تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 21/7/77

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : دکتر مهدي دهباشي

نام و نام خانوادگي : قدرت الله احمدي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دكتر مرتضي حاج حسيني

ترجمه و شرح درآمدي به فلسفه ذهن، اثر جورج گراهام

چكيده

بحث ذهن يا نفس قدمتي ديرينه دارد به گونه‏اي كه مي‏توان منشأ آن را آغاز تفكر بشر دانست . ليكن بحث نفس يا ذهن در فلسفة ‌افلاطون ( از فيلسوفان مشهور يونان) صراحت مي‏يابد و ارسطو نيز اين بحث را پي مي‏گيرد.

در فلسفه جديد دكارت نخستين فيلسوفي است كه تمايز عميقي بين نفس و بدن قايل ميشود و در پيوند وارتباط آنها چندان توفيقي بدست نمي‏آورد.

در قرن حاضر در غرب ( گذشته از گرايشهاي اگزيستانسياليستي و پديدار شناسي) ابتدا تفكر غالب به سمت اجتناب از مباحث ما بعد الطبيعي گرايش دارد . ليكن با ظهور فلسفه تحليل زباني در نيمه قرن حاضر كه رايل از بنيان‏گذاران آن بود فلسفه‏اي ظهور كرد كه مباحث معطوف بر ذهن بود . و گسترش اين فلسفه در نيمة دوم قرن حاضر در غرب به حدي بود كه برخي از آن تحت عنوان رنسانس فلسفه ذهن ياد كرده‏اند.

دركتاب درآمدي به فلسفة ذهن ، اثر جورج گراهام كه تلاشي است در زيمنه همين فلسفه ، موضوعات متعددي طرح مي‏شود.در اين مقاله به ترجمه و شرح مباحثي از آن پرداخته‏ايم كه عبارتند از:

فصل اول،‌ تحت عنوان « فلسفه ذهن چيست؟ » به بررسي فلسفه ذهن و سرانجام فلسفه ذهن و يكي از مباحث مورد بررسي آن مي‏پردازد.

فصل دوم ، تحت عنوان مسأله اذهان ديگر به بررسي اين مسأله مي‏پردازد كه ما از كجا مي‏دانيم كه ديگران ذهن دارند.

فصل سوم ، تحت عنوان باور در رايانه‏ها ، رنج در خداوند ،‌ابتدا به اين سؤال پاسخ مي‏گويد كه آيا رايانه ميتواند باور كند و بنابر اين ذهن داشته باشد و سپس ذهن خداوند را بررسي مي‏كند.

فصل چهارم ، با عنوان « فعل عقلاني » پس از بررسي فعل عقلاني ديدگاه ايگوئيسم ( خود پرستي) و التروئيسم (نوع دوستي) روان شناختي را مورد بررسي قرار مي‏دهد.

فصل پنجم، تحت عنوان « آيا ذهن وابسته به مغز است؟ » ديدگاههاي مختلف را در اين باب ، مورد پژوهش قرار داده و به نقد و بررسي آنها مي‏پردازد.