تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 23/3/80

رشته و گرايش : جغرافياي انساني - برنامه ريزي شهري

استاد مشاور : دکتر جمال محمدي

نام و نام خانوادگي : هادي اکبري قمصري

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر حسن بيک محمدي-دکتر سيروس شفقي

تحليلي بر عوامل و مسائل توسعه نيافتگي شهر قمصر

چكيده

در رساله حاضر كه در هشت فصل و 278 صفحه تدوين شده است ،‌با بهره‏گيري از روشهاي كمي و مطالعات ميداني (پرسشنامه‏هاي متعدد) ،‌ از ديدگاههاي مختلف به بررسي مسائل شهري قمصر پرداخته است . شهر قمصر به عنوان يك شهر كوچك در محدودة سياسي شهرستان كاشان واقع شده است . اين شهر با محطيي كاملاً كوهستاني ، از كمترين توانهاي محيطي برخوردار بوده و به مشكلات ساختاري ـ‌ كاركردي شهري متعددي دچار شده است . يعني با قرار گرفتن در يك بن بست فضايي ـ مكاني پايدار و انزواي جغرافيايي ، از اثر مكانيزمهاي رشد محروم مانده و به عنوان يك كانون مهاجر فرست عمل كرده ، فاقد يك توسعه مطلوب مي‏باشد ، به نحوي كه در طول پنج دوره سرشماري داراي نرخ رشدي معادل 53/0 درصد بوده كه در مقايسه با نرخ رشد شهر نشيني كل كشور (6/4 درصد) رقم بسيار ناچيزي است.

بر اين اساس در اين رساله هدف كلي ، شناخت عوامل مؤثر بر اين توسعه نيافتگي و بررسي پيامدهاي آن بر روند رشد شهر قمصر بوده است . لذا فرضيات ذيل مبناي مطالعه قرار گرفته است.

1-محدوديت توانهاي اكولوژيك بر روند توسعه نيافتگي شهر مؤثر بوده است.

2-سيستم سكونتگاهي منطقه و پيوندهاي فضايي آن عاملي مؤثر در عدم توسعه شهر قمصر محسوب مي‏گردد.

3-الگوي نامطلوب كاربري اراضي شهر ، بازتابي از توسعه نيافتگي شهر مي‏باشد.

بدين ترتيب با بررسي مباني نظري عوامل توسعه شهري در فصل دوم مشخص گرديد كه يكي از مهمترين عوامل مذكور ، تمركز مازاد توليد مي‏باشد . اما اين روند تمركز مازاد در اثر تغيير در مجراي گردش خود از يك سو و فقدان ارزش اضافي در محيطهاي نامساعد طبيعي از سوي ديگر ، صورت نگرفته و باعث عقب ماندگي مناطق پيراموني مي‏شود . پس اين دو عامل بعنوان اصلي‏ترين عوامل بازدارنده در روند توسعه قمصر تلقي شده و در فصل سوم با مطالعه توانهاي اكولوژيك (محيطي) به بررسي نقش منفي آنها در روند توسعه شهر پرداخته شد و مشخص گرديد كه به طور كلي توانهاي محيطي از جمله آب ، نبض توسعه شهر را در هر مقطعي در دست داشته و مانع عمده كم توسعه يافتگي مي‏باشند. در فصل چهارم نيز با بررسي الگوي گردش مازاد منطقه در دو قالب ، يعني بررسي روابط فضايي قمصر و حوزة آن و همچنين روابط و مناسبات قمصر با كاشان به روشهاي كمي و جغرافيايي ، به اين نتيجه رسيديم كه به علل مختلف كمترين روابط عملكردي بين قمصر و پسكرانه آن بوده و هيچگونه مازاد اجتماعي و اقتصادي از پسكرانه در قمصر متمركز نمي‏شود و در مقابل نيز ما در شهر كاشان با نقش منطقه‏اي خود ، با ايجاد روابط زنجيره‏اي با كل سكونتگاهها ، به استخراج مازاد توليد قمصر نيز دست زده ، در نتيجه قمصر داراي كمترين ميزان مركزيت و تمركز مازاد براي توسعه است.

با توجه به اين عوامل در بخش بعدي رساله به بررسي مسائل ناشي از اين كم توسعه يافتگي پرداخته شده و مشخص گرديد كه به لحاظ مسائل جمعيتي شهر دچار رشد منفي جمعيت و تركيب بسيار نامتعادل سني و جنسي مي‏باشد ، همچنين در زمينه مسائل اقتصادي ، ضعف عمومي در عرصه‏هاي مختلف اقتصادي شهر به وضوح مشخص بوده و شهر فاقد كمترين توان اقتصادي مي‏باشد . در نتيجه دو شاخص مهم در توسعه يعني جمعيت و اقتصاد شهر در بدترين شرايط قرار دارد.

چنين وضعيتي منجر به الگوي نامطلوب كاربري اراضي شهر شده است به نحوي كه در فصل هفتم مشخص گرديد كه به طور كلي سرانه كاربريهاي شهري يا بسيار بالاتر از حد استاندارد بوده (نظير كاربري سكوني) يا كمتر از ميزان استاندارد بوده و يا در سطح شهر با سازمان فضايي ناهمگوني توزيع شده است . در پاسخ به اين وضعيت نابهنجار در فصل آخر (هشتم) ابتدا به جمع‏بندي و نتيجه‏گيري از مباحث مذكور پرداخته شده و سپس بر مبناي توانهاي محيطي شهر و مشكلات و كمبودهاي موجود و نيازهاي آتي ، در قالب يك طرح 10 ساله ، در عرصه‏هاي مختلف طبيعي ، جمعيتي ، اقتصادي و الگوي كاربري اراضي آتي شهر ، پيشنهادات مختلفي ارائه گرديده است.