تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : ميثم سفيدخوش

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر يوسف شاقول- دکتر سعيد بيناي مطلق

تاريخ دفاع : 22/6/85

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : -

افلاطون به روايت هگل

چكيده

هگل در مجموعة درسهاي تاريخ فلسفه خود، بخش قابل توجهي به بررسي فلسفة افلاطون و جايگاه آن در تاريخ انديشة فلسفي اختصاص مي دهد. روايت وي از فلسفة افلاطون چونان يك گزارش ساده و بدون هيچ گونه نظرگاه قبلي نيست زيرا وي اصولاً چنين گزارشي را فاقد ارزش فلسفي مي داند، از اين رو بر اساس نظرگاه و مباني خويش به تفسير و تأويل اصول و اجزاء اين فلسفه پرداخته و بر آن پرتو مي افكند به نحوي كه مي توان در همه جاي روايت او ردّپاي نظرگاه خودش را مشاهده كرد. مسأله و هدف اصلي رسالة حاضر، بيان روايت و تفسير او از فلسفة افلاطون است و ضمن آن مي كوشد با مشخص كردن مباني هگليِ موثر بر تفسير او از فلسفة افلاطون، نسبت آنها را با نظريات خود افلاطون، آنچنان كه از متن آثار او بر مي آيد، مورد سنجش قرار دهد. فرض برگزيدة رسالة حاضر اين است كه به رغم همدلي تأويل گونة هگل با فلسفة افلاطون و نيز شباهتهاي موجود ميان آنها، انديشة اين دو فيلسوف در اوج اختلاف با يكديگر به سر مي برد. البته هگل ضدّيّت غير قابل رفع انديشه هاي فلسفي را باور ندارد ولي به نظر مي رسد همين نكته از موارد اصلي اختلاف غير قابل رفع تفكر سنّتي افلاطون با تفكر يكپارچه مدرن هگل است.