تحصيلات تکميلي

تاريخ دفاع : 14/8/84

رشته و گرايش : زبان فارسي-ادبيات

استاد مشاور : دکتر سيد علي اصغر ميرباقري فرد

نام و نام خانوادگي : مهدي احمدي

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر محمدرضا نصراصفهاني

تحليل محتوايي و سبکي مرثيه هاي ادب پارسي از مشروطيت تا سال 1332

چكيده

مرثيه از نوع اشعاري است که جنبه ي عاطفي در آن از ديگر جنبه ها قوي تر است. اصولاً شاعر در سرودن آن ديگر در فکر نماياندن قدرت شاعري خود نيست، از حادثه اي متأثر شده و شعري سروده است. اين ظاهر قضيه است. اما وقتي به مطالعه ي مراثي اين دوره مي پردازيم مي بينيم جنبه ي عاطفي مراثي اين دوره بسيار ضعيف است. شاعر در سرودن مرثيه نه از زبان خود بلکه با زباني متعلق به دوره هاي پيشين سخن مي گويد. اگر هم تأثري از حادثه ي مرگ دارد با الفاظ عاريتي قادر به بيان آن نيست. الفاظ در بيشتر موارد غريب و ابيات افسار گسيخته هستند تا جاييکه نمي توان حتي در محور افقي اشعار ارتباطي برقرار کرد. ضعف در محور عمودي که دگر جاي بحث نيست ضعف در محور عمودي خصلتي عمومي در شعر سنتي است.

تجدد که از دوره هاي قبل از مشروطه شروع شده بود و در دوره ي مشروطه و بعد آن شتاب بيشتري يافت تأثيري آنچناني بر شعر ندارد. شعر و ادبيات ريشه در تاريخ ايران زمين دارد و تجدد داراي ريشه نيست که بتواند بر ادبيات تأثيري مستقيم بگذارد.

نوآوري در مراثي اين دوره به تعداد انگشتان دو دست هم نمي رسد از چهارصد مرثيه ي بررسي شده در اين تحقيق تنها به چند مورد از اين مراثي برجسته مي توان اشاره کرد. ضعف ادبي شاعران کوچک که تنها نامشان در تذکره ها ذکر مي شود، عدم جسارت شاعران بزرگ و مقيد بودن آنها به نظام ازلي ــ ابدي شعر فارسي که حرمتش مانع هر گونه تغيير در آن مي شود شعر را از هر نوع نوآوري محروم کرد. کاري که نيما شروع کرد سالها بعد از دوره ي مورد بررسي به نتايجي رسيد هر چند در بيشتر مواقع از اهداف نيما هم منحرف شد و تعداد اندکي از شاعران مانند اخوان ثالث توانستند راه او را با موفقيت طي کنند.

چاپ و نشر روزنامه و مجلات گوناگون شاعران را به سطحي گويي کشاند. بيشتر متجددين داراي سواد اندکي بودند و بيشتر سنتي ها هم از تمام ادبيات تنها گفتن شعر را ياد گرفته بودند. رخدادهاي امروزي را با زبان سنتي و نگاهي ذهني نه عيني به تماشا مي نشستند و آنچه را که مي آفريدند در سطح نازلي از نظر ادبي قرار داشت. زبان عوام به صورت ناشيانه در شعر به کار مي رود، لغات فرنگي به شتاب و بدون توجه به بافت آنها در ساخت زبان فارسي در شعرها براي بيان تجدد جاي مي گيرند... اما همه ي اين موارد سطحي است و عمقي ندارند تا جاييکه خيلي از مراثي را يک بار هم نمي شود خواند. الفاظ بي روح و بعد عاطفي ضعيف از اين مراثي تنها اسمي باقي گذاشته است.‌