تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 25/8/77

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : دکتر محمود کتابي

نام و نام خانوادگي : علي اکبر عليزاده

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مهدي دهباشي

مقدمه‏اي بر اخلاق كانت

چكيده

از آنجا كه فهم نظريه سياسي كانت مشكل به نظر مي‏رسد،‌ مؤلف كتاب رويكردي را اتخاذ كرده تا درك و فهم آن آسانتر شود. فلسفة كانت عمدتاً به عنوان اينكه با صفات اخلاقي افراد و اعمالشان در ارتباط است. مطالعه مي‏شود، اما با اين ديدگاه نمي‏توان او را در ادعاهايش همراهي كرد، لذا با نظرية سياسي‏اش شروع مي‏كنيم تا در جايگاه بهتري براي درك فلسفة اخلاقي‏اش باشيم.

اين كتاب در ده بخش تنظيم شده كه ترجمة شش بخش آن محتواي رساله حاضر را تشكيل مي‏دهد.

در بخش اول تئوري سياسي كانت همراه با چالش‏ها و مسائلي كه كانت از نظر سياسي با آنها مواجه بوده. مطرح مي‏شود. سپس نظريات و پيشنهادات او در مورد دولت ليبرال ودلائل منطقي او در مورد نياز به حكومت و قوانين بيان مي‏گردد. راه حل كانت در مورد يك نظام قانوني اصل كلي عدالت است كه مبتني بر عقل محض است. كانت ارزش و اعتبار افراد را توان عقلي آنها مي‏داند و آن را خود مختاري مي‏نامد. از نظر او مساوات و كليت دو مشخصة حكومت ليبرال است. وي اقتدار حكومت را توافق و رضايت عقلاني افراد فرمانبر مي‏داند و نتيجه مي‏گيرد كه حكومت مطلوب بايد حكومت جمهوري باشد.

در بخش دوم، امر مطلق به عنوان معيار غايي اخلاق معرفي شده و كانت با پيشنهاد سه فرمول، وظايف امر مطلق را مشخص مي‏سازد و سپس با توضيح وظيفه دوسويه امر مطلق، نقش حكم اخلاقي را بيان مي‏كند.

در بخش سوم، فرمول خود مختاري همانند اصل كلي عدالت، آزمون منفي براي آئين‏هاي واقعي يا احتمالي سعادت دانسته شده است. كانت چند تفسير از اين فرمول را ارائه مي‏دهد تا به عنوان روية قانون گذاري اخلاقي بكار رود.

در بخش چهارم،‌ فرمول احترام به اعتبار و ارزش افراد بررسي شده است، فرمولي كه مفهوم انسانيت را معرفي مي‏كند و ما را ملزم به احترام به آزادي و قابليت هر شخصي براي ساختن حكمش مي‏سازد. وي احترام به اشخاص را به دليل اينكه آنها حاملان قانون اخلاقي هستند لازم مي‏داند.

در بخش پنجم،‌ سومين فرمول كه جامع‏ترين شكل امر مطلق است،‌بيان مي‏شود، فرمولي كه احياگر معناي امر مطلق است. اين فرمول ما را ملزم به تلاش در ايجاد دولت جمهوري مي‏كند.

در بخش ششم،‌ محدودة‌ امر مطلق و نقش قواعد در زندگي اخلاقي بحث مي‏شود، سپس تعارضات قواعد اخلاقي و راه حل كانت به اين تعارضات بررسي شده،‌ نتيجه مي‏گيرد كه قواعدي حاكم بر تكليف است كه از مبنا و زمينه قوي تري برخوردار باشند. سرانجام وجدان، احكام اخلاقي خطا گونه و ارزش يك نظرية اخلاقي از ديدگاه كانت تحليل و بررسي مي‏شود.