تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : جهانگير رجبي دشتكي

دانشکده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر محمدعلي چلونگر

تاريخ دفاع : 12/9/87

رشته و گرايش : تاريخ-اسلام

استاد مشاور : دکتر اصغر منتظرالقائم

بررسي جايگاه مسيحيت در شبه جزيره عربستان ازآغاز اسلام تا سال چهلم هجري

چکيده

در اين پايان نامه ، مطالبي پيرامون علل و عوامل نفوذ آيين مسيحيت به شبه جزيره عربستان و شرايط زندگي مسيحيان در آن جا ، از سال اوّل هجري تا سال چهلم هجري توضيح داده شده است و آثار اين دين بر اعراب و نحوه زندگي آنان مشخص گرديده است.

در ابتدا ، زمينه هاي ورود اين آئين به شبه جزيره عربستان بررسي شده است .با توجه به اين نوشتار ، مي توان دريافت که با نفوذ آيين مسيحيت در عربستان ، گروهي از اعراب در منطقه نجران و دومة الجندل با اعتقاد به طبعيت الهي حضرت مسيح(ع) ومسيحيت در حجاز با اعتقاد به بشري بودن وي،به آن جذب شدند و از بت پرستي به اين دين الهي روي آوردند. اين گروه تمام خصوصيت ها و فرهنگ مسيحي را در زندگي خود نهادينه کردند و آن را به کار بردند ، تا زماني که در سرزمين عربستان ، آئيني توسط حضرت محمّد (ص) بر مردم ابلاغ گرديد که ديني الهي و کامل بود. رسول الله (ص) نيز ، آنان را به دين مبين اسلام دعوت کرد و اعراب نصراني بر اساس پيمان هايي که با حضرت محمد (ص) منعقد کردند ، به عنوان اهل ذمه شناخته شدند و خداوند کريم مسلمانان را به دوستي با مسيحيان تشويق نمود ، امّا عقايدشان را مورد نقد قرار داد که در بسياري از آيه هاي قرآن آشکار است . بعد از وفات پيامبر اسلام (ص) ، ارتباط مسلمانان با مسيحيان در اثر گسترش قلمرو اسلامي به خارج از شبه جزيره عربستان افزايش يافت و ارتباط خلافت صدر اسلام با مسيحيت بيشتر شد ، به گونه اي که شامل گروه زيادي از اعراب نصراني مي شد و اين ارتباط با قراردادهايي منعقده بين مسلمانان و اعراب نصراني ، محکمتر شد . هرچند ناملايمت ها و فشارهاي مختلفي نيز بر اين اعراب اعمال مي گرديد.

در اين رساله ، سعي شده که موضوع مسيحيت و علل و عوامل نفوذ آن به شبه جزيره عربستان و ... طي سه دورة تاريخي يعني پيش از اسلام ، زمان حيات حضرت محمّد (ص) و بعد از وفات پيامبر (ص) تا سال چهلم هجري بررسي گردد و موقعيت و ارتباطات پيامبر (ص) و خلفاء صدر اسلام با اعراب مسيحي و سرانجام کار آنان با مسلمانان تحليل شود.

واژه هاي کليدي: مسيحيت، تبوک، مباهله، نجران، قرآن.