تحصيلات تکميلي

نام و نام خانوادگي : علي برخورداري

دانشكده : ادبيات و علوم انساني

استاد راهنما : دکتر مهدي دهباشي

تاريخ دفاع : 28/4/85

رشته و گرايش : فلسفه-غرب

استاد مشاور : -

فلسفه‌ي تاريخ هگل

چكيده

هر تفکر فلسفي به راستي پيوندي با دين دارد. انديشه‌ي هگل نيز در اوج سير خود کوشيده تا بر مبنا و بنياد عقلي، همان کاري را بکند که دين همواره به شيوه‌ي عملي و عاطفي انجام داده است. از طرف ديگر هگل مدعي است که هر فرد، فرزند زمان خويش است؛ بنابراين، فلسفه نيز محصول زمان خود است که در افکار و انديشه ها نمود مي يابد. فلسفه‌ي زمان هگل، فلسفه روشنگري و رمانتيسم است، نه فلسفه دين؛ پس فلسفه‌ي هگل نيز بايد فلسفه زمان خود باشد، در حالي که هگل صريحا مي گويد: «فلسفه تاريخ او در واقع بررسي جريان مشيت الهي در تاريخ است». البته مشيتي که در قالب اراده ي انسان ها (قهرمانان) و قانون عليت (جهان طبيعت) و تاريخ (تشکيل دولت) به منصه ظهور رسيده است، که اين گونه بررسي مشيت الهي جديد و مختص هگل است و کاملا با بيان کلامي و بسط ديني متفاوت است هر چند محتوا همان است.

هدف از اين تحقيق بررسي رابطه ي ضرورت و حتميت تاريخي (Historical Invitability) با مشيت الهي (Divine Providence) و نسبت سنجي مرزهاي دکترين (آموزه) هگلي و مسيحي است تا مشخص شود در روش ديالکتيک هگلي اين دو چگونه به سنتز مي رسند

روش نگارنده در اين تحقيق، تحليل و توصيف محتواي آثار هگل با مبنا و رويکرد تاريخي است. طبعا با اين روش فلسفه ي تاريخ هگل با توجه به بنيان ها و بسترهاي تاريخي و ديني آن زمان مطالعه و بررسي شده است؛ زيرا درک انديشه هاي يک فيلسوف بدون شناخت قبلي از روزگار او ناممکن است بنابراين، نگريستن به نظام فلسفي هگل به صورت في نفسه و بيرون از بستر تاريخي و سنت فلسفي اي که در آن شکل گرفته، کاري کاملا غيرهگلي است.

نتيجه ي به دست آمده از اين تحقيق عبارت است از: قرابت زياد فلسفه ي تاريخ هگل با آموزه هاي ديني و عرفاني؛ به اين معنا که فلسفه ي هگل تماما در خدمت آموزه هاي ديني است و سعي در مسلح کردن اين آموزه ها به زبان روز است. بنابراين در پشت صحنه ي انديشه و نظام فلسفي هگل آموزه هاي الهياتي مسيحي به صورت قوي و نيرومند ايستاده است، به نحوي که هگل را کاملا در قبضه ي خود نگه داشته و نگذاشته از چنبره دين خارج و به سبک زمان خود انديشه و تفلسف بنمايد.

به همين دليل ضرورت و حتميت تاريخي با مشيت الهي منطبق است؛ لذا تاريخ هگل عبارت خواهد بود از فلسفه ي جريان مشيت الهي در تاريخ.