تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 24/12/77

رشته و گرايش : الهيات-فلسفه و کلام اسلامي

استاد مشاور : مجيد صادقي

نام و نام خانوادگي : حسين دهقان ضاد شهرضا

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مهدي دهباشي

نقش جوهري و جوهرة نفس همراه با دلائل تجرد آن، در فلسفه اسلامي

چكيده

شناخت نفس مقدمة ايصال به كمال و سعادت انساني ، اساس شناخت حقيقتي به نام زندگي و هدف متعالي آن ، اصل موضوعه در فلسفه اسلامي اخلاق و پاية تحقيق در اصول عقائد اسلامي و از جمله ، اصل توحيد مي‏باشد ،‌ چرا كه در پرتو اين شناخت است كه شناخت رب حاصل مي‏شود.

دستيابي به اين معرفت هم از طريق علم حضوري ميسر است و هم به سبك حصولي و اكتسابي . اما همة آنچه در كتابها در مورد نفس آمده است ، از همين مسير دوم گذشته است و الا شناخت حضوري نفس ، تجربة تكرار ناپذيري است كه قابل بازگوئي ، نگارش و تعميم نمي‏باشد.

اگر چه در بحث پيرامون نفس فلاسفة يونان ، از جمله سقراط ،‌ افلاطون ، ارسطو و افلوطين ، گوي سبقت ربوده‏اند اما فلاسفة اسلامي نيز در شناخت نفس كوشيده‏اند . چنانكه كندي ،‌فارابي و ابن سينا در اين مقوله صاحب راي هستند.

بحث از نفس در فلسفة تمام اين فلاسفه در مبحث طبيعيات آمده است چه ، از نظر اينها نفس به صرف اضافه و تعلقي كه به ماده دارد نفس ناميده مي‏شود و لاجرم از آن همراه با ماده بحث مي‏شود ، بدين طريق كه : « نفس جوهري است كه حدوثاً نياز به ماده دارد ،‌ و اصولاً كمال اول جسم طبيعي آلي است ، گرچه روحاني البقاء مي‏باشد.»

بعدها ، توسط شيخ اشراق و خصوصاً توسط ملاصدرا ، بحث از نفس وارد مباحث الهي (الهيات) مي‎شود ، زيرا از نظر اين بزرگان ، جوهرة نفس ، جوهره‏اي وجودي و مستقل است كه صرفاً يكنوع تعلق تدبيري به بدن (ماده) دارد ، اما از نفس بماهي هي صحبت مي‏شود و نام نفس به خودي خود بر آن گذارده شده نه اينكه به صرف اضافه و تعلق آن به ماده نفس ناميده شده باشد.

از اين ديدگاه ، وجود نفس امري بديهي است و اثبات وجود آن نياز به براهين چهارگانه‏اي كه ابن سينا آورده (يعني براهين طبيعي ، ادراك و افعال وجداني ،‌ وحدت نفس و برهان استمرار) ندارد و لذا ملاصدرا تنها به برهان طبيعي اكتفا مي‏كند . مساله ديگري بنام تجرد نفس هم مساله‏اي قابل بررسي است كه همة حكما به آن پرداخته‏اند اما ملاصدرا تجرد نفس را هم در مرتبه برزخي خيال اثبات مي‏كند ، هم تجرد نفس حيواني را مدلل مي‏سازد و هم تجرد نفس عقلاني يعني تجرد نفس را در مرتبه عقل با براهين بسياري اثبات مي‏كند و آنگاه به مقام نفس در مرتبة فوق تجرد اشاره مي‏كند ، كه نفس حتي در مقام تجردي خويش ثابت نمي‏ماند و خواهان سعة وجودي و كمال بيشتر است و لذا در مرحلة تجرد هم متوقف نمي‏ماند كه اين مقام فوق تجردي وي است.

اما حرف آخر ملاصدرا اين است كه چنين نيست كه نفس در مسير تكاملي خويش يكسري از صفات و لواحق و قواي نفساني را از خويش ساقط كند و بعضي از در مرتبة‌ عاليتري هستند برايش باقي بماند ،‌بلكه نفس همراه با صفات و لواحق و عوارض و قوايش سعه و تكامل وجودي مي‏يابد و هر چه متكاملتر مي‏شود ، كثرت و پراكندگي نفس كمتر مي‏شود و وحدت نفس قوي تر مي‏گردد.

«سبحانك يا منجي النفوس من اغشيه الاجسام الي معدن السرور»