تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 14/11/78

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : دکتر فتحعلي اکبري-استاد حسين شفيعي

نام و نام خانوادگي : نرگس معين

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مرتضي حاج حسيني

نقد و بررسي اشكالات غزالي بر فلسفه

چكيده

با نگاهي اجمالي به تاريخ علم و سير انديشه در ميان ملل و اقوام مختلف اين نكته مشترك در ميان تمامي تمدنها و ملتها جلب توجه مي‏كند كه در هر دوره‏اي برخي از انديشمندان و بزرگان مسير علم و انديشه را تعيين كرده و آنرا در جهتي نو و بديع قرار داده‏اند . ملت ايران نيز در طول تاريخ به تنها از اين امر مستثني نبوده كه همواره از پيشگامان و مشوقان علم و انديشه محسوب گرديده است.

يكي از بزرگترين و اصيل ترين اين انديشمندان نه فقط در ايران كه در طول تاريخ تفكر بشري ابوحامل غزالي است . وي كه بعنوان يك متفكر مسلمان و خلاق شناخته مي‏شود ، در طول زندگي پر نشيب و فراز خويش همواره در صدد بود تا طريق صحيح وصول به حقيقت قصوي را يافته و به ديگران نيز نشان دهد . او بدين منظور عملاً مكاتب و عقايد مهم عصر خويش را مورد نقد و بررسي قرار داده و سرانجام طريق تصوف را تنها طريق وصول به حقيقت و واقعيت دانست . البته تصوفي كه مبني عقل و شرع تكيه داشت نه تصوفي كه اساس آنرا وصول و مسائل ساختگي وخيالي تشكيل بدهد.

در اين ميان يكي از مهمترين مكاتبي كه مورد نقد و بررسي غزالي قرار گرفت ‹‹ مكتب فلاسفه›› بود . وي با جد و جهد تمام ، فلسفه زمان خويش را به خوبي آموخت و پس از غور و تعميق بسيار در آن ، در بيست مساله بر فلاسفه خرده گرفت و ساير عقايد آنان را صحيح و قابل قبول دانست . از اين بيست اشكال كه در كتابي به نام تهافت الفلاسفه مطرح شده‏اند ، چهار نكته آن در خصوص علوم طبيعي و باقي مربوط به حكمت ماوراء طبيعي است . بلحاظ موضوع فلسفي پايان نامه ، مسائل مربوط به علوم طبيعي در اين رساله مورد نقد و بررسي قرار نگرفت . مسائل مورد بحث غزالي در ماوراء طبيعت به قرار ذيل است:

1-ابديت عامل 2- ازليت عامل 3- مصنوع بودن جهان 4- اثبات وجود خدا 5- وحدانيت الهي 6- صفات خدا 7- منقسم نشدن مبدا، اول به جنس و فصل 8- بساطت الهي 9- جسم نبودن خداوند 10- اثبات صانع 11- علم خداوند به ذات خويش 12- علم خداوند به غير ذات خويش 13- علم خداوند به جزئيات 14- معجزات انبياء‌ و قاعده ضرورت علي و معلول 15- جوهر بودن و مجرد بودن نفوس انساني 16- جاويد بودن نفوس انساني 17- معاد جسماني.

غزالي درمساله اول ( ابطال ابديت عالم) كه مفصل ترين مساله كتاب تهافت الفلاسفه مي‏باشد ، چهار دليل از دلايل محكم و متقن فلاسفه را بطور كامل نقل كرده و سپس اعتراضات خود را بر اين دلايل مطرح نموده است. در مجموع مي‏توان گفت اعتراضات غزالي بر دلايل فلاسفه در خصوص قدم عالم ،اعتراضي به جا و صحيح است كه البته خود اين اعتراضات اشكالاتي نيز دارد . ولي به هر حال فلاسفه پس از اعتراضات غزالي بر قدم عالم ، نظرات و ديدگاههاي متفاوتي درخصوص مساله حدوث يا قدم عالم مطرح كرده و هر يك سعي نموده به طريقي اين مساله مشكل و جدال انگيز را حل نمايد.

مساله دوم يعني ابطال ازليت عالم در واقع ادامه مسئله اول است ، غزالي در اين مساله علاوه بر دلايل قدم عالم و به طبع همان اعتراضات مطرح شده قدم عالم دو دليل از دلايل خاص فلاسفه را در مورد ازليت عالم نقل نموده و انتقاداتي بر آنها مطرح كرده است . نظر گاه غزالي در بابت دليل اول به نظريات علمي معاصر بسيار نزديك است ولي انتقاد او بر دومين دليل كه به تفصيل بر مساله سوم بيان شده ، انتقادي اشتباه و غلط است.

در سومين مسئله غزالي با ارائه يك دليل از قول فلاسفه دال بر مصنوع بودن جهان در مجموع سه اعتراض بر نظريات آن وارد كرده است . سومين اعتراض كه اعتراضي صحيح و بدون خدشه بر وجود عقول عشره ابن سينا به عنوان رابطه ميان خدا و جهان است . يكي از اساسي ترين اعتراضات كتاب تهافت الفلاسه مي‏باشد.

مسائل چهارم تا سيزدهم كتاب تهافت الفلاسفه درخصوص خداوند و صفات او است برخي از اعتراضات غزالي در اين ده سال اعتراضات صحيح و قابل قبولي است ، از قبيل اشكالات او به دليل جسم نبودن خدا و دلايل اثبات صانعي براي جهان و برخي ديگر از اعتراضات و انتقادات او ، اعتراضات ناوارد و ناصوابي است كه البته غزالي در پايان عمر خود به بعضي از اين اشتباهات پي برده و در كتاب معارج القدس آنها را تصحيح كرده است . از اين نمونه است اعتراضات او بر دلايل اثبات يگانگي خدا ، ماهيت نداشتن خداوند ، ديدگاه فلاسفه درخصوص علم خداوند به جزئيات و ديدگاه فلاسفه در باب انكار بعضي از معجزات.

اشكالات مربوط به مسائل هيجدهم و نوزدهم در باب جوهر بودن و مجرد و جاويد بودن نفوس انساني امروزه در حوزه علومي چون روانشناسي ، زيست شناسي و پزشكي قرار مي‏گيرند.

و سرانجام مسئله بيستم در بابت ابطال اعتقاد به انكار حشر جسماني كه از مهمترين مسائل كتاب تهافت الفلاسفه مي‏باشد ، حاوي انتقاداتي صحيح و قابل قبول است كه بعدها مورد تاييد صدر المطالهين نيز قرار گرفت.

ابوحامد غزالي در پايان كتاب خويش فلاسفه درخصوص اعتقاد به سه مسئله قدم عالم ، عدم علم خدا به جزئيات و انكار معاد جسماني به كفر متهم كرد و در هفده مساله باقي مانده حكم بدعت را بر آنان جاري نمود.

باري پس از انتقادات غزالي بر مذاهب و مكاتب زمان خويش مخصوصاً فلسفه ، علومي چون كلام ، تصوف و فلسفه در مسيري نو و تازه قرار گرفت . عكس العمل انديشمندان پس از غزالي نسبت به نظرات و ديدگاههاي او بسيار متفاوت است كساني چون ابن رشد و ابن قيم از مخالفان سر سخت وي به شمار مي‏آيند و افرادي چون امام فخر رازي و شهرستاني راه غزالي و در مخالف با فلاسفه ادامه دادند . همچنين تاثير غزالي بر افرادي چون شيخ اشراق ، مولوي ، ابن عربي و صدرالمتالهين كاملاً مشهود است . حتي مي‏توان خطوطي از تاثيرات غزالي را بر تفكر جهان غرب نيز يافت . تاثير وي بر افرادي چون رايموند مارتين ، هيوم و ديگران كاملاً مشهود است . حتي عده‏اي خط سير تاثير غزالي را تا فلسفه معاصر غرب نيز دنبال كرده‏اند.