تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 27/12/79

رشته و گرايش : تاريخ-ايران دوره اسلامي

استاد مشاور : دکتر اصغر منتظرالقائم

نام و نام خانوادگي : عبدالحسين حق جو

دانشکده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر حسين ميرجعفري

تاريخ تشيع در دوره تيموريان ( 911-850 هـ) و قراقوينلوها

چکيده

تاريخ تشيع در ايران فراز و نشيب‏هاي زيادي گذرانيده است . مذهب شيعه داراي خصوصياتي بوده كه با خواست و توقعات ايرانيان سازگاري داشته است . تا قرن هفتم هجري و دورة ايلخانيان نفوذ تشيع در ايرا به آهستگي صورت پذيرفته است . در دورة ايخانان زمينة مناسبي براي علماي شيعه بوجود آمد تا در ترويج تشيع كوشش بيشتري بنمايند . در تحت تأثير عرفان ائمه اطهار ،‌ فرقه‎هاي تصوف ،‌مانند كراميه كه از نفوذ بالايي برخوردار بودند ، به سوي تشيع گرايش پيدا نمودند . از آثار اين رويكرد ، سيد علي همداني و علاءالدوله سمناني و بعداً شيخ حسن جوري به تشيع گرايش و بعضاً پذيرفتند.

با فروپاشي ايلخانان در سال (736 هـ) و آغاز هرج و مرج سياسي و غلبة ملوك الطوايفي ،‌در خراسان سربداران مؤفق به تأسيس حكومتي گرديدند كه ساختاري جمهوري داشته است . در غرب ايران آل جلاير گرايشان شيعي داشتند و متحدان آنان ، يعني قراقوينلوها ،‌در ابتداي قرن نهم مؤفق به تشكيل دولتي در غرب ايران گرديدند كه از بين حكام قراقوينلو اسپند ميرزا كه در بغداد حكومت مي‏نمود ،‌تشيع را در آنجا رسميت بخشيد ولي بقية حكام قراقوينلو با اينكه شيعه مذهب بودند ، در اين ارتباط اقدامي ننمودند ،‌اما در دورة آنان و با كوشش سيد حيدر توني ، در تبريز تشيع گسترش پيدا نمود . حروفيه كه داراي گرايشات شيعي بودند . در دورة جهانشاه قراقوينلو دست به قيام زدند و در تبريز سركوب شدند.

در جنوب ايران و در همسايگي قراقوينلوها ،‌مشعشعيان به قدرت رسيدند . آنان داراي عقايد غاليانه‏اي بودند و بين قراقوينلوها و مشعشعيان رابطه‏اي خصمانه برقرار بود . مشعشعيان با سقوط تركمنان قراقوينلوها در سال (873 هـ) همچنان به حيات سياسي خود تا دورة‌ صفويه ادامه دادند . جهانشاه تركمان با نهضت صفويه كه در دورة او داراي سازماني گسترده بودند نتوانست مدارا نمايد و شيخ جنيد و فرزندش حيدر به آق قرينلوها پناه آوردند.

تشيع در بين تيموريان در قرن نهم با اقبال مواجه بود . هر چند تيموريان اقدامات مخالفان را بر نمي‏تافتند و آنان را سركوب مي‏نمودند . از ميان حكام تيموري ، سلطان حسين بايقرا ، گرايش بيشتري به تشيع داشت و در دورة او هرات مركز فرهنگي و مجادلات كلامي و مذهبي گرديد . سلطان حسين بايقراء،‌ در جهت تغيير خطبه به نام ائمه معصومين عليهم السلام ،‌ دستوري صادر نمود ولي با مخالفت مواجه شد . و دستورش را لغو نمود . سلطان محمد نوة شاهرخ كه در اصفهان حكومت مي‏نمود ، داراي گرايشات شيعي بوده و از آثار معماري دورة‌ حكمراني او اين مهم استنباط مي‏گردد.

تصوف كه در قرن نهم از گستردگي زيادي برخوردار بود . با تشيع آميخته گرديد و در آثار شاه نعمت‏الله ولي اين امر ديده مي‏شود . شيعيان نيز داراي گرايشات صوفيانه بوده‏اند ،‌ سيد محمد نوربخش در ماوراء النهر عليه تيموريان به قيام دست زد ولي موفقيتي به دست نياورد . گذرا آرامي از تسنن به تشيع در قرن نهم مشاهده مي‏گردد و شيعيان در تغيير باورهاي جامعه و ارزشهاي حاكم به نفع عقايد شيعي فعاليت مي‏نمايند.

برزگان شيعه ،‌نظير ابن فهد حلي ، ابن ابي جمهور احساني ،‌فاضل مقداد و . . . . به فعاليتهاي علمي در جهت تقويت تشيع مشغول بودند . ا بن فهد حلي در دوره‏اي كه اسپند ميرزا در بغداد حكومت مي‏نمود با بزرگان اهل سنت به مناظره برخاست و اسپند ميرزا تحت تأثير او تشيع را در بغداد رسميت بخشيد.

در قرن نهم علماي شيعي كه در رأس آنها فقها بوده‏اند ، تفاسير زيادي بر قرار نگاشتند كه از خصوصيات اين تفاسير دوري از ذهنيات ،‌توجه به مسائل اجتماعي بوده است و بيشتر آيات الاحكام قرآن تفسير شده است.

در ادبيات و در نظم و نثر ،‌تشيع نمايان است . و شاعران شيعي و غير شيعي در منقب اهل بيت اشعار فراواني سروده‏اند.

همچنين در قرن نهم شاهد حضور سلسله‏هاي سياسي شيعي در شمال ايرا هستيم ، مرعشيان در مازندران و آل كاركيا در گيلان به حكومت مي‏پرداختند . بدون ترديد اين دو سلسله در منطقه شمال ايران در گسترش تشيع مؤثر بوده‏اند.

بدين ترتيب با كنار هم گذاشتن موارد فوق به زمينه‏هاي اصلي رسميت يافتن تشيع در ايران قرن دهم ، پي مي‏بريم.