تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : زهرا شجاع

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مهدي اديبي سده- دکتر فروغ السادات عريضي

تاريخ دفاع : 29/2/87

رشته و گرايش : علوم اجتماعي- جامعه شناسي

استاد مشاور : -

بررسي جامعه شناختي تأثير پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي بر مصرف کالاهاي فرهنگي (مطالعه موردي: دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق)

چكيده

مقوله‌ي فرهنگ و مطالعات فرهنگي از موارد اجتناب‌ناپذيري است كه همواره در طول تاريخ اجتماعي جوامع بشري، مورد توجه قرار گرفته است و به ويژه در دهه‌هاي اخير متفكرين و انديشمندان علوم اجتماعي در كشورهاي مختلف با طرح و ارائه‌ي نظريات گوناگون، پيرامون ساختارهاي فرهنگي و اجتماعي، تأثير فرهنگ و مقولات فرهنگي بر شئونات مختلف زندگي اجتماعي و اقتصادي افراد را به تصوير كشيده‌اند.

پژوهش حاضر در پي آن است تا دريابد چه عواملي بر مصرف كالاهاي فرهنگي مؤثر است و هدف كلي اين تحقيق بررسي تأثير پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي بر مصرف كالاهاي فرهنگي در بين دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي ـ واحد تهران شرق مي‌باشد و محقق سعي نموده رابطه‌ي بين شغل والدين دانشجويان، منطقه‌ي محل سكونت، ‌ميزان درآمد ماهانه‌ي خانوار، طبقه‌ي اجتماعي، اوقات فراغت، مقطع تحصيلي و جنس را با مصرف كالاهاي فرهنگي مورد سنجش و بررسي قرار دهد.

در ميان نظريات گوناگون مربوط به قشربندي، مطالعات فرهنگي و ... در مبحث مربوط به ديدگاه‌هاي نظري انديشه‌ي صاحبنظراني چون ‌تئودورآدورنو، پير بورديو، تالكوت پارسونز، رالف دارندورف، كارل ماركس، ماكس وبر، ديويد چني، ملوين تامين، تورشتاين وبلن، جيمسون، جرج زيمل، ژان بودريار، لويد وارنر و هربرت ماركوزه مورد توجه قرار گرفته است.

در اين تحقيق از روش پيمايشي، اسنادي و مطالعه‌ي موردي توأماً‌ استفاده شده است. جامعه‌ي آماري اين پژوهش كل دانشجويان مشغول به تحصيل در واحد دانشگاهي تهران شرق است كه در نيم سال اول سال تحصيلي 87 ـ 86 تعداد 6234 نفر مي‌باشند. حجم نمونه تعداد 370 نفر از دانشجويان مي‌باشد كه از طريق شيوه‌ي نمونه‌گيري طبقه‌اي و سهميه‌اي انتخاب شده‌اند.

جهت سنجش تغييرات متغير وابسته در اين پژوهش 7 (هفت) فرضيه تدوين و مورد آزمون قرار گرفته‌اند. در فصل مربوط به تجزيه وتحليل داده‌هاي اين تحقيق از آزمون‌هاي كاي اسكور،‌ وي كرامر، كندال C ،‌ مقايسه‌ي ميانگين‌ها، رگرسيون چندمتغيري استفاده گرديده است. به طور كلي نتايج حاصل از آزمون فرضيه‌هاي اين پژوهش نشان مي‌دهد متغيرهاي مقطع تحصيلي و اوقات فراغت رابطه‌ي مثبت افزاينده با مصرف كالاهاي فرهنگي داشته هر چند كه سهم هر كدام متفاوت است و همچنين متغير طبقه‌ي اجتماعي هم رابطه‌ي ضعيفي با ميزان مصرف كالاهاي فرهنگي را نشان مي‌دهد. در مقابل،‌ متغيرهاي جنس، ‌شغل والدين دانشجويان،‌ ميزان درآمد و منطقه‌ي محل سكونت با مصرف كالاهاي فرهنگي فاقد رابطه مي‌باشند.

کليد واژه ها: پايگاه اجتماعي ، پايگاه اقتصادي ، پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي، مصرف، کالا، کالاهاي فرهنگي، اوقات فراغت.