تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : عيسي نجم آبادي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مهدي دهباشي

تاريخ دفاع : 17/4/87

رشته و گرايش : فلسفه- غرب

استاد مشاور : -

بررسي تطبيقي حدود و اعتبار عقل نزد ملاصدرا و کانت

چكيده

مهمترين گرايش فلسفه معرفت شناسي است چرا که لازم است. ابتدا حدود معرفت بشري مشخص شود آنگاه بر اساس نتايج آن به تحقيقات خود ادامه داد. عقل يکي از مباحث معرفت شناسي در حکمت متعاليه و فلسفه کانت است. از نظر ملاصدرا، بر مبناي حرکت جوهري، غايت نفس ما، اتحاد عقل انساني با عقل استعلايي و فرا تجربي و وصول به مرتبه اي از وجود عقل فعال است. بنابراين تمام مراحل شناخت عقلي در جهت نيل به اتحاد نفس ناطقه انساني با عقل فعال سير مي کند.

در نظر کانت نيز، نقد عقل محض در واقع پژوهشي است درباره توانايي ذاتي عقل براي بسط تعينات موجود از درون خودش، يعني به نحوي ناب و مستقل از احساس و تجربه. از اين حيث کانت درصدد توجيه و تبيين جديدي از چگونگي شناخت و معرفت آدمي است. از جمله اهداف اين تحقيق، بررسي ماهيت، توانايي ها و حدود عقل بشري در انديشه کانت و ملاصدرا و نيز بررسي تفاوت ها و شباهت هاي اين دو انديشمند در مسأله فوق مي باشد. در مورد نتايج بدست آمده، به طور کلي مي توان گفت که اگر چه کانت و ملاصدرا هر دو در اذعان به محدوديت عقل داراي نقاط اشتراکي هستند اما آنچه راه ملاصدرا را از کانت متمايز مي گرداند و گستره ي فلسفه او را به ساحاتي متعالي تر مي کشاند اين است که او با اعتقاد به سلسله مراتب خاص عقل، سطوحي عالي را در اين عرصه قائل شده است که در آن سطوح دريافت هاي عاليتر امکان پذير است و علاوه بر اين، با اعتقاد تام و تمام به وحي و الهام و شهود، سيطره ادراک انساني بر قلمروي گستره هستي فراتر از ساحت عقل را امکان پذير مي داند.کانت نيز با تفکيک قلمرو پديدارها از اشياء في نفسه، قائل به توانايي ما در اشراف بر پديدارها و عدم توان قواي ادراکي در احاطه بر اشياء في نفسه گرديد.

واژه هاي کليدها: معرفت شناسي، حکمت متعاليه، خيال، عقل، فهم