تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : -/8/76

رشته و گرايش : علوم اجتماعي- جامعه شناسي

استاد مشاور : دکتر ابراهيم انصاري

نام و نام خانوادگي : شهريار سلامي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر فريدون وحيدا-دکتر محمود کتابي

تحليلي‌ بر روش‌ جامعه‌ شناسي‌ تفهمي‌ ماكس‌ وبر

چكيده

بطور كلي‌ براي‌ مكاتب‌ مختلف‌ علوم‌ انساني‌ مساله‌ اين‌ بود كه‌ چرا علوم‌ طبيعي‌ توانسته‌اند به‌ پيشرفت‌ چشم‌گيري‌ دست‌ يابند يعني‌ قوانيني‌ كشف‌ كنند كه‌ به‌ اعتبار آنها بتوانند حتي‌ پديده‌هاي‌ به‌ ظاهر پراكنده‌ را نيز مورد تبيين‌ قرار دهند، قانون‌ سقوط‌ اجسام‌ در اين‌ ميان‌ علوم‌ انساني‌ از اين‌ ويژگي‌ به‌ بهره‌ بود.

مكتب‌ اثباتي‌ راه‌ حل‌ مساله‌ را در كاربت‌ معيارهاي‌ دقيق‌ علمي‌ در علم‌ مربوط‌ به‌ جامعه‌ مي‌دانست‌. كشف‌ قانون‌ حالات‌ سه‌ گانه‌ كنت‌ مثالي‌ در اين‌ راستا است‌.

ايده‌آليستها از جنبه‌ انتولوژيك‌ به‌ اين‌ مساله‌ مي‌پرداختند و با تكيه‌ براصل‌ دكارتي‌ ثنويت‌ روح‌ و جسم‌، معتقد بودند كه‌ ميان‌ جهان‌ طبيعت‌ و انديشه‌ شكاف‌ پرنشدني‌ وجود دارد چراكه‌ علوم‌ طبيعي‌ به‌ پديده‌هاي‌ ثابت‌ و مستقل‌ مي‌پردازد و علوم‌ انساني‌، فرهنگ‌ و تاريخ‌ را مورد بررسي‌ قرار مي‌دهد.

تاويل‌ گرايان‌ از جنبه‌ معرفت‌ شناختي‌ به‌ اين‌ مساله‌ نگاه‌ مي‌كردند و با استناد به‌ مباحث‌ كانت‌ يعني‌ تمايز ميان‌ بودها و نمودها، مدعي‌ بودند كه‌ واقعيت‌ يكي‌ است‌ اما داراي‌ اجزاي‌ مختلف‌. علوم‌ طبيعي‌ با استفاده‌ از روش‌ خاص‌ خود به‌ جنبه‌ عام‌ و مشترك‌ ميان‌ پديده‌ها مي‌پردازد درحاليكه‌ علوم‌ انساني‌ جنبه‌هاي‌ خاص‌ و منحصر به‌ فرد پديده‌ها را مورد مطالعه‌ قرار مي‌دهد. از اين‌ جهت‌ روش‌ علوم‌ طبيعي‌ تعميمي‌ و روش‌ علوم‌ انساني‌ تفريدي‌ است‌.

وبر مدعي‌ است‌ كه‌ هريك‌ از مكاتب‌ فوق‌ به‌ دليل‌ تكيه‌ بر جنبه‌هاي‌ خاصي‌ از پديده‌هاي‌ مورد مطالعه‌ و گاهي‌ در اثربي‌توجهي‌ نسبت‌ به‌ هدف‌ علم‌، اشتباهاتي‌ تكراري‌ مرتكب‌ شده‌اند.

هدف‌ علم‌ شناخت‌ واقعيت‌ است‌ نه‌ كشف‌ قوانين‌ عام‌ و جهانشمول‌. در اين‌ ميان‌ جامعه‌ شناسي‌ تفهمي‌ بامدنظرقراردادن‌ كنش‌ اجتماعي‌ فرد، به‌ انگيره‌ها و معاني‌ ذهني‌ افراد مي‌پردازد و به‌ درك‌ علمي‌ آن‌ كنشها دست‌ مي‌بابد. وبر جهت‌گيريهاي‌ متقابل‌ كنشها را در قالب‌ زمينههاي‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ جستجو مي‌كند و اين‌ امر بيانگر آنست‌ كه‌ درك‌ علمي‌ معاني‌ ذهني‌ كه‌ از طريق‌ پيگيري‌ روابط‌ علمي‌ بدست‌ مي‌آيد به‌ معناي‌ كشف‌ روابط‌ ثابت‌ و قطعي‌ نيست‌ و تاريخي‌ بودن‌ واقعيات‌ اجتماعي‌ مانع‌ از كشف‌ قانون‌ فرازماني‌ در مورد آنهاست‌. هر علمي‌ كه‌ كنشهاي‌ اجتماعي‌ افراد رادر مركز مطالعات‌ خود قرار دهد ناگزير از دقت‌ در فرهنگ‌ و تاريخ‌ حاملان‌ آن‌ كنشهاست‌.