تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : -/4/74

رشته و گرايش : علوم اجتماعي- جامعه شناسي

استاد مشاور : دکتر حسين رفيعي الحسيني

نام و نام خانوادگي : رحمت اله دادور

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر بهجت يزدخواستي

«جامعه شناسي آموزش و پرورش»

بررسي تطبيقي نظام جديد آموزش متوسطه و نظام قبلي (غيرواحدي) براساس تغييرات اجتماعي در شهر کرمان

چكيده

آموزش و پرورش يكي از نهادهاي اساسي هر جامعه مي باشد و نقش اساسي در رشد و توسعه و پيشرفت آن جامعه ايفاء مي نمايد. با توجه به تغيير بنيادي نظام آموزش و پرورش و بنابر لزوم شناخت هر چه بيشتر نظام جديد، تحقيق حاضر تحت عنوان" بررسي تطبيقي نظام جديد و قديم آموزش متوسطه در شهر كرمان" انجام گرفت. هدف از انجام اين تحقيق مقايسه دو نظام قديم و جديد آموزش متوسطه براساس خصوصياتي همچون ميزان اوقات فراغت دانش آموزان، ميزان فشار کاري معلم و تاثير آن بر کيفيت آموزش، ميزان توجه به نيازها و ضرورتهاي محلي و منطقه اي، ميزان رشد و گسترش رشته هاي نظري و فني، ميزان اجتماعي شدن دانش آموزان نوع كاربرد روش هاي تدريس و … مي باشد.

روش تحقيق در اين طرح، روش پيمايشي مي باشد. جامعه، آماري، دبيران مقطع متوسط شهر كرمان در سال تحصيلي 74-73 مي باشند. حجم نمونه اين طرح، 80 نفر از دبيران مي باشند كه به نسبت از ميان دبيران زن و مرد انتخاب شده اند.

چارچوب تئوريك اين طرح، نظرية "نظام اجتماعي" و ضرورتهاي كاركردي آن كه بوسيله يكي از جامعه شناسان آمريكائي بنام تالكوت پارسنز بيان گرديده، مي باشد. ابزارهاي جمع آوري اطلاعات، پرسشنامه و مصاحبه و همچنين ابزار اندازه گيري اطلاعات، استفاده از جداول فراواني درصد و x2 و ضريب توافق پيرسون (C) مي باشد.

يافته ها و نتايج اين تحقيق عبارتند از:

1- حجيم و مشكل بودن كتب درسي

2- كمبود وقت و فشردگي مطالب

3- فشار كاري معلم در اثر تدريس فشرده كتب و در نتيجه كاهش كيفيت آموزشي

4- بدبين بودن دانش آموزان و اولياء آنها به نظام جديد، بخصوص رشته فني و كاردانش، با توجه به محرز شدن ناتواني طرح كاد در انجام اين وظايف

5- عدم توانائي نظام جديد در اجتماعي نمودن دانش آموزان در مقايسه با نظام قديم

6- عدم توجه به نيازها و ضرورتهاي محلي و منطقه اي

7- غلط بودن طريقه ارزشيابي و برگزاري آزمون