تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : مهين کفاش

دانشکده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مهدي مهرعليزاده

تاريخ دفاع : 21/12/86

رشته و گرايش : تاريخ- ايران دوره اسلامي

استاد مشاور : دکتر مرتضي دهقان نژاد

دوره محمدرضا شاه پهلوي از نگاه دربار و هيأت دولت طي سالهاي1342 تا1357

چکيده

دوران سکون وآرامش رژيم پهلوي که از سال 1342/1963 آغاز مي شود و به مدت 15 سال ادامه دارد؛ دوران حکومت مطلقه شاه در ايران است. در اين دوران به موازات وابستگي شاه به آمريکا به ميزان بيگانگي اش از مردم افزوده مي شود. طي اين دوران در واقع آمريکا قدرتمندترين حامي شاه در برخورد با مسائل گوناگون مي شود.

به خاطر نقش برجسته شاه در تصميم گيري، ارگان هاي دولتي کمتر اقتدار مستقلي داشتند. پس از اوايل 1340/1961، نخست وزيران را شاه برمي گزيد و مجلس به رغم حقوقش در قانون اساسي، فقط نقش نمايشي را در اين فرآيند بازي مي کرد. بنابراين، نخست وزير و کابينه اش ابزاري براي اجراي تصميم هاي شاه شدند. به اين ترتيب، بر اختيارات قوه مجريه و شخص شاه افزوده شد.

درآمد حاصل از نفت در سال1352/1973، افزايش‌يافت و اعلام‌شد كه ايران حاكميت بر نفت خود را به‌دست‌آورده‌است. در کنار اين افزايش درآمد در بخش هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي سياست گذاري هاي مختلفي صورت گرفت.

در سال 1353/1974 شاه فرمان تأسيس يک نظام تک حزبي را صادر کرد. اين حزب ابزاري جهت جلب رضايت از رژيم و اعلام وفاداري نسبت به آن بود. جهت جلب توجه هر چه بيشتر دول خارجي و کسب مشروعيت، جشن هاي تخت جمشيد را آغاز نمود. مبدأ تاريخ را كه بر مبناي روز هجرت پيامبر (ص) از مكه به مدينه بود عوض‌كرد.

ايران در آن دوره در بخش هاي مختلف پيشرفت نسبي کرده بود. اما اين پيشرفت ها، ملّت ايران را راضي نکرد، بلکه نتيجه عکس داشت. علّت همان روحيه ي استقلال و نياز به مشارکت سياسي بود که در مردم وجود داشت.

غير ايراني خواندن كساني كه عضويت حزب رستاخيز را نمي پذيرفتند، نفود فرقه بهائيت در اركان مختلف رژيم، اقدامات دين ستيزانه و ضد ملي رژيم پهلوي، روز به روز وجهه اين رژيم را در ميان مردم از بين برد و زمينه وقوع انقلاب اسلامي را فراهم ساخت.

اين رساله بر آن است تا به بحث و بررسي اين اقدامات از نگاه کارگزاران رژيم و اسناد موجود پرداخته، نقش دربار و هيأت دولت را در طراحي و اجراي برنامه هاي مختلف در عرصه سياست، فرهنگ و اقتصاد مورد بررسي قرار دهد.

واژه هاي کليدي: پهلوي دوم، دربار، هيأت دولت، حزب رستاخيز، نفت، ديکتاتوري، بحران مشروعيت