تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : مهران نوري

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر محمدعلي اژه اي

تاريخ دفاع : 11/3/87

رشته و گرايش : فلسفه-منطق

استاد مشاور : -

استلزام محاوره اي

چكيده

موضوع رساله بحث از استلزام محاوره اي است كه گرايس براي پاسخ به دشواريهاي مطرح شده در ارتباط به پارادكس استلزام مادي مطرح ساخته است. فصل اول به معرفي اصل تشريك مساعي و دلالت محاوره اي اختصاص يافته است. در فصل دوم به مسئله اختلاف معناي ثابت منطقي «É» و «اگر» در زبان طبيعي با عنوان استلزام محاوره‌اي پرداخته شده است. گرايس نخست بين شرايط صدق يك گزاره و شرايط اظهار يك گزاره تمايز قائل مي شود. به نظر گرايس معناي «اگر» همان معناي تابع ارزشي «É» در منطق رياضي مي باشد. در عين حال «اگر» در جمله «اگر P آنگاه Q» به طور ضمني متضمن شرايط غيرتابع ارزشي نيز هست. اين شرايط غيرتابع ارزشي را مي توان اينگونه بيان كرد: 1) P دليل مناسبي براي پذيرفتن Q است 2) درمورد هر دو گزاره شك وجود دارد. حال مي توان مثالهايي را آورد كه در آنها «اگر» كاربرد دارد ليكن دلالت ضمني «اگر» به شرايط غيرتابع ارزشي در آنها ابطال گرديده است و از آنجا كه ابطال پذيري خصيصه منحصر به فرد دلالت محاوره اي مي باشد بنابراين دلالت ضمني «اگر» به شرايط غير تابع ارزشي بواسطه دلالت محاوره اي مي باشد و معنايي كه بواسطه‌ دلالت محاوره اي به شنونده منتقل مي شود را نمي توان جزء معناي اصلي عبارت اظهار شده تلقي نمود.

كليد واژه ها: اصل تشريك مساعي، دلالت محاوره اي، معناي قوي، معناي ضعيف، تيغ گرايس