تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 30/3/78

رشته و گرايش : علوم اجتماعي- جامعه شناسي

استاد مشاور : علي اصغر مهاجراني

نام و نام خانوادگي : حسين اصلاحي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر نصراله پورافکاري

بررسي عوامل مؤثر بر تغيير و تحول اراضي و واحدهاي بهره‏برداري زراعي ايران ‹‹ مطالعه موردي : شهرستان اصفهان ››

چكيده

رساله متشكل از دو فهرست، يك مقدمه و شش فصل، به همراه مجموعه‏اي از پيوستها نظير جدول اراضي قابل واگذاري و اشتغال زايي توسط سازمان امور اراضي در برنامه سوم توسعه اقتصادي و اجتماعي (84 - 1379) مي‏باشد. رساله در 225 صفحه تهيه و جمع‏آوري شده است و براي تكميل آن، از كتابخانه‏هاي اصفهان،‌ تهران و سازمان هاي امور زمين شهري بهره گرفته شده است كه در همين راستا، مراجعه به بيش از 70 منبع دست اول، تحقيقي و نسخ خطي تا حدودي بيانگر زحماتي است كه نگارنده براي تهيه اين رساله، تحمل نموده است.

منظور از بررسي عوامل مؤثر بر تغيير و تحول اراضي و واحدهاي بهره‏برداري زراعي در اين تحقيق مشخص كردن پارامترهاي طبيعي، اقتصادي، اجتماعي- سياسي و حقوقي است كه موجب تقطيع و تبديل اراضي، تصرف اراضي عدم كشت و در نهايت تخريب و فروپاشي واحدهاي بهره‏برداري مي‏گردند.

در اين تحقيق براي نگارنده دو سؤال اساسي به شرح زير مطرح بوده است.

1-عوامل مؤثر بر تغيير و تحول اراضي و واحدهاي بهره‏برداري زراعي كدامند و چه عواملي در گذشته به نفع جامعه دهقاني عمل كرده است؟

2-وضعيت اقتصادي و اجتماعي موجود بهره‏برداران زراعي در شهرستان اصفهان چگونه است؟

-دستيابي به پاسخ دو سؤال فوق و همچنين شناخت مسائل و مشكلات موجود اراضي و بهره‏برداري زراعي به منظور برنامه‏ريزي در جهت حل مسائل اراضي و توسعه كشاورزي پايدار از اهداف كلي تحقيق بوده است.

-مطالعات منابع پيشين درخصوص موضوع بيانگر آن است كه پژوهشگران اقتصادي و اجتماعي تغيير و تحول اراضي و واحدهاي بهره‏برداري را معلول اصلاحات ارضي سال 1341 دانسته و به دليل سياسي قلمداد كردن بيش از حد اين پديده (اصلاحات ارضي) از شناخت عوامل اساسي تغيير و تحول نظير رشد و تراكم جمعيت، كمبود آب، بي ثباتي سياسي، قانون گريزي دولتمردان، مسئله ارث و.... غافل مانده‏اند. مطالعات ما كه با استفاده از نظريه‏هاي وابستگي، تراكم جمعيت دوركايم و جنبش‏هاي اجتماعي و از طريق تكنيك‏هاي تحقيق : بررسي اسناد و مدارك، پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده صورت گرفت، نشان داد كه تغيير و تحول ارضي و واحدهاي بهره‏برداري معلول دهها عامل اجتماعي و اقتصادي و بعضاً طبيعي مي‏باشد و اين عوامل در گذشته خسران بزرگي را بر حيات اقتصادي و اجتماعي جامعه دهقاني وارد ساخته است. از ميان عوامل فوق فقط جنبش‏هاي سياسي ـ اجتماعي چپگرا (ماركسيستي و مسلمان) به نفع جامعه عمل كرده‏اند.

همچنين نتيجه تحقيق بيانگر آن است كه واحدهاي بهره‏برداري خرده مالكي ( خانوادگي و تعاوني‏هاي مشاع) 85 % كل بهره‏برداري كشور را تشكيل مي‏دهد. عليرغم اينكه اين واحدها نقش اساسي در ايجاد اشتغال، افزايش توليد و جلوگيري از مهاجرت روستائيان به شهرها دارند و پيري و كم سوادي اعضا، شوري آب و خاك در واحد بهره برداري و افزايش قيمت ماشين آلات کشاورزي تاثيري در سطح زير کشت اراضي آنها ايجاد نمي کند در مقايسه با بهره‏برداري‏هاي تجاري از حداقل اعتبارات و نهاده ‏هاي كشاورزي محروم اند.

تاكيد بر هدايت اين واحدها به سمت شركت‏هاي تعاوني توليد تحت نظارت وزارت كشاورزي و ايجاد نهادهاي مدني و تشكل‏هاي دهقاني خارج از حكومت جهت طرح مسائل و حل مشكلات آنان در آستانه ورود به قرن بيست و يكم از جمله پيشنهادات اين تحقيق مي‏باشد.