تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : بتول صادقيان

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مهدي دهباشي

تاريخ دفاع : 26/6/79

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : -

آزادي در فلسفه كانــــت

چكيده

كانت آزادي را از سه جنبه متافيزيكي ، اخلاقي و سياسي مورد بحث و بررسي قرار داده است و از آنجائي كه بحث آزادي در جنبة متافيزيكي آن از بحث عليت جدا نيست و به لحاظ اهميت بحث عليت از ديدگاه هيوم و تاثيري كه كانت در اين مبحث از او گرفته است در بخش اول رساله با ذكر تاريخچه مختصري از بحث آزادي و عليت سعي شده است تا عليت از ديدگاه اين دو فيلسوف به طور مفصل توضيح داده شود.

آنتي نومي سوم مرتبط با بحث آزادي است كه قضيه تزهم بر عليت طبيعي و هم بر عليت آزادي تاكيد مي‏كند . اما قضيه آنتي تز تنها بر عليت طبيعي پافشاري مي‏كند و كانت حاضر نيست كه به هيچ وجه به نفع آزادي ، عليت طبيعي را كنار بگذارد . لذا او مي‏گويد كه عليت طبيعي مربوط به حوزة پديدار هاست و عليت آزادي مربوط به عالم نرمن يا ناپدار مي‏باشد و نامي كه او به آزادي از جنبه متافيزيكي آن مي‏دهد آزادي جهانشناختي است و معتقد است كه بدون اين نوع آزادي ما به تسلسل برخورد مي‏كنيم و زنجيرة علل و معلولها هيچ گاه واقعيت پيدا نخواهند كرد.

كانت همچنان انسان را موجودي مي‏داند كه داراي آزاده‏اي آزاد است و آزادة‌ انسان كه داراي صفت و ويژگي آزادي است مي‏تواند خود آيين باشد و با عمل كردن مطابق با قوانيني كه خود به واسطة عقل عملي‏اش وضع مي‏كند آزادي تحقق پيدا مي‎كند . كه اين نوع آزادي ، آزادي اخلاقي نام مي‏گيرد بنابر اين آزادي در نظر او به معناي بي قانوني نيست . بي قانوني از نظر او امر محالي مي‏باشد و در بخش سوم رساله تحت عنوان خود آييني اراده به اين بحث پرداخته شده است.

راه حلي كه كانت براي حل تعارض ظاهري عليت طبيعي و آزادي ارائه مي‏دهد تحت عنوان تعارضات و مصالحه ، در فصل چهارم به آن پرداخته شده است . كانت معتقد است كه تعارض واقعي ميان عليت طبيعي و آزادي وجود ندارد و اين دو مربوط به دو قلمرو از هم متمايز هستند.

در فصل پنجم رساله به بحث پيرامون آزادي سياسي پرداخته مي‏شود و بر خلاف آزادي اخلاقي كه آزادي را از جنبه دورني انسان مورد لحاظ قرار مي‏دهد ،‌آزادي سياسي ، آزادي انسان را از جنبه بيروني آن مورد لحاظ و بررسي قرار مي‏دهد و چون امكان برخورد آزادي‏ها وجود دارد بنابر اين به اعتقاد كانت بايد محدوديتي براي آزادي وجود داشته باشد زيرا آزادي بي حد و حصر در حقيقت موجب سلب آزادي از ديگران مي‏شود و به اين طريق لوزم تشكيل يك حكومت و استفاده از زور براي رفع موانع آزادي تائيد و اثبات مي‏شود و همچنان كه در اخلاق كانت عقل را منشا، اصول و قوانين اخلاقي مي‏داند در سياست نيز عقل را منشا، قوانين مي‏داند.