش از وجود، حقيقت و معرفت گره مي‌زند. به نظر او، رابطه‌ي ميان زبان و واقعيت، رابطه‌ي قرار دادي نيست كه به نحو خودسرانه از سوي بشر وضع شده باشد. به عكس رابطه‌ي ميان زبان و واقعيت، رابطه‌‌‌اي طبيعي يا وجودي است. زبان به عنوان عمل سخن گفتن و ناميدن ،‌گونه‌اي باشنده است كه اوسيا يا ذات مشخصي دارد. هستي معين يا ذات زبان با هستي معين يا ذات ساير باشندگان كاملاً در پيوند است،‌ زيرا زبان چونان سخن گفتن و ناميدن عملي است در ارتباط با چيزها. به نظر افلاطون، ذات يا اوسياي زبان ،‌در كاركرد آن ظاهر مي‌شود. كاركرد اساسي زبان عبارتست از تعليم دادن درباره‌ي چيزها از راه تمييز دادن ميان آن‌ها به حسب ذات‌هايشان. بدين ترتيب زبان اين قابليت را دارد كه حقيقت اشيا را در خود بازنماياند و آشكار سازد. زبان با تبعيت از حقايق باشندگان و الگو قرار دادن آن‌ها به مثابه‌ي تقليدي درست از وجود و واقعيت است، و بدين سان غايت تعليمي خود را متحقق مي‌سازد.

از سوي ديگر ، افلاطون متذكر مي‌شود كه خصلت تقليدي زبان بر شأن ثانوي و تبعي آن نسبت به خود حقيقت دلالت دارد. از همين رو، نبايد زبان و ساختار آن را با ساختار خود واقعيت كاملاً‌ يكي و همان دانست. در نظام معرفت شناسيِ افلاطون، شناخت زباني تنها گونه يا مرتبه‌اي از شناخت است و مساوق معرفت مطلق نيست. يكي پنداشتن شناخت زباني با كلّ شناخت موجب مي‌شود كه زبان به جاي آشكار ساختن حقايق فرازباني، آنها را بپوشاند و تنها نمود و سايه‌اي از معرفت راستين را به دست مي‌دهد.

واژگان كليدي: زبان، درستي قراردادي، درستي طبيعي،‌ايده، واقعيت، معرفت.