تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : ابراهيم رضايي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مهدي دهباشي

تاريخ دفاع : 24/6/87

رشته و گرايش : فلسفه- غرب

استاد مشاور : دکتر فتحعلي اکبري

بررسي تحليلي نقش خيال در معرفت شناسي و وجود شناسي ابن عربي

چكيده

ابن عربي معتقد است در انسان نيروي ادراک کننده ديگري غير از عقل يافت مي شود که عرصه فعاليت اين نيرو پهنه «خيال» است که در آن، جمع ميان اضداد پديدار مي شود؛ زيرا نزد حسّ و عقل جمع ميان دو ضد، ممتنع است. عالم خيال نزديکترين دلالت به حق است، زيرا حضرت حق، اول است و آخر، ظاهر است و باطن. لذا عارف جز از راه جمع کردن ميان دو ضد، شناخته نمي شود. ابن عربي، خيال را منزل الفت جامع ميان حق و خلق و همان صورتي مي داند که انسان بر آن آفريده شده است و اين آگاهي را نيرومندترين آگاهي مي داند که بوسيله آن عارف و احدّيت حق را درکثرت خلق ادراک مي کند.

ابن عربي معتقد است خيال، تنها آنچه را داراي صورت محسوس يا مرکب از اجزاء محسوس است و توسط قوه مصوره ترکيب مي شود، نگه مي دارد و از اين رهگذر، صورتي را به دست مي دهد که در حس موجود نيست اما براي بيننده محسوس است. وي در نظريه عرفاني خويش از عالم خيال به عنوان طريق معرفت الله نام مي برد. همچنين در نظر شيخ اکبر عنصر خيال حلقه واسطه بين وجود شناسي و معرفت شناسي به شمار مي رود. چرا که در قوس نزول از آنجا که معاني در عالم خيال تجسد مي يابند و گونه اي ديگر از هستي را برخوردار مي شوند و در قوس صعود نيز اجساد تروح يافته و لباس ديگري از هستي را مي پوشند اين خيال است که در هردوحوزه به شناخت آنها نائل خواهد شد. علاوه براين شناخت صحيح از عالم و خداوند تنها در گرو کارکرد خيال مي باشد و کميت عقل در نظر وي در هردو حوزه لنگ است.

واژگان کليدي: خيال، عقل، خيال منفصل، خيال متصل